اندر احوالات ابن جیم و محرم و نامحرم!
حکایت هفته

اندر احوالات ابن جیم و محرم و نامحرم!

نویسنده : ایمان فروزان نیا-مهدیه جوادی

در کتاب الاحوالات ابوجارچی فی بلاد الجیم آورده‌اند که روزی جمعی از مریدان در خانه ابوجارچی ابن جیم خراسانی نشسته بودند. ابن جیم هم دور مریدان می‌چرخید و دستی بر سر و روی‌شان می‌کشید و نگاهی به جیب‌شان می‌انداخت! گاهی نیز دست در آن می‌کرد و درهم‌های جیب مریدان می‌شمرد. مریدان که تمام مدت نظاره‌گر این فعل عجیب ابوجارچی بودند، تاب سکوت از کف دادند و نعره زدند که ای پیر و ای خفن؛ این چه فعل زشت و دور از ادبی باشد که تو با ما می‌کنی؟ پیرنا بر مریدان نگاهی انداخت و به تبسم گفت: ای اصحاب من، قبول که موجودی جیب شما مربوط به خود شما و محرمانه است، لیک بنده که نامحرم نباشم...

مریدان که از این حکمت قانع نشده بودند، بانگ زدند که یا استاد؛ اگر دست از این فلسفه بافی‌های من درآوردی بر نداری، به راستی که جملگی از پیش تو متفرق خواهیم شد.

پس ابن جیم گفت: این حکمت را که من از خود برون نکردم؛ مگر نشنیده‌اید که استادنا احمد توکلی آن عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس گفته: «حساب‌های بانکی محرمانه است اما دولت‌ها نامحرم نیستند، باید حساب‌های افراد را کنترل کنند و افراد نیازمند به یارانه نقدی را تشخیص دهند.»

مریدان که از شنیدن این سخن مانند گوزن متقاعد شده بودند، از جای برخواستند، نعره‌ها زدند و جامه‌ها دریدند و آن‌قدر با شست پا بر چشم هم کوفتند که یک تن هم زنده نماند.

نظرات کاربران
کد امنیتی
تبلیغات
تبلیغات