از بازیکنی تا بازیگری!!
به بهانه اکران فیلم علی انصاریان، درباره فوتبالیستهایی که میتوانستند هنرپیشه شوند

از بازیکنی تا بازیگری!!

نویسنده : سید مصطفی صابری

سینما از جنبه صنعت سرگرمی، بیشتر به دنبال تامین ذائقه مخاطب برای رسیدن به درآمد بیشتر است. یکی از راههای دستیابی به این هدف برای سینمای بدنه یا گیشهای استفاده از چهرههای دوست داشتنی مردم در نقشهای سینمایی است. همه ما فهرست بلندبالایی از فوتبالیستها، ورزشکاران غیر فوتبالی به خصوص رزمیکارها، خوانندهها، مجریها و سلبریتیهایی را سراغ داریم که در بازیگری به اندازه آدمهای معمولی هم استعداد نداشتند اما در داخل و خارج جذب سینما شدند. هر چند این اتفاق آنطور که در خارج از کشور بهخصوص برای خوانندهها و رزمیکارها فراگیر است در کشور ما نیست و بیشترین سهم از این ماجرا به فوتبالیستها تعلق دارد و اگر کسی پس از تجربه اجرا به سینما رفته دلیلیش این بوده که از اول در زمینه تئاتر فعال بوده مثل امیرحسین مدرس. این روزها فیلمی با بازی علی انصاریان در شبکه نمایش خانگی توزیع شده که چندان هم مورد توجه قرار نگرفته به نام «کلاف». این فیلم از این نظر قابل تامل است که یک فوتبالیست در نقشی غیر از نقش خودش ظاهر شده که اتفاق نسبتاً تازهای است چون از عزیز اصلی که پیش از انقلاب وارد سینما شد تا علی پروین، احمدرضا عابدزاده، حمید استیلی، جواد زرینچه، پژمان جمشیدی و بهروز رهبریفر و... همه و همه در نقش یک فوتبالیست و مشخصاً خودشان ایفای نقش کردند. این اتفاق تازه بهانهای شد تا بهجای آنکه بخواهیم حضور فوتبالیست‌ها در سینما را مرور کنیم، نگاه تازهای به ماجرا داشته باشیم، اینکه اگر قرار بود فوتبالیستها در نقشهای متنوعی ظاهر شوند میتوانستند ایفاگر چه شخصیتهایی باشند؟ البته همه ما میدانیم سینمای ما اینقدر ظرفیت و تنوع ژانر ندارد. 

 

رضا شاهرودی، عاشق کم حرف 

رضا شاهرودی یا همان رضا مالدینی از آن دسته از ستارههای فوتبال بود که بیشتر از سبک بازی‌اش به خاطر چهرهاش مورد توجه بود و بی بهانه و با بهانه تصویرش روی جلد نشریات زرد می‌رفت. از قضا پیشنهاد بازی در سینما هم داشت اما شاهرودی که فوتبالیست نسبتاً کم حرفی بود و غیر کاریزماتیک، فقط میتوانست در نقش عاشقهای مغرور و جنوب شهری بازی کند. هنوز هم شاهرودی لحنی جنوب شهری دارد و به جای من می‌گوید ما! از طرفی چون شیوه ادای کلماتش هم مناسب نبود و نمیتوانست زیاد دیالوگ بگوید باید نقش عاشق کم حرفی را ایفا می‌کرد که حرف دلش را نمیزند. 

 

میثم بائو، سهراب شاهنامه 

پردههای نقالی را در ذهنتان مجسم کنید، میثم بائو شباهت زیادی به شخصیتهای اساطیری دارد. شاید حتی میتوانست نقش سهراب را بازی کند. البته بائو به رقم آنکه جزو چهرههای خاص فوتبال بود اما حتی در روزهای اوج هم محبوبیت امثال شاهرودی را نداشت و گزینه اغوا کنندهای برای سینماییها بهحساب نمیآمد. 

 

سیروس دینمحمدی، خوشمزه فوتبالیستها

دین محمدی بازیکن فنی، موفق و در عین حال بیحاشیه بود. بخشی از این بیحاشیه بودن بهخاطر سلامت نفس و سادگی او بود. شاید از این نظر علی اکبر استاداسدی با او قابل مقایسه باشد. فوتبالیستهایی که دوست داشتنی بودند با لهجههای شیرین. این دو نفر برای بازیگر شدن بهخصوص در نقش پدرهای زحمتکش و دوست داشتنی نیازی به تکنیکهای بازیگری نداشتند و میتوانستند مثل امثال رضا ناجی یا مهران رجبی با حضور جلوی دوربین و انجام زندگی معمولی بازیگران خوبی شوند. 

 

علی اکبریان، امان از خوش تیپی

روزهایی که حکم اعدام علی اکبریان صادر شد، افسوس میخوردم که چرا بازیکنی مثل او آنقدر زود از فوتبال دور شد و بهحاشیهها نزدیک شد. روزگاری هرچهقدر پرسپولیسیها پز رضا شاهرودی را میدادند، استقلالیها تصویر علی اکبریان را روی جلد مجله «استقلال جوان» که آنوقتها هفته‌نامه بود میبردند. اکبریان خوش صحبت هم بود و میتوانست جوان اول فیلمهای تین ایجری دهه 70 باشد.

 

علی کریمی، فقط محبوبیت

علی کریمی به شدت اهل سینماست، از مطالبی که در اینستاگرام منتشر میکند هم معلوم است با ادبیات بیگانه نیست، اما چهره و لحن کلامش مناسب سینما نیست. کریمی بهخاطر محبوبیتش میتوانست وارد سینما شود و به خاطر ویژگیهای کلامی و اخلاقی حتی قهرمان یکی از فیلمهای مسعود کیمیایی هم باشد. البته مصاحبههای تند و رفتار خاص کریمی ثابت کرد او اصلاً اهل بازیگری نیست حتی به اندازه حفظ ظاهر ماجرا جلوی دوربینها. 

 

جواد نکونام، صداست که میماند

نکونام صدای خاصی دارد، صدایی که شبیه شخصیتهای فیلمهای اسلشر است که از تاریکی بیرون نمیآیند و مرموز هستند. البته صداي نکونام به چهرهاش نمیخورد اما با این صدا نقش رئیس باندهای مخوف هم به کاپیتان خوب تیم ملی میآید!

 

فرهاد مجیدی، جنتلمن محبوب

فرهاد مجیدی از چهره مناسبی برای سینما برخوردار است اما صدایش به سن و سال و شخصیتش نمیخورد. فرهاد با محبوبیتش گزینه بسیار مناسبی برای گیشه سینماست اما نه نقش کمدی به او میآید، نه خشن و... شاید فرهاد مجیدی بتواند مثل پیمان قاسمخانی در سینما ظاهر شود در نقش شخصیتهایی جنتلمن و تا حدودی از خود راضی!  

 

محمد نوازی، مثل مجید مشیری

محمد نوازی به خصوص در روزهای جوانی چهرهای شبیه آدمهای پولدار سریالها را داشت. مثل مجید مشیری که معمولاً در نقش پولدارهایی ظاهر میشود که ریگی به کفش دارند. محمد نوازی زمانی که در استقلال بود بهخاطر سانترهایش محبوبیت ویژهای داشت، اما افسوس که مسیر حضور فوتبالیستها در سینما و تلویزیون مثل امروز هموار نبود. 

 

پرویز برومند، اخمو و جدی

برومند آدم شوخی بود، حتی این شیطنت و شوخی زمان مربیگری بلازویچ در تیم ملی کار دست او و مهدی هاشمینسب داد. اما برخلاف رفتارش چهرهای خشک و جدی داشت و با مقداری دستکاری جان میداد برای سینما. آن چهره درهم و عبوس میتوانست شخصیت یکی از فیلمهای کم دیالوگ عباس کیارسمتی باشد تا مدام به افق خیره شود و درباره چیستی زندگی و ماهیت هستی و کائنات فکر کند!

 

آتیلا حجازی، بهیاد خوش تیپی پدر

پسر ناصرخان حجازی اسطوره به یاد ماندنی فوتبال کشورمان مثل پدر خوش تیپ بود و مثل پدر با اخلاق، بدون باندبازی و حاشیه و مصاحبه علیه این و آن. آتیلا در فوتبال چوب این را خورد که پسر حجازی بود، اما کاش میتوانست حقش را از سینما بگیرد. در سینمایی که یک عضو گروه آریان میشود سوپر استار، ماندگار شدن آتیلا در سینما چیز عجیبی نبود.

 

علیرضا نیکبخت، تو مایههای شاهرودی

جالب است که شاهرودی و نیکبخت هر دو چپ پا بودند، البته با فاصله حدود یک دهه. هر دو بیشتر بهخاطر ظاهرشان در دید بودند و هر دو تیپهای جوانان دهه خودشان را به خوبی منعکس میکردند. نیکبخت هم مثل شاهرودی بهخاطر ظاهرش میتوانست هنرپیشه شود اما به وضوح مشخص بود که هنرپیشه بیاستعدادی میشد. 

 

احمد مومنزاده، رقیب حمید لولایی

احمد مومنزاده فقط مثل دین محمدی و استاد اسدی یا اسماعیل هلالی بامزه ذاتی نبود، بلکه اهل بداههگویی و پاسخهای شیرین هم بود و لبخندهای عجیبی هم داشت. مومنزاده یک بازیگر ذاتی بود که میتوانست برای خودش کمدین توانمندی شود. 

 

فیروز کریمی، اینجا چهکار میکنی؟

فیروز کریمی نهتنها بازیگر، بلکه میتوانست فیلمنامهنویس خوبی هم بشود! قصههای طنزی که از خودش سرهم میکرد و در پاسخ به خبرنگاران میگفت، چنان شیرین بود که مخاطب از خودش میپرسید تو فوتبال چیکار میکنی؟ برو سینما... یکبار خبرنگاری از فیروز پرسید: بازیکنان شما سنگین نبودند؟ جواب داد: شما باسکول داشتین؟              

 

علیرضا حقیقی، فیلم بینالمللی

حقیقی سالها در روبین کازان و پرسپولیس ذخیره بود و با یک بازی مقابل نیجریه چنان مورد توجه رسانههای بین‌المللی قرار گرفت که اگر پیشنهاد هالیوودی یا بالیوودی دریافت کرد نباید تعجب کنیم!! پیشنهاد خوبی که بعد از جام جهانی نداشت، شاید بازیگر خوبی بشود چون بر خلاف بقیه هنوز فرصت دارد.              

نظرات کاربران
کد امنیتی