من رو هم بازی بدین، لطفاً
عشق بازيگري، تست‌هاي هر جايي و جيب‌هايي كه خالي‌تر مي‌شوند

من رو هم بازی بدین، لطفاً

نویسنده : مریم شیعه زاده

اگر در جمع خانواده و دوستان لطیفه‌های بامزه تعریف می‌کنید، اگر می‌توانید در عرض چند ثانیه گریه کنید، اگر شبیه به فلان هنرپیشه سینما هستید، اگر وضع مالی خوبی دارید و ... یادتان باشد که هیچکدام دلیل نمی‌شود شما بازیگر خوبی باشید! تب بازیگری از آن تب‌هایی است که همیشه میان نوجوانان و جوانان شایع است، گاهی عشق و علاقه به بازیگری باعث می‌شود تا برخی از افراد بدون توجه به تهدیدها، فرصت‌ها، توانمندی‌ها و نقاط ضعف و ضعف خود قدم در بیراهه بگذارند. 

 

جراحی بیني یک آقا پسر به عشق بازیگری!

مدتی پیش وصف حالش را از زبان یکی از دوستانش شنیده بودم. ساسان جوان 25 سالهای است که عاشق بازیگري است و سال‌هاست تمام فکر و ذکرش بازی در مقابل دوربین است. جوانی که به همین راحتیها حاضر به مصاحبه نمیشود و راضی کردن او برای انجام یک گفتوگوی چند دقیقهای، چند روزی به درازا میکشد. روز مصاحبه نخستین باری بود که او را میدیدم. موهای بلندی داشت که آنها را از پشت بسته بود و مدل ریشی داشت که انگار ابتکار خودش بود! از راه که رسید مجلهای هنری در دست داشت. وقتی از او میپرسم از دنیای هنر چه خبر، با خنده می‌گوید «همه چیز خوبست! فقط جای من خالیست». از همین یک جمله او استفاده میکنم و بیمقدمه شروع به پرسیدن سوالاتم میکنم. فورا میگویم «چرا بازیگری» و او پاسخ میدهد «رویایی است که از کودکی به همراه داشتم، من پتانسیل بازیگر شدن را دارم و خیلی زود به هدفم می‌رسم. همیشه دوست داشتم جلوی دوربین ایفای نقش کنم، محبوب باشم و مردم مرا بشناسند.» از دوستانش شنیده بودم ساسان 3 سال پیش، بینیاش را به تیغ جراحان سپرده تا به خیال خودش چهرهای هنرمندانهتر داشته باشد. هنگامی که از ماجرای جراحی بینیاش میپرسم، کمی جا میخورد و با خنده میگوید «نه این‌که فکر کنید همه‌اش به خاطر بازیگری بود، اما به هرحال یکی از دلایل اصلی آن بود. به هر حال اینجا برای بازیگر شدن پول و چهره حرف اول را می‌زند.» 

 

تمام درآمدم را در راه بازیگری صرف کردم

وقتی از او می‌پرسم تا کنون چقدر برای بازیگر شدن هزینه کرده است، می‌گوید: «من تمام فیلم‌های سینمایی را روی پرده می‌بینم. بیشتر تئاترها را تماشا می‌کنم، خب این‌ها بدون هزینه نیست! برای کلاس بازیگری به تهران رفتم و برای هر ترم چیزی حدود یک میلیون تومان پرداختم، بینیام را عمل کردهام و ... برای بازیگر شدن باید از همه چیزت بگذری. مدتی هم سرکار میرفتم و تمام درآمدم را در راه بازیگری صرف کردم. مادرم هم تا امروز پخش زیادی از پس اندازش را در اختیار من قرار داده است.»

 

پا جای پای «مهدی سلوکی»

دوستانش می‌گفتند به مهدی سلوکی علاقه زیادی دارد. وقتی در این باره از خودش می‌پرسم می‌گوید: «بله همین طور است. دیوارهای اتاقم با پوسترهای مهدی پوشیده شده است و به بازی او علاقه دارم.» وقتی به او می‌گویم شنیده‌ام حتی زمانی ظاهرت را مثل او درست می‌کردی و زمانی که فهمیدی چه نوشابه‌ای دوست دارد، فقط از آن می‌نوشیدی. کمی جا می‌خورد و با خنده می‌گوید: «البته این ماجراها مربوط به 5-4 سال پیش است. زمان نوجوانی بود» از ساسان می‌پرسم با این همه علاقه به بازیگری چرا نتوانسته است تا کنون جلوی دوربین ایفای نقش کند که در این باره می‌گوید: «من دنبال این نیستم که نقش سیاهی لشکر داشته باشم. میخواهم روزی جلوی دوربین ایفای نقش کنم که جزو نقشهای تاثیرگذار باشم. میتوانستم در ازای پرداخت پول این کار را انجام دهم، اما همانطور که گفتم پولی را که از من میخواهند نمیتوانم مهیا کنم. این روزها نقش اول چیزی حدود 20 تا30 میلیون تومان آب می‌خورد!» 

 

همه به من می‌گویند شبیه لیلا بلوکات هستم!

«دوست دارم معروف باشم و مردم مرا بشناسند.» این جمله همه دلیل سمیه برای بازیگر شدن نیست، او ادامه می‌دهد: «همه به من میگویند که شبیه لیلا بلوکات هستم.» از او سوال می‌کنم «یعنی همین که شبیه به فلان هنرپیشه هستی، یعنی برای این کار مناسبی؟» کمی مکث میکند و میگوید شاید این گزینه کافی نباشد، اما اعتقاد دارم که تمام ویژگیهای یک بازیگر خوب را دارم و البته چهره هم بیتاثیر نیست. از تست‌های بازیگری که تا به حال در آن شرکت کرده است میپرسم؛ میگوید: «تستهای بازیگری با هم فرق دارند. گاهی از طرف موسسه برای تست معرفی میشوی و گاهی با آگهیهای تست بازیگری در شهر مواجه میشوی. تستهای اول قابل اطمینان هستند اما برای شرکت در تستهای دوم باید کمی هوشیارتر عمل کرد. من چند بار در هر دو آن‌ها شرکت کردهام.»

 

5 میلیون برای ستاره شدن

آخرین باری که سمیه در یک تست بازیگری شرکت کرد چیزی حدود 5 میلیون تومان برایش آب خورد! میخواهم خودش ماجرا را تعریف کند. کمی از لحن قاطع و مطمئنی که پیش از این داشت فاصله میگیرد و ماجرا را این‌طور شرح میدهد: «یکی از دوستانم در کلاس بازیگری شمارهای را آورد و گفت که میخواهند برای ساخت یک فیلم از داوطلبان تست بازیگری بگیرند. شماره را در یک اطلاعیه روی تیر چراغ برق دیده بود! تماس گرفتیم و به همراه چند نفر از دوستانم راهی شدیم. مکان یک زیر زمین بود و باید نوبتی وارد اتاق تست میشدیم. وقتی جلوی دوربین رفتم و کارم تمام شد، مردی که مسئول تست گرفتن بود از بازی، لحن و قیافه من خیلی تعریف کرد و گفت میتوانم به یک ستاره تبدیل شوم! گفت چون تازه کار هستی یک نقش چند دقیقه‌ای هم برای تو کافیست و در ازای این نقش 5 میلیون تومان از من خواست. بعد شماره حساب و شماره همراهش را داد و روز بعد پول را واریز کردم، چون دوست داشتم جلوی دوربین بازی کنم و از آن طرف نمی‌خواستم کسی متوجه شود که در ازای پرداخت پول بازی کردهام.» 

«حدو یک ماه و نیم طول کشید تا متوجه شدم اصلا فیلمبرداری در کار نیست. برای استارت فیلمبرداری مدام امروز و فردا میکرد، در ابتدا همه چیز خیلی خوب به نظر میآمد، اما بعد از مدتی تلفنی که از او داشتم خاموش شد. به مکان تست هم که پیش از آن فقط دو بار به آنجا رفته بودم مراجعه کردم و خبری نبود. هرچه زنگ میزدم کسی در را باز نکرد ...» 

 

تئاتر به من آرامش می‌دهد

مهسا کسی است که در طول تهیه این گزارش مرا همراهی کرد. دختری پر انرژی که از نوجوانی مشغول به کار تئاتر است. او 22 ساله است و به گفته خودش افراد مختلفی را دیده که تمام فکر و ذکرشان بازیگری است و اصلا زندگی میکنند به امید این که روزی بازیگر شوند. به مهسا میگویم چرا به سراغ سینما نرفته است که میگوید: «فضای سینما با فضای تئاتر تفاوت زیادی دارد. من بنا به دلایل زیادی تئاتر را ترجیح میدهم. به دنبال شهرت یا هرچیز دیگر نیستم، تئاتر به من آرامش می‌دهد.» بی مقدمه می‌روم سراغ سوالات و وقتی از مهسا میپرسم نقش اول و نقشهای پایین‌تر یک فیلم این روزها چقدر آب میخورد با خنده میگوید: بستگی به فیلم دارد، مبلغی که طی این سالها برای نقش اول برخی فیلم‌ها شنیدهام 25 میلیون تومان است. نقشهای پایین‌تر هم بستگی به دقیقه‌اش دارد. بر حسب دقیقه و این‌که چقدر کار حرفه‌ای است، نرخ‌ها متفاوت است. چند سال پیش یکی از کارگردان‌های مطرح سینما به مشهد آمده بود. هنگامی که با دوستم نزد او رفتیم، دوستم با اشتیاق گفت «آقای ... من بازیگرم و عاشق کارهای شما هستم!» آن کارگردان خیلی راحت و بی پرده به او گفت 20 میلیون تومان بده تا همین آلان یکی از نقش‌های خوب فیلم بعدی‌ام را به تو بدهم و خودم از تو یک بازیگر می‌سازم». 

 

بیست هزارتومان برای تست با دوربین خاموش!

به مهسا می‌گویم در این 4 سالی که بازیگری را به صورت تقریبا حرفه‌ای دنبال می‌کنی، شده است خودت افرادی را ببینی که با پرداخت پول جلوی دوربین بروند، پاسخ می‌دهد: «متاسفانه باید بگویم بله. بودند و هستند افرادی که می‌خواهند ره صد ساله را یک شبه بروند، اما به نظرم این افراد نمی‌توانند ماندگار و محبوب بمانند. به نظرم ارزش ندارد که به هر قیمتی وارد دنیای حرفه‌ای بازیگری شد». بحث به تست‌های بازیگری کشیده می‌شود که از او می پرسم چقدر می‌توان به تست‌هایی که آگهی‌شان را در سطح شهر ديده مي‌شود، اعتماد کرد و مهسا با کمی مکث پاسخ می‌دهد: «باید هوشیار بود. خیلی از آن‌ها حداقل هزینه تستی که از شما می‌گیرند 20 هزار تومان است و این در حالیست که با دوربین خاموش از شما فیلم می‌گیرند! آخر چه کسی برای ساخت فیلمش از سطح شهر بازیگر جذب می‌کند!؟»  

 

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٥/٠٩/١٨
روایت‌هایی از هفت‌خان خواستگاری‌های امروزی به بهانه شروع فصل خواستگاری‌ها

از خواستگاری تا ازدواج راه درازی ا‌ست!

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨
برای اولین بار رونمایی از راهنمای اصطلاحات جلسه موضوع ویژه

از همش نزن تا خیارشورکنار جوجه!

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
نگاهی به تعطیلات رسمی ایران و دیگر کشورهای توسعه یافته دنیا

این همه تعطیلی چندتا لایک داره؟!

٩٥/٠٩/١٨
پیشنهاد جیم برای تاسیس یک وزارت خانه جدید:

وزارت تعطیلات حواسش به همه شنبه‌ها هست

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌وگو با دکتر علی چِشُمی عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه فردوسی

تعطیلات آفت هست ولی نه برای اقتصاد فعلی ما!

٩٥/٠٩/١٨
پایان‌نامه

خاموش کردن آتش در مشهد با تی!

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

خلاق‌های اینستاگرامی

٩٥/٠٩/١٨