من یک روانی‌ام
پایان نامه

من یک روانی‌ام

نویسنده : سعید برند
معاون امور توانبخشی اداره کل بهزیستی «یک استان» گفت: 8 هزار بیمار روانی مزمن در «این استان» شناسایی شده‌اند. بنده نمی‌دانم که ملاک و معیار مسئولان «این استان» برای شناختن بیماران روانی «این استان» چه بوده است ولی صادقانه بگویم که بنده هم یک بیمار روانی‌ام. در ادامه از برخی علائم روانی بودنم پرده برداری می‌کنم، باشد که به جمع روانیان مزمن «این استان» بپیوندم:
اینجانب به غیر از سوزش معده و نفخ شدید، گاهی اوقات احساس می‌کنم که داخل سرم چیزی نیست و گوش‌هایم توسط یک قطعه سیم مفتولی به یکدیگر وصل شده‌اند. جواب ماموگرافی از پس‌کله‌ام نیز این مسئله را تایید می‌کند. یکی دیگر از علائم خیط بنده که احتمال روانی بودنم را قوت می‌دهد این است که خیلی زود باورم، یعنی هر کسی هر چه می‌گوید زود باور می‌کنم، مثلا برای امتحان الان شما بگویید تورم تا پایان سال تک رقمی می‌شود، وجداناً جلوی خودتان باور می‌کنم. بد نیست بدانید که بنده یک روانی خطرناک هستم و یک بار با پلخمون راننده قطار شهری را تهدید کردم که به اتفاق «قطارشهری ربایی» کنیم و یک راست برویم آنتالیا!
اشتهایم نیز تغییر کرده و به خوردن غذاهای محیر العقول تمایل پیدا کرده‌ام، مثلا به جای خوردن سیراب شیردون با عسل موسیر، برنج آرسنیک‌دار، لبنیات پالم‌دار، آب نیترات‌دار، سبزی فاضلاب‌دار، مرغ هورمون‌دار و نان جوش‌شیرین‌دار می‌خورم! از همه بدتر این که ایضا تکه کلام هم دارم و این یکی را جملگی شاهدند! 
قابل ذکر است که همین جناب مسئول بهزیستی گفته است که 3 هزار و 500 نفر از 8 هزار بیمار روانی «این استان» مستمری ماهیانه دریافت می‌کنند. ما که تا حالا اسم‌مان در هیچ جایی درنیامده است، خدا را چه دیدید شاید این بار شامس در خانه ما را هم زد! 
نظرات کاربران
کد امنیتی