یک تجربه تمام عیار و واقعی!
درباره فیلم «بیداری برای سه روز» به بهانه اکران در گروه «هنر و تجربه»

یک تجربه تمام عیار و واقعی!

نویسنده : وحید تفریحی


نام فیلم: بیداری برای سه روز، کارگردان: مسعود امینی‌تیرانی، فیلمنامه نویس: مسعود مددی، مسعود امینی تیرانی، بازیگران: پرویز پرستویی، سهیلا گلستانی و...

خلاصه داستان: «روحش پریشان است و خواب به چشمش نمی‌آید... افکارش هشیارند! هشیارتر از هر زمان دیگری. شب و روز برایش یکی شده و فقط می‌تواند در تخت خواب این پهلو و آن پهلو شود. سه روز بی خوابی کشیدن سنگین‌ترین جریمه برای هر انسانی است. جریمه‌ای که دامنگیر  پرویز و سهیلا شد...» این توضیحی است که درباره داستان فیلم عنوان شده است اما در واقع، «بیداری برای سه روز» روایت جدال 72 ساعته پرویز پرستویی و سهیلا گلستانی برای بیدار ماندن است؛ زن و مرد خیالی نویسنده داستان که قرار است سه روز پایانی عمرشان را سپری کنند و این سه روز برای‌شان با اتفاق‌های مختلفی همراه می‌شود.

درباره فیلم: «بیداری برای سه روز» به چند دلیل یک تجربه بدیع ، موفق و تمام عیار است؛ مهمترین دلیل آن این‌که فیلم در مدت زمانی سه روزه و بدون توقف فیلمبرداری شده است و تمام عوامل فیلم 72 ساعت را بیدار مانده و حتی یک لحظه هم استراحت نکردند تا همه چیز در این کار طبیعی به نظر برسد، همین هم موجب شده که مخاطب با این تجربه جالب و تازه در سینمای ایران ارتباط برقرار کند و با فراز و فرودهای طبیعی در رفتار شخصیت‌های فیلم همراه شود. واقعی بودن اکت‌ها و بازی شخصیت‌های فیلم «بیداری برای سه روز» نیز یکی دیگر از این دلایل است؛ در این فیلم همه چیز  به صورت واقعی روایت شده و حتی بازیگران نقش خودشان را ایفا می‌کنند. پرویز پرستویی و سهیلا گلستانی باید در این فیلم سه روز کامل را بیدار می‌بودند، آن هم بدون حتی دقیقه‌ای چشم بر هم گذاشتن! آن‌ها برای حضور در فیلم  در روزهای قبل از فیلمبرداری مورد آزمایش‌های مختلف پزشکی قرار گرفتند تا مشکلی برای سه روز بیداری نداشته باشند. این خود تجربه جدیدی است که لحظه‌های جالبی را هم در فیلم خلق کرد. البته «بیداری برای سه روز» در جاهایی هم لنگ می‌زند، به خصوص در همراه کردن مخاطب با هدف اصلی فیلم؛ کارگردان از همان ابتدا توضیح می‌دهد که خواب، مانند مرگ است و دو شخصیت اصلی فیلم اگر بخوابند می‌میرند. این حس نزدیکی به مرگ و درک آن، هرچند چندین بار در آغاز فیلم مطرح می‌شود ولی در ادامه و با آغاز جدال پرویز و سهیلا برای بیدار ماندن به فراموشی سپرده می‌شود و تمام تلاش دو بازیگر فیلم صرف این می‌شود که بیدار بمانند نه آن‌که واقعا در اندیشه مرگ باشند. از طرفی همین ایده کشف و شهود مرگ خود می‌تواند تجربه‌ای عالی باشد؛ این‌که دو بازیگر که نقش خود را بازی می‌کنند چه واکنشی و تصمیم‌هایی برای سه روز پایانی عمرشان خواهند داشت، اما این تجربه خیلی زود با مداخله کارگردان به بیراهه می‌رود و دائم برای زن و مرد رو به مرگ فیلمش شرط می‌گذارد و آن‌ها را از حق انتخاب و تصمیم‌گیری در لحظه‌های پایانی عمرشان محروم می‌کند. با این اتفاق فیلم از دست‌یابی به تجربه‌های بی‌نظیری که انتظار می‌رفت، باز می‌ماند و نه تنها تصویری از آخرین ساعت‌های زندگی زن و مرد خیالی نویسنده ارایه نمی‌کند، بلکه آن‌ها را به مجموعه‌ای از واکنش‌های مورد نظر خودش محدود می‌کند. هرچند پرویز پرستویی کمتر به این واکنش‌های دیکته شده تن می‌دهد.

نظرات کاربران
کد امنیتی