خشم،‌ خانه‌خراب‌کن!
راه‌هايي براي کنترل خشم

خشم،‌ خانه‌خراب‌کن!

نویسنده :

قرار بود اين ماه يک کم مواظب خودتان باشيد. مواظب رفتارتان، اخلاق‌تان و مواظب کارهايي که انجام مي‌دهيد. قرار بود اين ماه نسبت به ماه‌هاي ديگر کمي فرق کنيد و اين ماه‌تان با ماه‌هاي ديگر سال توفيري داشته باشد. پس از همين الان آستين بالا بزنيد!! اشتباه نکنيد قرار نيست برويد خواستگاري بايد دست به کار شويد و يکي از ويژگي‌هاي ضايع رفتاري‌تان را کنار بگذاريد. پيشنهاد اين هفته ما کنترل خشم است. يعني درست زماني که عصباني مي‌شويد و خون جلوي چشمان‌تان را مي‌گيرد و کسي جلودار شما نيست و مي‌زنيد روح و روان خودتان و ديگران را به هم مي‌ريزيد، مي‌توانيد مواظب خودتان باشيد و خشم‌تان را کنترل کنيد. براي مبارزه با اين رفتار نادرست اين ماه بهترين فرصت است که هم ثوابش را برده‌ايد هم نگاه ديگران را نسبت به خودتان عوض کرده‌ايد.

گام به گام تا آرامش
اگر با خودتان قرار گذاشته‌ايد که از امروز خشم خود را کنترل کنيد کار سختي نيست و فقط نياز دارد کمي تمرين کنيد. اين تمرينات هم توي اين ماه به خاطر روح آماده‌اي که داريد اصلا سخت نيست.

از سرخي خشم تا سفيدي آرامش
سرخ مي‌شويد، داد مي‌کشيد، هر چي به دهان مبارک‌تان مي‌رسد مي‌گوييد تا خشم خودتان را بروز دهيد! هر چي دم دست است پرت مي‌کنيد تا خوب خشم‌تان را نشان دهيد! تازه اگر خيلي اوضاع داغاني داشته باشيد دست‌تان مي‌رود بالا و زبان‌مان لال کار به جاهاي باريک مي‌کشد و بعد که طوفان خشم‌تان مي‌نشيند و کمي آرام شديد و رنگ‌تان حالت طبيعي گرفت مي‌بينيد که به خيلي‌ها توهين کرده‌ايد، دل عده‌اي را شکسته‌ايد و روح و روان خيلي‌ها را آزرده‌ايد و از همه مهم‌تر اعصاب و روان خودتان را هم داغان کرده‌ايد. درست است که در زندگي همه ما آدم‌ها، موقعيت‌هايي پيش مي‌آيد که ما را خشمگين مي‌کند و در واقع يک واکنش طبيعي همه ما در زمان ناکامي، بدرفتاري يا خشم است. اما با اجازه‌تان همين خشم باعث مي‌شود که از رسيدن به خيلي از اهداف‌مان باز بمانيم. فکر کنيد اگر از دست همکارتان عصباني شويد و نتوانيد خشم خود را کنترل کنيد ممکن است شغل خودتان را از دست بدهيد يا خيلي از فرصت‌هاي دوستي را به خاطر اين رفتارتان از دست بدهيد! خشم و عصبانيت درجات مختلفي دارد يعني از يک ناراحتي ساده که مي‌تواند توي يک اخم خلاصه شود شروع مي‌شود تا خشم و عصبانيت شديد که از کنترل فرد خارج است و تبديل به يک جنون وحشتناک مي‌شود. ابراز خشم از طرف همه آدم‌ها بعد از فرو نشاندن آن با يک نوع ندامت و پشيماني همراه است. يعني اکثر آدم‌ها از رفتار خود در زمان خشمگين شدن پشيمان مي‌شوند و افسوس مي‌خورند که چرا چنين رفتاري از خود نشان داده‌اند. براي همين خشم ما علاوه بر آثار بدي که براي ديگران دارد بر روح و روان خودمان هم تاثيرات منفي دارد.

گام اول

موقعيت‌هاي خشم خود را مشخص کنيد
ديگر همه ما تا الان در مورد خودمان به اين شناخت رسيده‌ايم که بيشتر در چه موقعيت‌هايي خشمگين مي‌شويم. وقتي حق‌مان را مي‌خورند، وقتي به ما توهين مي‌کنند، وقتي به حرف‌مان بي توجهي مي‌شود يا وقتي در کارهاي‌مان شکست مي‌خوريم و بعد دقيقا مي‌دانيم در اين موقعيت‌ها چه عکس‌العملي نشان مي‌دهيم. اين موقعيت‌ها و واکنش‌هاي فکري، رفتاري و جسمي را که از خودتان نشان مي‌دهيد مشخص کنيد. مثلا وقتي به من توهين مي‌شود. سرخ مي‌شوم، قلبم تندتر مي‌زند، داغ مي‌شوم، فکر مي‌کنم من را چه قدر تحقير کرده‌اند و بعد فرياد مي‌زنم و... با مرور اين موارد نسبت به موقعيت خشم خود يک شناخت خوب پيدا مي‌کنيد و اين شناخت در کنترل خشم به درد مي‌خورد.

گام دوم

خودتان را آرام کنيد
وقتي علائم خشم در شما به وجود آمد يا موقعيت‌هاي خشم براي‌تان ايجاد شد و احساس خشم کرديد، نفس عميق بکشيد. حالا نمي‌خواهد بخنديد و ياد دکتر نيماي ساختمان پزشکان بيفتيد! واقعا بايد نفس عميق بکشيد چون اين کار باعث مي‌شود شما کمي آرام شويد، براي اين کار بايد از راه بيني نفس بکشيد. نفس را در سينه حبس کنيد تا 3 بشماريد و بعد آن را از بيني خارج کنيد. اين طور به يک آرامش نسبي خواهيد رسيد.

گام سوم

ادبيات کلامي خود را کنترل کنيد
آدم‌ها وقتي خشمگين مي‌شوند اولين کاري که مي‌کنند حرف زدن يا فرياد کشيدن است! که توي اين کلمات‌شان فحش هست، توهين هست، تهمت هست و... اگر شما از همان اول بتوانيد ادبيات کلامي خود را کنترل کنيد خشم‌تان به پرخاشگري تبديل نمي‌شود و کارتان با فرد مقابل به جاهاي باريک نمي‌کشد. در اين موقعيت‌ها بهتر است از اين روش‌ها استفاده کنيد: اول در مدل ابراز عصبانيت خود دقت کنيد مثلا نگوييد تو من را عصباني کردي، بگوييد من عصباني هستم. يا نگوييد من از دست شما خشمگين هستم، بگوييد من از رفتار شما خشمگين شدم. دوم به جاي اين که در موقع عصبانيت و خشم، شخصيت يک نفر را ببريد زير سئوال او را مقصر بدانيد، از موقعيت و عامل خشم خود صحبت کنيد، مثلا نگوييد تو آدم بد قولي هستي، بگوييد من از اين که دير آمدي ناراحت شدم. يا نگوييد تو آدم شلخته‌اي هستي، بگوييد از اين که اتاقت به هم ريخته است ناراحتم!

گام چهارم

مدت خشم‌تان را کوتاه کنيد
سعي نکنيد احساس خشم‌تان مدت زيادي طول بکشد. طولاني شدن آن تبديل به يک کينه مي‌شود که دائم دنبال فرصت براي جبران آن هستيد! مثلا دوساعت دائم نگوييد من بايد تلافي کنم، چرا او بايد با من اين طوري حرف مي زد و... در عوض با خودتان بگوييد من مي‌توانم آرام باشم. من مي‌توانم ناراحتي خود را بعدا بيان کنم و... سعي کنيد خودتان، خودتان را دلداري دهيد و به قول معروف با حرف‌هاي منفي آتش به خشم خود نزنيد.

گام پنجم

خشم‌تان را به در و ديوار بگوييد
در لحظه خشمگين شدن بهتر است مکان و فردي که از دست او عصباني شديد را ترک کنيد تا اگر نمي‌توانيد رفتار خود را کنترل کنيد، رفتار نادرستي از شما سر نزند. اگر نمي‌توانيد خشم‌تان را کم کنيد، مي‌توانيد حرف‌ها و عصبانيت خود را به در و ديوار بگوييد تا خالي شويد. بعد که آرام شديد مي‌توانيد سراغ فردي که از دستش ناراحتيد برويد و آرام و منطقي دليل خشم خود را مطرح کنيد.

گام ششم

دور افکار خشمگينانه را خط بکشيد
براي آن‌که بتوانيد جلوي رفتارهاي منفي که به خاطر خشم از شما سر مي‌زند را بگيريد بايد به افکاري که شما را متوجه موقعيت و دليل خشم مي‌کند توجه نکنيد. چرا که وقتي شما زيادي خشمگين باشيد افکار، احساسات و رفتار شما همه با هم درگير مي‌شوند اما اگر بتوانيد افکارتان را کنترل کنيد مي‌توانيد جلوي رفتارتان را هم بگيريد. چون اين‌ها به صورت زنجيروار به هم وصل هستند. مثلا با خودتان فکر مي‌کنيد که من چه قدر عصباني‌ام، بعد احساس ناراحتي مي‌کنيد و بعد به صورت کلامي ابراز مي‌کنيد که من تو را هرگز نمي‌بخشم و آن وقت وارد رفتار فيزيکي مي‌شويد و ممکن است يقه يک نفر را بگيريد. اما اگر همين الان به آن موقعيت و فاجعه بودن آن فکر نکنيد، دردسرهاي بعد را هم نداريد.

گام هفتم

خشم‌تان را ابراز کنيد
در آخرين مرحله وقتي توانستيد بر خشم خود پيروز شويد و آن‌را کنترل کنيد مي‌توانيد برويد و مثل بچه آدم ناراحتي و خشم خود را مطرح کنيد. اما قبل از آن چند مورد را فراموش نکنيد اول اين که آدم‌هايي که شما را خشمگين مي‌کنند ‌آدم‌هاي ذاتا بدي نيستند، آن‌ها هم به دليل شرايطي که داشتند باعث اين اتفاق شده‌اند و آن‌ها را به اين خاطر سرزنش يا کلا متهم نکنيد. دوم اين که حتما براي خودتان هم جاي کمي تقصير بگذاريد يعني همه تقصيرها را گردن طرف مقابل‌تان نيندازيد و مطمئن باشيد شما هم در ايجاد موقعيت خشم نقش داشته ايد. آن وقت مي‌توانيد منصفانه قضاوت کنيد.

نظرات کاربران
کد امنیتی