برزخ مرگ و زندگی و شناختن!
معرفی فیلم «زندگی جای دیگری است» یکی از تازه‌ترین آثار شبکه نمایش خانگی

برزخ مرگ و زندگی و شناختن!

نویسنده : سید مصطفی صابری


خلاصه داستان: داوود بقایی (حامد بهداد) احیاگر بخش اورژانس بیمارستان است و بنا به شغلش مدام با مرگ سر و کار دارد و جان آدم‌های زیادی را نجات می‌دهد اما وقتی خبردار می‌شود به زودی خواهد مُرد مواجهه‌اش با مرگ، زندگی و خانواده‌اش تغییر می‌کند...

درباره فیلم و کارگردان: منوچهر هادی چند فیلم سینمایی متوسط دارد که از بین آن‌ها فقط «یکی می‌خواد باهات حرف بزنه» با هنرنمایی بی‌بدیل یکتا ناصر که برایش سیمرغ هم به ارمغان آورد و داستانی درباره اهدای عضو و ... مورد توجه قرار گرفت. در بین کارهای تلویزیونیاش هم سریال «خداحافظ بچه» به رغم داستان عجیب و تا حدودی فانتزیاش پر بیننده شد. آخرین فیلم منوچهر هادی در شرایط بدی اکران شد و بهرغم حضور بازیگران شناخته شدهای مثل حامد بهداد، نیکی کریمی، پارسا پیروزفر و یکتا ناصر و با وجود بهره بردن از استانداردهای مناسب چندان که باید و حقش بود دیده نشد، چه از طرف منتقدان، چه تماشاگران. بخشی از این دیده نشدن بهخاطر زمان بد اکران فیلم بود که تقریباً مصادف با جامجهانی شده بود. بخش دیگری از ماجرا هم به این برمیگردد که اگر عوامل یک فیلم اهل هیاهو و حاشیه و ژست نباشند، بنده و شمایی که مخاطب هستیم هم فیلم را جدی نمیگیریم. این روزها که فیلم شهرام مُکری روی پرده است و از قضا به رغم فرم خاصی که دارد باید چندان مورد توجه نباشد، ژستهای فیلم به کمک گیشهاش آمده تا فیلم پرفروش باشد. خلاصهاش اینکه درست فیلم در جشنواره و اکران و شبکه نمایش خانگی  خیلی مهجور اکران شد اما در حقش کم لطفی شده است. 

چالشهای فیلم: فیلم حرفهای مهمی برای مطرح کردن دارد. خطر لوث شدن داستان اجازه ورود روابط آدمها و حتی کنشهای درونی شخصیت اصلی را نمیدهد و از آن جایی که در این نوع مطالب روال ما بیشتر معرفی فیلم است تا نقد و بررسی آن، آنقدری که شما مخاطب گرامی برای انتخاب فیلم اطلاعات لازم دارید ماجرا را جلو میبریم. ریتم فیلم به سیاق فیلمهایی که درونمایه «مرگ و زندگی» و برزخ این دو را دارند نسبتاً کُند و ملال آور است. خانواده شخصیت اصلی چند بار در فیلم نشان داده میشود که صبح از خواب بیدار میشوند و صبحانه میخورند و... چند دقیقه میگذرد و به جای پیشبرد داستان مقداری بیشتر با شخصیتها آشنا میشویم. پایانبندی فیلم تا حدودی قابل پیشبینی است و تمهیدات تصویربرداری برای گِرای غلط به ذهن مخاطب دادن کارگر نمیافتد. علاوه بر زمانهای مُرده فیلم که کم هم نیست داستانکهای فرعی بهخاطر تاکید روی شخصیت اول داستان و کنشهای درونیاش چندان که باید مورد توجه قرار نمیگیرند و طوری به حال خود رها میشوند که معلوم نمیشود اساساً چرا به خط اصلی داستان اضافه شده بودند؟ فقط و فقط برای تکمیل شناخت ما نسبت به شخصیت اصلی؟ 

درباره بازیگران: حامد بهداد در این فیلم یکی از بهیاد ماندنی‌ترین بازیهایش را ارائه داده، کسیکه بعد از درخشش در بوتیک، شاید بعد از «روز سوم» دیگر نقش‌آفرینی تازهای نداشت، اینبار به جای ارائه یک بازی برونگرا که ویژگی عمده کارهای اوست بهشکلی بهیاد ماندنی نقش کسی را بازی میکند که هر چه به زمان مرگش نزدیکتر میشود کشف مفهوم مرگ و زندگی، خانواده و ... برایش سادهتر میشود. یکتا ناصر هم در اجرای نقش زنی کم سواد و پراحساس بینظیر ظاهر شده است. بهترین راه برای آنکه نسبت به ابعاد موفق نقش‌آفرینی او آگاهی پیدا کنید، تماشای خود فیلم است. نیکی کریمی هم بعد از حضوری ملالآور در آثار تجاری اگر در این فیلم نمی‌درخشد، لااقل در حد یک ستاره سابق و هنرمند خوب ظاهر میشود. پارسا پیروزفر هم که در دقایق پایانی گریمی سنگین بر چهره دارد در اندک زمانی که نقش‌آفرینی دارد نشان میدهد نبود نقش خوب چقدر استعدادهایی مثل او را از حقشان در سینما دور کرده که با یک نقش کوتاه اعاده حیثیت میکنند.

نظرات کاربران
کد امنیتی