کلاهت را بگیر باد نبرد!

کلاهت را بگیر باد نبرد!

نویسنده : زهرا نخعي -وجيهه محمدپور
این همه مشغله، این همه دردسر، این همه خرج؛ اصلا دیگر چه کسی وقت دارد به فکر دیگران باشد با این همه کار. هر کس دارد زندگی خودش را می‌کند در خانه کوچک خودش. اگر هم مشکلی برای دیگران پیش آید یا اتفاقی در خیابان‌های شهر رخ دهد، یا خطایی اتفاق بیفتد؛ دیگر کسی وقت و حوصله‌اش را ندارد كه خودش را درگیر این مسائل کند. یا به حساب خودش دیگر نتیجه‌ای ندارد، یا اصلا اهمیتی ندارد. این‌ها؛ آدم را به این نتیجه می‌رساند که در این دنیای وانفسا کلاه خودش را بگیرد و سفت بچسبد که باد نبرد! حکایت بعضی از ماها همین است. مایی که بی تفاوت شده‌ایم...
ویروس بی‌تفاوتی اجتماعی 
علائم: کناره گیری افراد از محیط اجتماعی و بی میلی نسبت به مسائل اجتماعی و در یک کلام؛ بی خیالی مردم نسبت به وقایعی که در اجتماع می‌افتد.
بی تفاوت‌ها چه آدم‌هایی هستند؟
1) به ما چه مربوط! 
«به ما چه طرف شلنگ آب را برداشته و می‌خواهد علاوه بر حیاط خانه‌اش کوچه و خیابان را هم برق بیندازد! من را به رشوه و دزدی بقیه چه کار! دنبال دردسر می‌گردی درگیر ماجرا شوی!» این‌ها همه زمزمه‌ها و حرف‌هایی است که آدم‌ها، هنگامی که با آسیب‌ها و معضلات اجتماعی روبرو می شوند، با خود می‌گویند. این آدم‌ها، عموما سرشان در لاک خودشان است و خیلی هم گل و بلبلند، چون کار به کار کسی ندارند و فقط به گلیم خودشان کار دارند. نه ضرری دارند، نه نفعی! وجودشان علی السویه است در جامعه!
2) از ما که کاری بر نمی آید!
این دسته از آدم‌ها برایشان کارهای دیگران مهم است و کلی هم حرص می‌خورند و با خودشان هم دعوا می‌کنند که طرف چرا الان فلان کار زشت یا جرم را انجام داد، چرا فلان مسئول این کار را می‌کند و...، اما؛ کاری نمی‌کنند. 
فرقی ندارد جز کدام دسته باشیم. مهم این است که هر دو این دسته آدم‌ها، بی تفاوتند. حالا یکی در فکر و عمل و یکی در عمل. به هر حال نتیجه جفت‌شان یکی است: سکوت در مقابل جرایم و وقایعی که در اجتماع رخ می‌دهد.
6 نكته اندر باب بي تفاوتي‌هاي ما
1- می‌ترسم!
ترس که شاخ و دم ندارد. می‌ترسیم دیگر! البته شاید اعتراف کردن به ترس باشد که شاخ و دم داشته باشد. یکی از دلایل بی تفاوتی ما نسبت به دور و اطراف‌مان، دقیقا همین ترس است. ترس از این که من اگر دخالت کنم طرف مقابل چه واکنشی خواهد داشت! اگر بروم و طرف را از دعوا نجات دهم، نکند خودم را لت و پار کنند! اگر این حرف را به رئیسم بزنم، حقوقم را قطع نکند و ... . در این جور مواقع، آدم این قدر با خودش همین حرف‌ها را می‌زند که مجبور می‌شود فقط ببیننده و تماشاچی صحنه باشد! حتی در روایت داریم در روز قیامت، خدا جلوی آدم را می‌گیرد و نگهش می‌دارد که چرا وقتی چنین عملی را دیدی، هیچ کاری نکردی و شتر دیدی، ندیدی! آن فرد هم آن جا راست و حسینی می‌گوید که ترسیدم! خدا هم در جوابش می‌گوید: من سزاوارتر بودم که از من بترسی! 
2- پشتم به خودم گرمه!
بله دیگر! وقتی یک چیز مال خودم آدم نباشد، می‌شود وصله ناجور! بی تفاوتی هم مال ما مسلمان‌ها نبوده، عاریتی است! اصلِ اصلِ این بی تفاوتی نسبت به دیگران، از زیادی توجه کردن به «خود» آمده است، که اصطلاح علمی‌اش همان «فردگرایی» است. خودخواهی را شاید همه ما کم و بیش داشته باشیم، اما سر و کله این موج فردگرایی از غرب پیدا شد. موجی که تنها، فرد و لذت‌هایش برایش مهم است و مسئولیتی در قبال دیگران ندارد. امروزه هم در دنیا کم نیستند آدم‌هایی که بقیه برایشان مهم نیستند، که فردی از گرسنگی بمیرد یا کودکی در جنگ نابرابر کشته شود! مهم این است که شما خودت بتوانی گلیم خودت را از آب بیرون بکشی! حالا اگر در جایی، شما دیدید که طرف دست به خیر است و دارد به دیگران کمک می‌كند و کارهایشان را انجام می‌دهد، احتمالا باز هم یک «خود»ی در کار است که هر چه قدر منافع دیگری را برآورده کند، منفعت بیشتری به خودش بر می‌گردد!  اصلا علم جامعه‌شناسی هم، این را اثبات کرده است که هر چه قدر فردگرایی در جامعه بیشتر شود، بی تفاوتی هم به دنبالش بیشتر می شود و آدم ها دیگر حوصله دیگران و مشکلات‌شان را ندارند!
3- سخت اما سریع!
دقیقا در مقابل این فردگرایی، دیدگاه خدا محوری است. مسلما راحت‌ترین کار این است که آدم کنج خانه و در سجاده‌اش بنشیند و عبادت کند و هی از نرده‌های عبودیت بالا برود، بی آن که کاری به کار جامعه و های و هویش داشته باشد. اما مسیر سخت‌تر و در عین حال سریع‌تر هم این است که آدم همراه با مردم، بالا برود. عبادت شخصی‌اش به جای خود، رفع و رجوع مشکلات و معضلات اجتماع هم جای خود. اصلا انگار خدا می‌خواهد بندگانش در کانال جامعه به کمال برسند و همه به هم در این مسیر کمک کنند. درست مثل کشتی‌ای که  با مسافرهايش به سمت یک مقصد مشترک در حال حرکت باشد و یکی از مسافرین که در جای خودش نشسته، بخواهد کشتی را سوراخ کند! طبيعي است كه ساير مسافرها سریع جلویش را می‌گیرند. سرنوشت همه مسافرها به سالم ماندن این کشتی بستگی دارد، پس نه فضولی‌ای درکار است و نه دخالتی!
4- آدم‌هایِ خوبِ بی‌تفاوت...
روزی خداوند به شعیب وحی کرد که من از مردم تو صد هزار نفر را عذاب می‌کنم! چهل هزار نفرش که همان آدم‌های بد هستند و شصت هزار نفر هم خوبان! شعیب پیامبر جا خورد که آخر چطور! این‌ها بدند، درست! باید عذاب شوند، درست! اما این شصت هزار از خوبان چه گناهی کرده‌اند که باید پای این‌ها بسوزند؟! خداوند جواب داد: گناه خوبان این است که با گناهکاران سازش کردند و به خاطر غضب و خشم من، آن ها هم خشم نکردند و هیچ نگفتند!  
خیلی‌ها جزو همین خوبانند. خوبانِ بی‌تفاوت. اصلا گاهی این بی تفاوتی، یک نوع کلاس و پرستیژ است. پرستیژی که کار به کار دیگران ندارند و دیگران آزادند هر کار بخواهند انجام دهند.
در این جا هم آدم‌های خوبِ بی تفاوت، مساوی هستند با آدم‌های بدِ خطاکار. حتی در روایات که نگاه کنید تعبیرهایی آمده است که این عده با این کارشان دین خدا را خوار می‌کنند چون با این کارشان به گسترش گناه دامن می‌زنند و یک سرپوش درست و حسابی برای کارهای آدم‌های خطاکار درست می‌کنند. این‌ها هم به کنار که کلی هم برای خودشان ثواب جمع کرده باشند و کلی هم خالص و مخلص باشند. چیزی که مهم است همین سکوت نکردن و واکنش نشان دادن شان است! 
5- دو دو تا چهارتا؟!
اگر بخواهیم دو دوتا چهارتای عقلانی کنیم و به قانون‌های مدنی و دینی هم کاری نداشته باشیم، عین روز روشن است که بالاخره آدم به حکم آدم بودن و بنده بودنش، باید نسبت به سرنوشت خودش حساس باشد. دوما؛ سرنوشت خودش به سرنوشت دیگران گره خورده، پس باید به سرنوشت آن‌ها هم حساس باشد. سوما؛ اگر خطا، آسیب و جرمی را در جامعه دید، بر اساس همین عقل، نباید بی تفاوت برخورد کند و  باید جلویش را بگیرد تا حداقل دامن خودش را نگیرد!
6- یک قانونِ دلسوزانهِ قاطع!
کتب دینی و روایی را نگاه کنید، پر است از آداب و قوانین برخورد با همنوعان. یکی از آن‌ها «مفاتیح الحیاه» آيت‌ا... جوادي آملي است. اصلا فصلی دارد برای تعامل انسان با همنوعانش. این‌ها همه حکایت از اهمیت همنوعان در سرنوشت ما دارد. یکی از این قوانین اجتماعی، قانون امر به معروف و نهی از منکر است. اول از همه، آدم شاید فکر کند چه قانون سخت و قاطعی! اما پشت این قانون سفت و سخت خبرهای دیگری است. به قول یک بزرگی اگر در یک مملکتی؛ زندان برای مجرمان گذاشته شود، این به خاطر رحمت حاکمیت است، چرا که اگر دزد و مجرمی دستگیر نشود، به بقيه آدم‌هاي آن جامعه كه خوب و سالمند؛ ضربه روحی، جسمی و عاطفی وارد می‌کند. دستگیری این جنایت کار شاید لایه ظاهری‌اش؛ غضب و خشونت باشد، اما لایه باطنی‌اش؛ رحمت حاکم و حکومت است. حالا هم این حکایت، حکایت این قانون است. این‌ها؛ همه، برای رفع موانعی است که در مسیر کمال جامعه قرار دارد. همه، آن کوه‌هایی است که باید از سر جاده‌ها برداشته شود تا راه باز شود و آدم‌ها به زحمت نیفتند.
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٥/٠٩/١٨
روایت‌هایی از هفت‌خان خواستگاری‌های امروزی به بهانه شروع فصل خواستگاری‌ها

از خواستگاری تا ازدواج راه درازی ا‌ست!

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
برای اولین بار رونمایی از راهنمای اصطلاحات جلسه موضوع ویژه

از همش نزن تا خیارشورکنار جوجه!

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨

چرخه‌ تبدیل پراید

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
درباره تعطیلات و فرهنگ تعطیلی به بهانه احتمال اضافه شدن یک روز تعطیل دیگر به تقویم کشور از سال آینده

فیتیله چندتا تعطیله؟!

٩٥/٠٩/١٨
نگاهی به تعطیلات رسمی ایران و دیگر کشورهای توسعه یافته دنیا

این همه تعطیلی چندتا لایک داره؟!

٩٥/٠٩/١٨
پیشنهاد جیم برای تاسیس یک وزارت خانه جدید:

وزارت تعطیلات حواسش به همه شنبه‌ها هست

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌وگو با دکتر علی چِشُمی عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه فردوسی

تعطیلات آفت هست ولی نه برای اقتصاد فعلی ما!

٩٥/٠٩/١٨