متولد سال‌هاي خاکستري

متولد سال‌هاي خاکستري

نویسنده :

وقتي يک نفر يک تريبون دارد خيلي خوش به حالش مي‌شود و به همان اندازه بد به حال ديگراني مي‌شود که آن تريبون را ندارند و نمي‌توانند از خودشان دفاع کنند. اين تريبون يا اسمش «روزنامه» است، يا «هفته‌نامه» يا «تلويزيون» يا «سينما» و يا «تئاتر»، آن‌وقت کسي که اين تريبون را دارد اگر از چيزي خوشش نيايد، نه تنها آن را محکوم کرده و کاملا سياهش مي‌نمايد، بلکه آن سياهي و سياه نمايي را به همه جامعه و همه آدم‌ها نسبت مي‌دهد. اجراي تئاتر«متولد61» بهانه‌اي است براي اين‌که براي خودمان و خودتان مشخص کنيم که آيا دهه شصتي‌ها نسل سوخته‌اي هستند يا نه؟! نسلي که زمان متولد شدنش با آژير قرمز همراه بوده، زمان نوزاديش با صف شيرخشک، زمان مدرسه‌اش با نيمکت‌هاي چهارنفره و کنکورش با ميليون تا آدم حسرت به دل دانشگاه نرفته! اين‌ها همه قبول، ولي يادمان باشد که اين سال‌ها و اين دهه شصت براي مردم ايران يک سري از مهم‌ترين اتفاقات افتاده است، مردم انقلاب را پشت سر گذاشته بودند و با چيزي به اسم جنگ مواجه شدند، جنگي که به خاطر دين و غيرت و آزادي براي آن‌‌ها تحميل شدف جنگي که بيشتر آدم‌هاي درگيرش را دزد و قاچاقچي و فراري نکرد، از آن‌ها شهيد و آزاده و ايثارگر ساخت. جنگي است که پدرهاي ما به حضور در آن افتخار مي‌کنند، آن‌وقت هر زمان ما قرار است خودمان را به ننه من غريبم بازي بزنيم، مي‌گوييم که صداي آژير قرمز دوران کودکي‌مان از ذهنمان بيرون نمي‌رود! اگر بچه‌هاي دهه شصت را با همين دهه هفتادي‌هاي دور و بر خودمان مقايسه کنيم، مي‌‌بينيم که ما براي خودمان هويتي داريم که بر اساس آن زندگي مي‌‌کنيم و در اين راه با سختي‌‌ها و مشکلاتي همراه بوده‌‌ايم که لابد قرار بود ما را بپزد. حالا بعضي‌هاي‌مان پخته شديم، بعضي‌هامان هم لابد سوختيم و ته گرفته‌ايم! سوخته شدن اين نسل در اين سال‌ها به خاطر اتفاقات مهم سياسي و اجتماعي بوده است که در اين دوران افتاده، سال‌هايي که براي خيلي‌ها ارزشمند است و اگر از نگاه يک نفر سال‌هايي تاريکي به نظر برسد دليلش اين نيست که واقعا تيره بوده باشد. نمايش تئاتر «متولد61» که اتفاقا مخاطب زيادي هم دارد، يک تصوير عمومي از دهه شصتي‌ها نيست، مي‌تواند يک مثال باشد، مثالي براي يکي از دهه شصتي‌ها که اصرار بر تعميم آن به همه هم‌نسلانش درست به نظر نمي‌رسد. داستان اين نمايش درباره دختري است که در زمان بمباران هوايي به دنيا مي‌آيد، پدرش که براي کار به ژاپن مي‌رود، پايش لنگ مي‌شود، يک بار از خانه فرار مي‌کند، تصميم مي‌گيرد قاچاقي با همسرش از ايران برود و... راستي تو متولد چه سالي هستي؟

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
درباره فردوسی و ادبیات حماسی به مناسبت روز بزرگداشت این شاعر نامی

حکیم زبان فارسی

٩٦/٠٢/٢٨
برگزیده سایت

اضافی‌ها را قیچی کنید!

٩٦/٠٢/٢٨
کافه جهان نما

چین، سرزمین دیوار بلند اعتماد

٩٦/٠٢/٢٨
گزیده‌هایی درباره بهداشت فردی در فصل گرم

خرده جنایت‌های شهروندی!

٩٦/٠٢/٢٨
جارچی 486

اندر حکایت فردای انتخابات

٩٦/٠٢/٢٨
دات کام

روباتی برای نجات حجم اینترنت‌شما

٩٦/٠٢/٢٨
شاخ هفته

روزی روزگاری وبلاگ نویسی

٩٦/٠٢/٢٨
شگرد خفن

نکات طلایی مرورگر که تا به حال نمی‌دانستید

٩٦/٠٢/٢٨
درباره الکساندر نوری که به یکی از شگفتی‌های امسال بوندس لیگای آلمان تبدیل شده است

نور علی نور!

٩٦/٠٢/٢٨
یادداشت شفاهی

مردم هنوز هم به ادبیات‌حماسی نیازمندند

٩٦/٠٢/٢٨
کوتاه و خودمانی درباره این‌که چرا شرکت در انتخابات خیلی خیلی خیلی مهم است

می‌سازمت به رای

٩٦/٠٢/٢٨

ایران، یک کیس خاص

٩٦/٠٢/٢٨
جالباسی

دمپایی‌های الماس نشان!

٩٦/٠٢/٢٨
مینیمال

شورای خوشگل‌ها

٩٦/٠٢/٢٨
گفت‌وگوی جیم با «رضا علیپور» قهرمان سنگ نوردی جهان

خوشحالم توانستم رکوردی را به نام ایران ثبت کنم

٩٦/٠٢/٢٨
خیلی کوتاه و مختصر درباره دلایلی که رای دادن را لازم می‌کند

يك رد گزينه جمع و جور!

٩٦/٠٢/٢٨
مینی‌ها

مینی 486

٩٦/٠٢/٢٨
وقتی «کافه بازار» جای نفس کشیدن به رقبایش را نمی‌دهد حتی اگر بهتر باشند

#فروشگاه_اندرویدی

٩٦/٠٢/٢٨

«رای دادن» لازم است ولی کافی نیست

٩٦/٠٢/٢٨
پایان‌نامه

پنج‌شنبه چه بنویسم

٩٦/٠٢/٢٨
تبلیغات
تبلیغات