قلم‌تان را استاندارد کنید
jeem.ir

قلم‌تان را استاندارد کنید

نویسنده : مدیر سایت

یکی از بدیهی‌ترین مسائل در شروع هر نوشته‌ای، تنظیم قلم (فونت) نوشتار است. اندازه و نوع فونت به مقدار زیادی به شما برای نوشتن یک مطلب خوب کمک می‌کند. رضا امیرخانی در مطلبی توصیه کرده بود که حتما برای داستان نویسی از فونت تیتر و اندازه 28 به بالا استفاده شود تا چشم در هنگام نوشتن خسته نشود. فونت‌های استاندارد فارسی عبارتند از نسیم، لوتوس و میترا که در اندازه 16 به بالا چشم نواز می‌شوند و هم به خواندن متن توسط خودتان کمک بهتری می‌کنند و هم تعداد و تنوع غلط‌های املایی‌تان را کاهش می‌دهند.

 

غذای هیئت برای من و تو نیست!

هاچ

تاریخ انتشار:17/8/93

ساعت:  14

غذای هیئت برای من و تو نیست. برای من و تویی که برای هر لباس‌مان کفش همرنگ خودش را داریم، برای من و تویی که دست‌مان به دهن‌مان می‌رسد، برای من و تویی که استطاعت داریم که برای عیدمان لباس بخریم، نیست. این غذا برای آن‌هایی است که سال به دوازده ماه دو تکه گوشت نمی‌بینند تا بفهمند گوشت چه بویی می‌دهد. این غذا برای آن‌هایی ست که من و تو هیچ وقت به فکرشان نیفتاده‌ایم.

پدر، مادر، خواهر، برادر و دوستِ من، شما متهمید! این غذا برای من و شما نیست. دارم می‌روم از یخچال جعبه پنیر را بردارم و با کاهوی تلخی -که نمی‌دانم چرا تلخ شده- نان و پنیر و کاهو بخورم. من این نان و پنیر را از چلو گوشتی که در هیئت می‌دهند، بر خودم پاک‌تر دارم...

صفحه اصلی- محرمانه– یادداشت کاربران – غذای هیئت برای من و تو نیست

 

 

دیو... آر

f_l.a

تاریخ انتشار : 14/8/93

ساعت: 18

خوی انسانیت در همه‌مان هست؛ قصه‌ها می‌گویند: دیوار، «دیو...آر» است!

ساختِ دیوار دور دیوان فقط از انسان بر می‌آید! فقط انسان است که دیو را در چهار دیواری محکوم به تنهایی می‌کند تا گزندش به انسانی نرسد. این بود که هر انسانی که صفتی از دیو در خود یافت، دورِ خود دیواری کشید!

دمِ انسان‌ها گرم که هنوز دیویت را از آدمیت تمیز می‌دهند؛ که هنوز دیو را محبوس می‌کنند، هر چند آن دیو خودشان باشند؛ که هنوز ساختِ دیوار بلدند و آن را می‌سازنند که هنوز انسان و انسانیت را دوست دارند. حیف از آن همه انسانیت که به خاطر ذره‌ای دیویت محبوس شود. مردم ترس دارند از ذره‌ای دیویت‌شان برای دگران و شرم دارند از آن همه انسانیت‌شان برای خودشان!

اگر این نیست، پس چگونه است که زمین را کم آوردند و در هوا هم دیوار ساختند!؟

صفحه اصلی- محرمانه– یادداشت کاربران – دیو... آر

 

 

زلفِ یار...

سلیمان حسنی

تاریخ انتشار : 08/08/93

ساعت: 17

دل در طلبت زار و پریشان شده، برگرد/ از پیچِ سَرِ زلفِ تو حیران شده، برگرد

ای دلبرِ شیرین سخن، آهویِ فراری/ این شیفته‌ات گم به بیابان شده، برگرد

زان روز که دیده، صنما، رویِ چو ماهت/ عاشق به سرِ کویِ تو مهمان شده برگرد

این قصه‌یِ عشقِ من و دوریِ تو ای یار/ دستمایه‌یِ هر، محفلِ رندان شده برگرد

ای یار کجایی ، دلِ عاشق شده‌یِ ما/ اسبابِ سخن‌هایِ فراوان شده برگرد

از شهدِ لبِ لعلِ تو کامِ دلِ ما خوش/ تا خون نشده این دلِ ویران شده، برگرد

آزاد، زِ هَر قید و زِ هَر بند و کمندم / از عشقِ تو دنیا، همه زندان شده برگرد

سر زندگیِ من همه جا وِردِ زبان بود/ بین، دل که زِ اندوه، در افغان شده برگرد

در عشق و وفاداریِ تو شکّ نتوان کرد/ هنگامِ وفاداریِ پیمان شده برگرد

عمری است که از عشق کلامی نشنیدی/ این واله‌یِ سرگشته پشیمان شده برگرد

از درد و تب و لرزِ فراغِ تو نگارا/ بیمارِ تو محتاجِ طبیبان شده برگرد

دلدار، بیا یارِ تو بدجور شکسته است/ از بی‌کسی‌اش، یارِ غریبان شده برگرد

صفحه اصلی- جادوی کاغذی – یادداشت کاربران – زلفِ یار

 

ز مثل زلال؛ س مثل ساده

h_ghasemi

تاریخ انتشار : 17/8/93

ساعت : 13

در ما زلالی هست که هیچ چیز نمی‌تواند آن را به فساد بکشاند، نه دنیا، نه خود ما در بردگی دنیا. این زلال تنها محل اقامت ما در این زندگی ست، چه از آن آگاه باشیم و چه نه. چیزی را برای من مثال بزنید، فقط یک چیز را که با عشق پیوندی نداشته باشد و ارزش آن را داشته باشد که سه ثانیه درباره آن صحبت کنیم... «کریستین بوبن- فاصله گرفتن از دنیا»

همیشه باورم این بوده و هست که آدم‌ها خوبند... بعد؛ بستگی دارد به خودشان که چگونه نمایان شوند. بعضی نومیدم می‌کنند، بعضی امیدوار، بعضی غافلگیرم می‌کنند و حیرت‌زده که چقدر در فاصله‌اند با تصورات و پیش فرض‌های ساده و آبی من! برای بعضی متاسف می‌شوم و از ادامه‌شان منصرف! بعضی را گنجینه‌ام می‌دانم و گرامی می‌دارمشان به مهر، به احترام، به شادی... و در هر حال باز بر این خیالم که آدم‌ها خوبند!

صفحه اصلی- محرمانه – یادداشت کاربران – ز مثل زلال؛ س مثل ساده

 

جیم خونم پایین آمده...

میرزا زرنگ

تاریخ انتشار : 08/08/93

ساعت: 18

وقتی به دليل سربازی سه ماه باشد که جیم نخوانی و جیم خونت پایین بیاید، نتیجه‌اش این می‌شود دیگر... من الان به دليل این مشکل دچار عارضه‌های مختلفی از جمله دیگر آزاری شدید، خنده‌های بی‌وقفه، شوخی‌های پشت نیسانی و اعمال قانون به شیوه دمپایی شدم و تمام عوارض نامبرده مستقیماً بر روی دوستان هم خدمتی بنده اعمال می‌شود!

پس در همین جا از شما خواهشمندم جهت سالم ماندن سربازان و محیط پادگان و در جهت جلوگیری از آتش سوزی ناگهانی، هر چه زودتر چند واحد از جیم را به بنده رسانده و جیم خون بنده را بالا ببرید.

صفحه اصلی- پنجره – یادداشت کاربران – جیم خونم پایین آمده...

 

نظرات کاربران
کد امنیتی