قلیان کشی در بند گلستان، آرزوی بزرگ نیویورکی‌ها
پایان نامه

قلیان کشی در بند گلستان، آرزوی بزرگ نیویورکی‌ها

نویسنده : سعید برند

یک خبرگزاری داخلی عنوان کرده است که هزینه زندگی در تهران نصف نیویورک است، البته خوشبختانه برای رهایی از هر گونه گیجی و ایضا منگی، همین خبرگزاری ما را شیر فهم کرده و نوشته: به عبارت دیگر قیمت کالاهای مصرفی، انواع مواد غذایی و سبزیجات و میوه، رستوران و خدمات حمل و نقل در تهران نصف نیویورک است. 

شما را نمی‌دانم ولی اینجانب که به غیر از محله خودمان، دورترین نقطه‌ای که از این کره خاکی با چشم غیرمسلح رویت کرده‌ام، بند گلستان بوده است، این خبر را فرتی و زرتی و در کسری از ثانیه باور می‌کنم و دلی هم برای مردم بیچاره نیویورک می‌سوزانم.

البته متقابلا برای این که دل آن‌ها را هم بسوزانم و به قولی جیزک‌شان بدهم، باید بگویم: تازه شانس آورده‌اید با تهران که همانا گران‌ترین شهر ماست، مقایسه شده‌اید و گرنه اگر با شهرهای دیگر مقایسه می‌شدید دل‌تان که هیچ آن جای دیگرتان امثال جگر، کلیه، طحال‌ و از این قبیل همسایگان دل‌تان نیز سوزانده می‌شد!

اگر از حسودی نمی‌ترکید باید بگویم که مثلا ما هر وقت از خانه یک مشت تخمه شمشیری برمی‌داریم و می‌رویم کنار بند گلستان می‌نشینیم، با چشم مسلح خودمان جوانانی را می‌بینیم که برای یک تفریح یکی دو ساعته حدود 50 تا 60 هزار تومان خرج می‌کنند، البته بنده دقیقا نمی‌دانم در بند گلستان نیویورک قیمت یک عدد قلیان دو سیب، لیمو و نعناع به همراه 4 تا چیپس فلفلی و سرکه‌ای با ماست موسیر فله‌ای و البته یک قوری اُسکلی نبات دارچینی چند دلار است ولی هر چه قدر هم که باشد حداقل مجبورید سه برابر ما هزینه کنید، تازه اگر هوس یک کاسه آش لخشک هم بکنید که دیگر باید فاتحه جیبتان را بخوانید! پس به صرف‌تان است که بیایید بند گلستان ما و با همان مقدار دلار چند برابر ما بخرید و بخورید، چون دلار در بند گلستان دانه‌ای 3 هزار و 245 تومان است! 

نظرات کاربران
کد امنیتی