طلوع شیعه به دست چهارمین صبح
چگونه امام سجاد(ع) جامعه اسلامی را دوباره از نو ساخت؟

طلوع شیعه به دست چهارمین صبح

نویسنده : حامد نادری راد

آسمان سرخ رنگ شده بود، باد سیاهی می‌‌وزید، زمین به لرزه درآمده بود و انگار نشانه‌های عذاب الهی داشتند یکی یکی ظاهر می‌شدند. او با وجود مریضی شدید خودش را روی زمین انداخت و گفت: «آرام باش ای زمین! حجت خدا هنوز بر روی توست» بلافاصله زبانه‌های آتش خیمه‌اش را گرفت و او از میان دود و آتش به سختی عبور کرد و این‌چنین بود که دورانی در تاریخ تشیع آغاز شد که در عین سختی و دشواری زمانه، بنیادی‌ترین اتفاقات و سنگ‌بناها در آن گذاشته شد.

تصویر ما از امام سجاد(ع) شاید هنوز در ظهر عاشورا و بیمار بودن حضرت باقی‌مانده باشد، شاید هم تصویرمان یک فرد بسیار عابد و زاهد است که در گوشه خانه‌اش شبانه ‌روز خدا را عبادت می‌کند و به کار مردم کاری ندارد. اما هر چقدر در حوادث این دوره دقیق شویم به کار ویژه‌های خارق العاده امام سجاد(ع) نزدیک‌تر می‌شویم، طوری که می‌توان ادعا کرد ائمه بعد ايشان همگی دنباله‌رو حرکتی بودند که ایشان آن را بنا نهاد. مطلب زیر حاصل همین دقیق شدن است.

 

فساد، شهوت و دیگر هیچ!

50 سال بیشتر از وفات رسول خدا نگذشته که روزگار جامعه اسلامی به نقطه‌ای رسیده که مشهورترین مطربان و رقاصان از مکه و مدینه هستند. هر وقت جناب خلیفه خیال عیش و نوش می‌کرد به شهر پیامبر و به خانه خدا می‌رفت! مشروب خوردن بار دیگر مثل جاهلیت مد شده و مردم به همه چیز فکر می‌کردند جز خدا و دین و آخرتشان. مردمی که به قول امام سجاد(ع) اگر برایشان حدیثی از پیامبر می‌خواندیم مسخره می‌کردند و می‌خندیدند و اگر ساکت می‌ماندیم طاقت این همه فساد را نداشتیم! شرایط طوری بود که بنا به روایات تنها 5 نفر در آغاز امامت امام سجاد(ع) پیرو و معتقد به ایشان بودند...

حالا در همین جامعه، یک نفر درست در نقطه مقابل این همه خواهش‌های مادی، بر منبر رسول خدا می‌رود و خطبه‌اش را اینچنین شروع می‌کند: «آیا آزادمردی نیست که این پس مانده دهان سگ -یعنی دنیا- را رها کند و آن را برای اهلش باقی بگذارد؟! بهای جان‌های شما چیزی جز بهشت نیست، پس آن را جز با بهشت معامله نکنید.»

او با عبادت‌هایش و دعاهایش مسیر دیگری را نشان می‌دهد. او نه تنها با این جریان همراه نیست، بلکه به طور مداوم جامعه تباه شده و نالایق دوران خود را به سمت جهت‌گیری معنوی می‌کشاند و خودش می‌شود برترین نمونه این جهت‌گیری. تا جایی که به او لقب «زین العابدین» یعنی زینت عبادت‌کنندگان را می‌دهند.

 

شبکه تشکیلاتی شیعه

حادثه جانسوز کربلا، واقعه حره و قتل عام شدن مردم مدینه، تخریب خانه خدا و قتل عام مردم مکه، شهادت توابین، شکست قیام مختار و سرکوب مردم کوفه تقریبا چیزی از تشیع در جهان اسلام باقی نگذاشته بود. تمامی این حوادث هولناک در ظرف مدت 6 سال ابتدایی امامت امام سجاد(ع) اتفاق افتاده بود. شاید به جرئت می‌توان گفت از بنای تشیع فقط امام سجاد(ع) باقی مانده بودند. در این زمانه سخت، بزرگ‌ترین کار امام تأسیس شبکه‌ای مخفی از افرادی زبده بود که  در زمان امامان بعدی به شبکه وکالت معروف شد و با استفاده از عنصر تقیه به سرعت رشد کردند. تربیت شاگردان برجسته اولین گام از این حرکت بود. هر کدام از این شاگردان باز شاگردانی داشتند و این جمعیت مثل حلقه‌های زنجیر به هم وصل می‌شدند. این شبکه نه تنها زمینه‌ای برای مبارزه سیاسی بود بلکه مردم را در سراسر دنیای وسیع اسلام با اهل بیت و مفهوم ولایت و عقاید اصیل اسلامی آشنا می‌کرد. بماند که این افراد واسطه‌هایی بودند که ارتباط امام را با تمامی امت حفظ می‌کردند.

 

بازسازی جامعه‌ای تباه شده

وقتی مادیات محور همه چیز باشد، نه تنها اخلاق ذبح می‌شود، بلکه بنای اعتقادی مردم نیز به تدریج از بین می‌رود. آن وقت خلیفه بالاتر از پیامبر و حتی در مواردی بالاتر از خدا(!) قرار می‌گیرد. در این فضا برای بازسازی اعتقادی علاوه بر نشر معارف صحیح که هم از طریق دعا و هم از طرف شاگردان امام انجام می‌شد، باید با منشأ‌های این بی‌اعتقادی نیز رسوا می‌شدند.

عمده خلفای بنی امیه به علت نداشتن هیچ وجهه دینی، سعی داشتند برای موجه کردن خود احادیثی را بین مردم و به نفع خود رواج دهند. برای این کار به کسانی نیاز بود که هم چهره علمی و موجهی داشته باشند و هم اهل معامله با دربار باشند. شوری آش جعل حدیث به حدی رسیده بود که آقازاده‌ای بچه‌اش را در مکتب‌خانه تنبیه کرده بودند، بعد بچه‌اش با چشم گریان به خانه آمد، طرف برای ادب کردن صاحب مکتب‌خانه رفت پول داد و علیه آن مکتب‌خانه حدیث جعل کرد! در این شرایط هرج و مرج، امام سجاد(ع) نامه بسیار معروفی به محمد بن شهاب زُهری می‌نویسند که در آن زمان از علمای معروف درباری بود. این نامه هنوز هم موجود است و در زمان خودش با اینکه برای یک شخص نوشته شده بود ولی به سرعت بخش زیادی از مردم از محتوای آن آگاه شدند و این آغاز حرکتی بود که باعث شد مفهوم دین و حدیث از سیطره علمای درباری خارج شود. حاصل مبارزه علمی و سیاسی امام سجاد(ع) در این دوره باعث شد بازار جعل حدیث به مقدار زیادی کمرنگ شود و به تدریج مردم به سمت جایگاه حقیقی علم یعنی ائمه متمایل شوند. کلاس‌های درس امام صادق(ع) در حقیقت نمونه‌ای از ثمره مبارزه عملیاتی امام سجاد(ع) بود.

 

نظرات کاربران
کد امنیتی