دختری با بوی بهار نارنج
شاخ هفته

دختری با بوی بهار نارنج

نویسنده : f_l.a - صدیقه سادات بهشتی

دختری با بوی بهار نارنج

f_l.a

05/08/93

یادداشت کاربران – پنجره– دختری با بوی بهار نارنج

 

بچه که بودم همیشه لحظه شماری می‌کردم تا اردیبهشت از راه برسد و بروم در باغ خانه بابا بزرگ و از پای درخت‌های نارنج و پرتقال شکوفه بهار نارنج جمع کنم و دور از چشم بابا بزرگ که از توی ایوان می‌پاییدمان که یک وقت از روی درخت شکوفه نچینیم، یواشکی چند تا از آن شکوفه درشت‌های تر و تازه‌اش را از روی درخت بچینم! بعدش می‌آمدم توی حیاط، یک نخ و سوزن می‌گرفتم دستم و با شکوفه‌ها برای خودم دستبند و گردنبند درست می‌کردم و آن شکوفه درشت‌هایی هم که از روی دخت چیده بودم، با یک سنجاق می‌زدم گوشه موهایم. یک روز کامل بوی بهار نارنج می‌دادم و کلی باهاش کیف می‌کردم. شبش شکوفه‌ها پلاسیده می‌شدند و دوباره فردایش روز از نو، روزی از نو... اینطوری بود که من 20 روز از اردیبهشت هر سال می‌شدم دختر بهار نارنج...

دارم می‌روم توی 22 سالگی، اما هنوز هم که هنوز است اردیبهشت که از راه می‌رسد عین دیوانه‌ها می‌روم سراغ بهار نارنج‌ها و باهاشان گل‌سر درست می‌کنم. تا حالا با بوی باران بهاری شمال و بهار نارنج و اردیبهشت مست شده‌اید؟ تا حالا یک مشت بهار نارنج تر و تازه با سه تا شاخه شقایق وحشی لابه‌لای بهار نارنج‌ها به کسی هدیه دادید یا از کسی هدیه گرفتید؟ تا حالا در یک کاسه سفالی آبی که داخلش چند پَر بهار نارنج و یک نارنج باشد، آب تگری خوردید؟ حتما تا حالا شادی یک دختر بچه 7 ساله که سارافون سفید پوشیده و گردنبند و دستبندی از بهار نارنج زینتش است و یک شکوفه درشت گوشه موهایش است و دارد زیر باران بهاری با عطر بهار نارنجی که توی هوا پخش است می‌رقصد را هم ندیدید!

می‌دانید! همین وجود 20 روزه بهار نارنج در اردیبهشتِ شمال، کافی است تا عاشق زادگاهت باشی!

 

صدیقه سادات بهشتی

بوی بهار نارنج، عطر کاج

دو تا درخت بلند کاج جلوی خانه‌شان بود، خودشان هم دو قلو بودند، دوستان من و خواهر کوچکم، اوایل که به محله آن‌ها رفته بودیم اسم‌شان را گذاشته بودیم «دخترهای درخت کاج»، ما و دوقلوهای درخت کاج همیشه زیر سایه همان درخت‌های کاج بازی می‌کردیم، این وقت سال که سوز پاییزی شروع می‌شد، میوه‌های درخت کاج می‌افتادند و می‌شدند تزئینات خانه اسباب‌بازی‌های ما، برگ‌های سوزنی‌اش هم غذای تو قابلمه‌های کوچک‌مان بودند. بچه هر کجا که باشی، زندگیت با همان مکان پیوند می‌خورد، دختر شمالی می‌شود دختر بهارنارنج و آن یکی هم دخترهای درخت کاج، من شادی یک دختر بچه با گردنبند و دستبندی از بهار نارنج را ندیده‌ام ولی شادی‌های کوچک بازی زیر درخت کاج را دیده‌ام. عجیب است که حرف‌هایت هم بوی بهارنارنج می‌دهد؛ دختر بهارنارنج  گرم است و لطیف به لطافت اردیبهشت و حرف‌های من بوی کاج و سرمای سوز پاییزی.

نظرات کاربران
کد امنیتی
Parichehr_r
Parichehr_r
٩٣/٠٨/١٥
١
٠
چ بوی ِ خوبی ! نوشته های ِ خوب بوی ِ خوب میدهند
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
تا جامِ جهانی

جشنواره گل‌های «ساشا ایلیچی» در روسیه

٩٧/٠١/٢٨
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
فوتبال ایران هم نمونه‌های بسیاری از پسر و پدرهای فوتبالیست داشته است

پسر کو ندارد...

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠