پول در فوتبال ایران حرف اول را می‌زند
امیرحاج رضایی، کارشناس و مفسر فوتبال:

پول در فوتبال ایران حرف اول را می‌زند

نویسنده : مازیار حکاک

امیر حاج‌رضایی مربی و مفسری از نسل قدیمی‌های فوتبال است که به عنوان یک دل‌سوز فوتبال همیشه دغدغه فرهنگی داشته است. با او که سابقه مربی‌گری در تیم ملی را دارد پیرامون کم شدن بازیکنان با تعصب در فوتبال‌مان هم کلام شدیم تا علت را از زبان او جویا شویم.


* چرا در کشورمان بازیکنانی با تعداد بازی بالا در یک تیم کم داریم؟

من به دفعات گفتم شرایط فعلی فوتبال ایران و ضعف فنی‌اش تنها با ارتقا سطح فرهنگی ‌جبران می‌شود. این سطح فرهنگی روز به روز در حال تنزل است و به موازات آن تمام مسائل فوتبالی از جمله همین مسئله عشق به پیراهن و تعصب کاهش پیدا می‌کند. پول‌سالاری در فوتبال ایران حرف اول را می‌زند. جامعه رسانه‌ای ممکن است به اندازه‌ای که فعالان فوتبال به این مسئله نزدیک هستند، نزدیک نباشد. ما در بین بازیکنان هستیم و از نزدیک با آن‌ها ارتباط داریم، باور کنید درصد خیلی خیلی کم و تقریبا نزدیک به صفر هستند که به پول فکر نکنند. با این شرایط پاسخ این سئوال روشن است وقتی که یک باشگاهی پول بیشتری می‌دهد بلافاصله رنگ پیراهن تغییر می‌کند. بسیار دیدیم که بازیکنی اعلام می‌کند من از بچه‌گی به پیراهن فلان تیم علاقه داشتم ولی به محضی که پول بیشتری گیرش آمده رفته و معلوم شده آن حرف‌ها متظاهرانه و برای بازی با احساسات هواداران بوده است. الان بازیکنان خیلی به سرعت تغییر باشگاه می‌دهند و بعد هم اسمش را حرفه‌ای بودن می‌گذارند. این درحالی است که بازیکنان بزرگی در فوتبال دنیا عمر فوتبالی‌شان را در باشگاه محبوب‌شان هستند. بازیکنان بزرگی نظیر رائول و فرناندو هیرو در رئال، دل‌پیرو و بوفون در یوونتوس، اسکولز و گیگز در منچستر، مالدینی در میلان و بازیکنان حال حاضر نظیر توتی در رم و جرارد در لیورپول همه از همین دسته‌اند. این بازیکنان تازه وقتی باشگاه‌شان را ترک می‌کنند که عمر فوتبالی‌شان به پایان رسیده است و می‌بینیم در سال‌های پایان بازیگری‌شان سر از کشورهای حوزه خلیج فارس یا لیگ‌های نوپا نظیر لیگ هند سر در می‌آورند. در ایران هم در دهه‌های قبل به همین شکل بود ولی حالا همه رنگ باخته و تنها مسئله فوتبال ما پول است و فضیلت‌ها در مقابل پول هیچ جایگاهی ندارد. به ندرت باید به ذهن‌مان فشار بیاوریم که یک نفر را پیدا کنیم که شاید همان یک نفر هم پیدا نشود.

* پس ریشه این موضوع در مسائل فرهنگی است؟

قطعا! این‌که این روزها بازیکنان ما بعد از تعویض اعتراض می‌کنند و در شبکه‌های اجتماعی سوداگری می‌کنند، ریشه‌اش در مسائل فرهنگی است. واقعا جای سئوال است که چگونه می‌شود بازیکنی که هنوز بازیکن بزرگی نشده و در ابتدای راه است این کارها را می‌کند. این نشانه نداشتن ظرفیت است که ناشی از فقر فرهنگي است. مربوط به ضعف تربیت است و به همین خاطر است که به خودشان اجازه می‌دهند حرف‌هایی را بزنند که بزرگان فوتبال مملکت و اسطوره‌های یک باشگاه هرگز نزده‌اند. ما متاسفانه بازیکنان را در باشگاه تربیت نکردیم که این مسائل را آموزش ببیند.

* یعنی بازیکن باید در آکادمی باشگاه این آموزش‌ها را ببیند؟

بله اما آکادمی‌ها در فوتبال ما تنها اسم قلمبه‌ای است و من معتقد به بستن‌شان هستم. به جز استثناهایی که دارند با شرف کار می‌کنند، بيشترشان فقط به جهت سودجویی و کندن پول از پدر و مادرها در فوتبال حضور دارند.

* نقش باشگاه‌ها در طولانی شدن عمر فوتبالی بازیکنان چقدر است؟

ببینید وضعیت باشگاه‌های ما نا به سامان است. با این که پول هنگفتی از سمت دولت به باشگاه تزریق می‌شود که در واقع پول مردم است ولی باشگاه‌ها وضعیت‌شان نامشخص است. چون قوانین ما در باشگاه‌داری متزلزل است، بازیکن تنها به فکر پولش است که خب همان هم ساختاری مناسبی ندارد. این که در باشگاه‌های خارجی می‌بینیم بازیکن با تعصبی وجود دارد که تمام دوران بازیگری‌اش را در یک تیم است به این خاطر است که قوانین آن‌جا به حدی دقیق اجرا مي‌شود که حضور بازیکن در باشگاه یک پارامتر دو طرفه است و خیلی از اوقات خود بازیکن است که دوست دارد قراردادش را با تیمش تمدید کند. اگر بازیکن خوب نباشد آنی به لیست فروش می‌رود و تعصب بازیکن به باشگاه دلیلی بر بازیکن سالاری نیست. اگر در فوتبال اروپا نمونه‌هایی هستند که کارشان را درست انجام نمی‌دهند بلافاصله به تیم دیگری منتقل می‌شوند نظیر کاسانو یا بالوتلی و با این کار قداست باشگاه را حفظ می‌کنند و بازیکن را سرجایش می‌نشانند. ولی در کشورمان صد دفعه ناز یک بازیکن را خریده‌اند و تنها کسب سه امتیاز مهم است ولی باشگاه‌ها متوجه نيستند چه بهای سنگینی را برای به دست آوردن امتیاز مي‌دهند.

*آیا می‌شود برای داشتن بازیکنان با تعصب در نسل آینده امیدوار بود؟

من امیدوارم. البته کار در این حوزه تنها فدراسیون و یک نهاد خاص نقش ندارند و باید همه برای رسیدن به آن دست به دست هم بدهند و یک عزم ملی می‌خواهد. این کار زمان‌بر است و نیاز دارد به معلم‌هایی که رگه‌های پاک دارند و تحصیل کرده هستند.

نظرات کاربران
کد امنیتی