مُكري مُچكريم!
محرمانه مستقیم

مُكري مُچكريم!

نویسنده : سید محسن اسدی

مدت‌ها بود ديگر فيلمي از سينماي ايران مرا غافلگير نمي‌كرد، به وجدم نمي‌آورد، لگدم نمي‌زد، بيدار خوابي شبانه برايم نداشت، ذهنم را به بازي نمي‌گرفت، موضوع گفت‌وگوي چند ساعته با دوستانم نمي‌شد و از همه مهمتر اين‌كه در فاصله 5 روز مرا براي ديدن دوباره‌اش به سينما نمي‌كشاند! ولي همه اين اتفاق‌ها كه تا قبل از ديدن «ماهي و گربه» ديگر برايم محال به نظر مي‌رسيد و كلا ماست سينماي داخلي را كيسه كرده بودم، با ديدن اين فيلم محقق شد. يك فيلم خوب و ساختار شكن كه چندين سال با الانِ سينماي تقليدكار و محتوازده ما فاصله دارد، يك فيلم گيرا و درگير كننده كه بيش از هر چيز، جسارت، نبوغ و تلاش يك كارگردان جوان است كه فيلم را جلو مي‌برد و جاي جاي فيلم حتي مخاطب غير حرفه‌اي سينما را به تحسين وا مي‌دارد. ماهي و گربه ساخته «شهرام مكري» كارگردان جوان و دوست‌داشتني اين سرزمين است كه نه تنها منتقدان داخلي را به تحسين وا داشته بلكه منتقدان خارجي را هم وادار به نوشتن، تعريف، تمجيد و نقد كرده است. 

اين‌كه برخي از بازي‌هاي فيلم جالب نبودند يا تاكيد بيش از حد كارگردان بر ساختار و فرم روايت، اصل داستان را در لحظاتي مخدوش كرده بود يا ترانه پاياني فيلم كه يك جورهايي مانيفست و بيانيه فيلم تلقي مي‌شد و انتقادها و نظرات ريز و درشت ديگر، دليل نمي‌شود كه بگوييم ماهي و گربه فيلم خوبي نبوده است. ماهي و گربه كه با سرمايه‌گزاري خصوصي توسط يك جوان 36 ساله ساخته شده، نهايت جسارت يك كارگردان است، جسارتي را كه تنها مي‌شود از يك جوان انتظار داشت و بس.

در اينجا نمي‌خواهم درباره ويژگي‌هاي فيلم و شگفتي‌هايم از آن بنويسم و لذت ديدنش را از بين ببرم ولي همين‌قدر بدانيد كه اين فيلم كلا يك برداشت بلند است، يعني از لحظه‌ايي كه فيلم شروع مي‌شود تا پايان فيلم، كارگردان كات نمي‌دهد و اصطلاحا فيلم سكانس-پلان است و جالب‌ترش اينجاست كه اين فيلم 134 دقيقه‌ايي روايت‌كننده داستاني است كه حداكثر در 50 دقيقه اتفاق مي‌افتد! در اين نوشته كوتاه از ابتدا مي‌خواستم به اينجا برسم كه جوان ايراني مي‌تواند و نمونه‌اش را همين آقاي شهرام مكري مثال بزنم كه به قول يكي از سينمايي‌نويس‌ها، با دومين فيلم بلندش به يكباره سينماي ايران را 10 سال پير كرده است.

«ماهي و گربه» يك محصول فرهنگي است از يك جوان، و هر چه از تماشاي فيلم مي‌گذرد اين نكته از همه چيز برايم مهمتر مي‌شود. ماهي و گربه بيش از هر چيز نشان مي‌دهد كه اگر به جوان فرصتي حداقلي براي ورود به كارزارهاي اصلي توليد داده شود، مي‌تواند در سپهر آسمان اين كشور بدرخشد و هواي تازه‌اي بيافريند. ماهي و گربه نشان مي‌دهد يك فيلم –بخوانيد يك محصول- مي‌تواند بدون تبليغات مخاطبش را پيدا كند و صرفا به دليل كيفيتش، نفر به نفر دهان‌ها را پر كند و نتيجه آن شود كه كار به سالن‌هاي پر از تماشاگر برسد و سئانس‌هاي اضافه و تشويق كارگردان بعد از هر نمايش. ماهي و گربه نشان مي‌دهد جوان اگر بخواهد مي‌تواند همه قواعد و بروكراسي‌هاي موجود را پشت سر بگذارد و نا اميدي و ياس را در نطفه خفه كند و به مرزهاي جهاني نزديك شود. ماهي و گربه به گواه جوايز متعدد خارجي و داخلي فيلم خوبي است و مهمتر از خوبي‌ها و ويژگي‌هاي منحصر به فرد حرفه‌اي و سينمايي‌اش، درس‌هايي از جنس اميد دارد كه به جوان امروز مي‌آموزد و بيش از هر چيز به نظرم بايد به اين دليل از مكري جوان متشكر بود: مُكري مُچكريم!

نظرات کاربران
کد امنیتی