ای روح آرام یافته
8 روایت قرآن در مورد امام حسین عليه‌السلام و قيام كربلا

ای روح آرام یافته

نویسنده : حامد نادری راد

یکی صامت است و یکی ناطق؛ یکی راه نشان می‌دهد و دیگری راه هدایت را طی می‌کند؛ یکی اصول را می‌گوید و دیگری نمونه عملی آن‌هاست؛ یکی کتاب است و دیگری رهبر؛ یکی قرآن است و دیگری عترت و چه پیوند زیبایی است بین این دو. پیوندی که تا روز قیامت برقرار و حقیقتی که در همه زمان‌ها جاری است. قرآن را که نگاه کنی، نمی‌توانی امام را نبینی و امام را که بنگری، بی قرآن او را نخواهی دید. حتی اگر سر آن امام از تنش جدا شده باشد، باز هم تلاوتش قرآن است و اشارتش کلام خدا... کلام خدا را که نگاه می‌کنی، امام را فریاد می‌کند، در لابلای آیات، در گوشه گوشه‌های روایات و در شأن نزول‌هایی که قرار است همگی راه را نشان بدهند. راهی که امامش کشتی نجات است و چراغ هدایت. راهی که امامش حسین(ع) است.

بنا بر روایت، آیات زیادی در مورد امام حسین(ع) وجود دارد که از این بین، این 8 آیه بیشترین اشاره را به حضرت و قیامشان دارند.

 

خبر ازلی شهادت امام حسین(ع)

«کهیعص»

«کاف، ها، یا، عین، صاد»

سوره مریم- آیه 1

زکریا(ع) به نماز ایستاده، ذکر می‌گوید، عبادت می‌کند و یکی یکی اسامی اعظم(1) را یاد می‌کند. هر بار که از نام چهار نفر اول عبور می‌کند، دلش آرام می‌گیرد. حال نشاط دارد و لبخند روی لبانش نقش می‌بندد. به نام پنجم که می‌رسد، انگار کل غم‌های دنیا روی دلش سنگینی می‌کند. اندوهگین می‌شود، گلویش را بغض می‌گیرد.

زکریا(ع) علت را از خداوند سؤال می‌کند و جبرئیل پاسخ خدا را اینگونه می‌رساند: «کهیعص»

یعنی در کربلا، آخرین اسم اعظم هلاک خواهد شد، در حالی که قاتلش یزید است و عطش بسیار دارد ولی بر همه این مصبیت‌ها صبر می‌کند.

زکریا(ع) سه روز در محراب می‌گرید و آن‌گاه از خدا طلب پسری را می‌کند که سرنوشتی چون حسین(ع) داشته باشد. خدا پاسخ می‌دهد: «اى زكريا ما تو را به پسرى كه نامش يحيى است مژده مى‏دهيم كه قبلا همنامى براى او قرار نداده‏ايم»(2) یحیی(ع) مانند حسین(ع) شش ماهه به دنیا می‌آید؛ مانند حسین(ع) در راه خدا قیام می‌کند و مانند حسین(ع) سر او را پلید‌ترین افراد از بدنش جدا می‌کنند.

 

قربانی شدن امام حسین(ع)

«وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ»

«و او (اسماعیل) را با قربانی بزرگتری رهاندیم»

سوره صافات- آیه 107

ابراهیم(ع) جوان رشیدش را به قربانگاه برده است. جوانی که سال‌ها به فرمان خدا از او دور بوده و حالا که نور چشم پدر شده باید قربانی درگاه خدا شود. ابراهیم(ع) و جوانش فرمان خدا را به بهترین نحو انجام می‌دهند ولی انگار وقت قربانی بزرگ نرسیده است. اسماعیل(ع) صحیح و سالم از قربانگاه بر می‌گردد و خدا وعده قربانی بزرگتری را می‌دهد.

ایام می‌گذرد. عصر عاشورا رسیده است و دشمن دیگر کار خودش را کرده است. سرخی غروب کربلا نشانه‌هایی از گریه آسمان دارد ولی سرخی چهره زینب کبری(س) نشانه‌ای از اشتیاق. اشتیاق برای قبول شدن قربانی. همان قربانی بزرگی که خدا او را در نسل اسماعیل قرار داد و در ظهر عاشورا در راه او، به شهادت رسید. آن‌جا بود که زینب(س) بدن بی سر امام را روی دستانش بلند می‌کند و می‌گوید: «خدایا این قربانی را از ما بپذیر...»(3)

 

تولد و شیرخوارگی امام حسین(ع)

«وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَ وَضَعَتْهُ كُرْهًا وَحَمْلُهُ وَ فِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا »

«و سفارش کردیم انسان را که به پدر و مادرش نیکی کند. مادری که او را با رنج و سختی حمل نموده و با رنج و سختی به دنيا آورده و دوره بارداری و شیردهی او سی ماه است.»

سوره احقاف- آیه 15

سرنوشت حسین(ع) مدت‌ها قبل از به دنیا آمدنش توسط جرئیل به پیامبر خبر داده شده بود. این سرنوشت دردناک و کشته شدن فرزند توسط امت، چیزی بود که بسیار پیامبر، علی(ع) و فاطمه زهرا(س) را آزار می‌داد. البته قرار گرفتن نسل امامت و وصایت در حسین(ع) باعث می‌شد قلب این خانواده آرام بگیرد، ولی رنج سر جای خودش بود و ناراحتی هم همچنین. برای همین است که مادر جنینش را با سختی و رنج به سرانجام رساند و حسین(ع) شش ماهه به دنیا آمد و دو سال شیرخوار بود که جمعا سی ماه می‌شود.

این رنج بعدها در بازی کردن حسین(ع)، در خندیدن او، در بوسیدن و بوئیدن او نمایانگر بود. هر کدام از اهل بیت که از دنیا رفتند، دیگران را به حسین(ع) سفارش کردند. رسول خدا مردم را بر فراز منبر به دوستی حسین(ع)، امیرالمؤمین(ع) عباس را به مراقبت از حسین(ع) و فاطمه(س) دخترش را به یاری حسین(ع) سفارش کردند. اوج این اندوه در وداع امام حسن(ع) و امام حسین(ع) جلوه‌گر شد جایی که برادر بزرگتر فرمود: «هیچ روزی به سختی روز شما نخواهد بود»(4)

 

آوارگی امام حسین(ع)

«الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ »

«کسانی که از شهر و دیارشان به ناحق رانده شده‌اند به خاطر اینکه می‌گفتند خدای ما، خدای یگانه است»

سوره حج- آیه 40

وقتی هجرت آغاز شد، هر کدام از مسلمانان یک جور تحت ظلم قرار گرفتند. یکی اموالش غارت شد، یکی خانه‌اش به تاراج رفت و یکی هم زمین‌هایش غصب شد. جرم مهاجرین فقط مسلمان بودن بود و پرستیدن الله. آن‌ها از سرزمین‌شان رانده شدند ولی به آغوش گرم رسول خدا در مدینه پناه بردند.

نیم قرن بعد؛ فرزند رسول خدا از خانه‌اش رانده شد؛ در حرم امن خدا که درندگان هم در آن امان دارند، تهدید به قتل شد و کار به جایی رسید که به فرموده خودشان: «اگر به سوراخی از جانواران زمین نیز داخل می‌شدم، بی‌گمان مرا از آن سوراخ نیز بیرون آورده و می‌کشتند» موضوع به همین‌جا ختم نشد. بلکه خانواده ایشان اسیر شدند، زنانشان به بند کشیده شدند و به نمایش عمومی درآمدند و سر مردانشان را نیز به نیزه کردند. جرم حسین(ع) هیچ نبود جز پرستیدن خدا و احیا سنت رسول او.

 

قیام امام حسین(ع)

«فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌ مِّنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً وَقَالُواْ رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتَالَ لَوْلا أَخَّرْتَنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ قُلْ مَتَاعُ الدَّنْيَا قَلِيلٌ وَالآخِرَةُ خَيْرٌ لِّمَنِ اتَّقَى»

«هنگامی که جنگ بر آن‌ها مقرر شد، گروهی چنان ترسیدند که گویی از خدا می‌ترسند (و حتی بیشتر) و گفتند: خدایا! چرا جنگ را بر ما مقرر کردی؟! ای کاش کمی به ما مهلت می‌دادی. بگو: بهره دنیا اندک است و آخرت برای تقوا پیشگان بهتر»

سوره نساء- آیه 77

وقتی نامه‌های کوفیان به دست امام حسین(ع) رسید و حضرت قصد خروج از مکه را کردند، از افراد مختلف و قبایل زیادی درخواست یاری و کمک کردند. هر کدام بهانه‌ای آوردند. یکی بچه‌اش در مرزها بود، یکی اهل و عیالش را بهانه کرد، یکی از راه دیگری رفت و رویش را از امام برگرداند و یکی هم به جای یاری، می‌خواست اسبش را به حضرت بدهد!

همه این افراد از جهادی که به شهادت ختم می‌شد، ترسیده و از یاری فرزند رسول خدا دست کشیده بودند و مدام امروز و فردا کردند. حتی شیعیانی که برای امام نامه نوشتند؛ بعد از حکومت نظامی ابن زیاد در کوفه، به کنج خانه‌هایشان خزیدند تا اینکه کار از کار گذشت. کاش در وقت مناسبش می‌فهمیدند متاع اندک دنیا بعد از حسین(ع) دیگر ارزشی ندارد و توّاب شدنِ بعد از او فایده‌ای نخواهد داشت.

 

ندای الهی بر امام حسین(ع)

«يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً»

«ای نفس مطمئنه * خشنود و راضی به سوی پروردگارت بازگرد»

سوره فجر- آیات 27 و 28

تا به حال چه کسی را دیده‌اید که در یک روز، بهترین دوستانش را از دست بدهد. اصحابش یک به یک شهید بشوند. برادران و برادر زاده‌هایش جلوی چشمش پر پر شوند. بدن پسر جوانش قطعه قطعه شود. کودک شش ماهه‌اش مانند گوسفند ذبح شود. بداند که خانواده‌ و ناموسش بعد از او اسیر می‌شوند و به آن‌ها جسارت می‌شود ولی به خاطر خدا به تمامی این مصیبت‌ها راضی شود؟ نه تنها راضی، بلکه آرام باشد و اشتیاقش برای دیدار خدا بیشتر شود. چهره‌اش از شوق دیدار سرخ شود و هر لحظه که گرمای نبرد داغ‌تر می‌گردد بر این سرخی افزوده شود. حتی وقتی تیر به قلبش بخورد، خون را به آسمان بپاشد و بگوید: «خدایا می‌دانم که می‌بینی...»

برای چنین بنده‌ای خودِ خدا به دیدار می‌آید و ندا می‌دهد: «ای مطمئن‌ترین نفس! ای بهترین بنده من! به سوی من بیا، همانطور که تو از من راضی هستی و من از تو»

 

مظلومیت امام حسین(ع)

«مَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا»

«آن کسی که مظلومانه کشته شود برای ولّی او قدرت انتقام قرار دادیم»

سوره اسراء- آیه 33

یک نفر در عالم کشته شده که مظلوم‌ترین مقتول‌ است. او را کشتند بدون اینکه جرمی مرتکب شده باشد یا مالی را غصب کرده باشد، یا به کسی آسیب رسانده باشد. قاتلان تنها خود این فرد را نمی‌کشند، بلکه یاران و برادران و فرزندان او را نیز از لب تیغ می‌گذرانند و خانوده او را اسیر می‌کنند و به آن‌ها جسارت می‌کنند. قاتلان قتل را به شیوه‌اش انجام نمی‌دهند. یعنی در کشتن نیز ستم می‌کنند. او را در حالی می‌کشتند که تشنه است، بر بدنش بیش از هزار زخم وارد می‌کنند، در حالی که هنوز جان دارد، اعضای بدنش را قطع می‌کنند. با هر نوع سلاحی که دارند به او حمله می‌کنند. حتی سر او را از پشت- طوری که به سختی جان بدهد- از تن جدا می‌کنند. قاتلان حتی بعد از قتل نیز ظلم می‌کنند. با اسب‌ها بر روی پیکرش تاخت و تاز می‌کنند. طوری که استخوان‌هایش بشکند و اعضای بدنش پراکنده شود. پیراهن کهنه‌اش را که هیچ ارزشی ندارد سرقت می‌کنند، سر او را به نیزه می‌کنند و او را بدون کفن در بیابان رها می‌کنند.

حالا شما باشید هر روز امام عصر(عج) را به عنوان ولی خون این مظلوم، با لقب «أین الطالب بالدم المقتول بکربلا» صدا نمی‌کنید؟!

 

سؤال در مورد امام حسین(ع)

«وَإِذَا الْمَوْؤُودَةُ سُئِلَتْ * بِأَيِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ»

«از زنده به گور شده‌ها سؤال می‌شود * که به کدامین گناه کشته شده‌اند؟!»

سوره تکویر- آیات 8 و 9

در روز قیامت درباره کسی سؤال خواهد شد که با وجود زنده بودن، دشمن از هر طرف راهش را بسته بود. نه می‌توانست به خانه‌اش برگردد و نه می‌توانست راهی شهر دیگری شود. حتی آب نیز بر او و یارانش بسته شده بود. هر لحظه که بر آن‌ها می‌گذشت وضعیت سخت‌تر می‌شد. کسانی که زنده مانده بودند کشته شدن یاران را می‌دیدند و پایان این حبس برای همه شهادت بود.

حقیقت این بود که امام حسین(ع) و خاندان و یاران حضرت در روز عاشورا پیش از آن‌که به شهادت برسند گویی زنده به گور شدند؛ چون از شدت تشنگی و محاصره دشمن و بسته شدن راه‌ها و روی دادن مصیبت‌های پیاپی از هر سو، نفس در سینه‌شان حبس شد و از صبح تا به عصر یک به یک جان‌هایشان گرفته می‌شد.

 

 

 

پانویس:

(1) بر طبق روایت اسامی اعظم همان اسامی پنج تن آل عباست.

(2) سوره مریم- آیه 7

(3) ربنا تقبل منا هذا القربان

(4) لا یوم کیومک یا ابا عبدالله

منابع:
1-امام حسین(ع) اینگونه بود- آیت الله جعفر شوشتری- انتشارات آل علی
2-کتاب آه – یاسین حجازی- انتشارات جام طهور
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
روایت‌هایی از هفت‌خان خواستگاری‌های امروزی به بهانه شروع فصل خواستگاری‌ها

از خواستگاری تا ازدواج راه درازی ا‌ست!

٩٥/٠٩/١٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
برای اولین بار رونمایی از راهنمای اصطلاحات جلسه موضوع ویژه

از همش نزن تا خیارشورکنار جوجه!

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨
گپی با قربان محمدپور کارگردان سلام بمبئی که فیلمش رکورد فروش در روز اول اکران را زد

سینمای من جشنواره‌ای نیست، برای مردم است

٩٥/٠٩/١٨
پایان‌نامه

خاموش کردن آتش در مشهد با تی!

٩٥/٠٩/١٨

دشواری نداریم

٩٥/٠٩/١٨

چرخه‌ تبدیل پراید

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

خلاق‌های اینستاگرامی

٩٥/٠٩/١٨