زندگي‌رضا‌يت‌مندانه
امامي که دوستش داريم چه جوري بود؟

زندگي‌رضا‌يت‌مندانه

نویسنده :

هرکسي براي زندگي‌اش راه و روشي دارد، هر کسي مدلي دارد که وقتي زندگي‌اش را بررسي کنيم مي‌بينيم دقيقا روي همان مدل زندگي کرده، حالا ما که ادعاي‌مان اين‌است که مي‌خواهيم از کسي که به او اعتقاد داريم و زندگي‌اش را قبول داريم حرف‌شنوي داشته باشيم و مدل زندگي‌مان را منطبق کنيم بر زندگي او خوب است سري هم بزنيم به آن لايه‌هاي دورتر زندگي‌اش ببينيم چه‌طور راه مي‌رفته، چه‌طور حرف مي‌زده، چه‌طور غذا مي‌خورده، چه‌طور با خانواده و دوست و آشنايش برخورد مي‌کرده است. همه اين‌ها مي‌شود يک راه براي يک زندگي رضايت‌مندانه، زندگي که از روي الگويي به اسم امام رضا(ع) برداشته شده و رنگ و بويش امام رضايي است، حالا که غمگين شهادت آن امام عزيز هستيم، مي‌شود برويم و به زندگيش سري بزنيم تا ببينيم اين امامي که دوست داريم شبيه‌اش باشيم و از نبودنش ناراحت هستيم چه کسي بوده و ما بايد چه شکلي رفتار کنيم. امام رضا‌(ع) خصوصيت‌هاي مهم زيادي داشته‌اند که ما توي اين فضا به چندتاي‌شان اشاره مي‌کنيم.

انصاف
در حق همه مردم و خادمان خانه‌اش رعايت انصاف و عدل را مي‌کرد.

ياسر، خادم حضرت مي‌گويد: حضرت رضا عليه‌السلام به ما فرمود: «اگر هنگامي که مشغول خوردن غذا هستيد مرا بالاي سر خود ايستاده ديديد، از جاي برنخيزيد تا از خوردن فارغ شويد. چون حضرت برخي از ما را طلب مي‌کرد، به وي گفته مي‌شد که مشغول غذا خوردن هستند، امام مي‌فرمود:» بگذاريد غذايشان تمام شود تا از غدايشان لذت ببرند»

بحارالانوار، علامه مجلسي، ج49 / 102.

شب به ياد ماندني
پيش از اين که راه بيفتيم دلشوره برگشت را داشتم. حالا که دعا داشت به آخر مي‌رسيد دلشوره‌ام بيشتر شده بود. گوشم را بردم نزديک گوش مامان و گفتم تا دعا تمام نشده بلند شويم. با اين همه جمعيت معلوم نيست وسيله‌اي براي برگشت گيرمان بيايد. مامان دلش نمي‌آمد. مي‌دانستم که راضي نمي‌شود رو به قبله ايستاده بود و اشک مي‌ريخت. با سر اشاره کرد صبر کنم. صداي امن يجيب جمعيت که مي‌پيچد توي صحن مي‌گويم: مامان برويم ديگر تا برسيم بيرون واويلايي است ها! و واويلا را وقتي مي‌فهميم که به خيابان مي‌رسيم. باران تندي مي‌آمد. مردم با عجله هرکدام به سمتي مي‌روند. توي آن شلوغي بالاخره تاکسي پيدا مي‌کنيم راننده دستش را بالا مي‌برد و مي‌گويد 5 تومان!آن يکي مي‌گويد: خانم هر چه بدهي بازم کسي شما را تا آن سر شهر نمي‌برد و ديگري با سرعت مي‌گذرد و سر تا پاي ما را خيس مي‌کند. پيرمرد با يک پيکان سفيد يخچالي جلوي پايمان ترمز مي‌زند. کجا مي‌رويد آقا جان؟ بياييد بالا! مامان با ترديد در عقب را باز مي‌کند و سوار مي‌شويم. يک پلاک که رويش نوشته يا علي بن موسي الرضا آويزان از آيينه ماشين دلمان را گرم مي‌کند.

رافت
امام رضا(ع) را به رئوف بودنش مي‌شناسيم، مهرباني و محبتش نسبت به همه که برايش هيچ فرقي بين آدم‌ها نبود:

عبدا... ابن صلت از مردي که اهل بلخ بود روايت مي‌کند که گفت: خراسان همراه امام رضا(ع) بودم و سفره آن حضرت پهن شد و غذا را آوردند و سر سفره گذاشتند. امام هم غلامان و خادمانش را که بعضي‌هاي‌شان سفيد پوست و بعضي‌ها هم سياه پوست بودند سر سفره دعوت کرد، گفتم: فدايت شوم چرا غذاي خدمتکارهاي سياه پوست را جدا نمي‌کني، حضرت فرمود: همانا خداوند تبارک و تعالي واحد است و پدرمان (آدم نخستين) واحد است و مادرمان واحد است و کيفر هر شخص در روز رستاخيز به اعمال و کردار اوست.

اگر ضمانت کند
۵۰ سالي مي‌شود که اين کار را مي‌کنم «پيرمرد گوشه‌اي مشرف به ضريح نشسته، عبايي به تنش است و جمعيتي پشت سرش نشسته‌ان

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
درباره فردوسی و ادبیات حماسی به مناسبت روز بزرگداشت این شاعر نامی

حکیم زبان فارسی

٩٦/٠٢/٢٨
برگزیده سایت

اضافی‌ها را قیچی کنید!

٩٦/٠٢/٢٨
کافه جهان نما

چین، سرزمین دیوار بلند اعتماد

٩٦/٠٢/٢٨
گزیده‌هایی درباره بهداشت فردی در فصل گرم

خرده جنایت‌های شهروندی!

٩٦/٠٢/٢٨
دات کام

روباتی برای نجات حجم اینترنت‌شما

٩٦/٠٢/٢٨
شاخ هفته

روزی روزگاری وبلاگ نویسی

٩٦/٠٢/٢٨
جارچی 486

اندر حکایت فردای انتخابات

٩٦/٠٢/٢٨
شگرد خفن

نکات طلایی مرورگر که تا به حال نمی‌دانستید

٩٦/٠٢/٢٨
درباره الکساندر نوری که به یکی از شگفتی‌های امسال بوندس لیگای آلمان تبدیل شده است

نور علی نور!

٩٦/٠٢/٢٨
یادداشت شفاهی

مردم هنوز هم به ادبیات‌حماسی نیازمندند

٩٦/٠٢/٢٨
مینی‌ها

مینی 486

٩٦/٠٢/٢٨
کوتاه و خودمانی درباره این‌که چرا شرکت در انتخابات خیلی خیلی خیلی مهم است

می‌سازمت به رای

٩٦/٠٢/٢٨

ایران، یک کیس خاص

٩٦/٠٢/٢٨
جالباسی

دمپایی‌های الماس نشان!

٩٦/٠٢/٢٨
مینیمال

شورای خوشگل‌ها

٩٦/٠٢/٢٨
گفت‌وگوی جیم با «رضا علیپور» قهرمان سنگ نوردی جهان

خوشحالم توانستم رکوردی را به نام ایران ثبت کنم

٩٦/٠٢/٢٨
خیلی کوتاه و مختصر درباره دلایلی که رای دادن را لازم می‌کند

يك رد گزينه جمع و جور!

٩٦/٠٢/٢٨
وقتی «کافه بازار» جای نفس کشیدن به رقبایش را نمی‌دهد حتی اگر بهتر باشند

#فروشگاه_اندرویدی

٩٦/٠٢/٢٨
پایان‌نامه

پنج‌شنبه چه بنویسم

٩٦/٠٢/٢٨

«رای دادن» لازم است ولی کافی نیست

٩٦/٠٢/٢٨
تبلیغات
تبلیغات