چرا باید طنز آیتمی را جدی گرفت؟

چرا باید طنز آیتمی را جدی گرفت؟

نویسنده : سید مصطفی صابری

طنز مثل یک زبان است، زبانی که با اغراق و هجو و شیرین زبانی تلاش می‌‌کند کاستی‌‌ها در یک رفتار اجتماعی، در یک پدیده فرهنگی، در یک ناهنجاری، در یک سیستم و... را به مخاطب نشان دهد. زبانی که یکی از بهترین اشکال طرح چنین موضوعاتی است، همان‌‌طور که شعر بهترین زبان برای بیان احساس است. از طرفی نمی‌‌توان به‌ شوخی ابراز احساس کرد یا سمت خیال پردازی شاعرانه رفت. اما همین طنز هم گاهی محدودیت‌‌هایی دارد، وقتی در یک طنز داستانی شخصیت‌‌ها هویت اجتماعی و شغل مشخص و ارتباطات خاصی با پیرامون‌‌شان دارند طبیعتاً نمی‌‌توان از هر چیزی گفت و هر اتفاقی را به چالش کشید و خیلی فراگیر اتفاقات روز جامعه را با زبانی شیرین انعکاس داد، اما وقتی طنز آیتمی می‌‌شود این بستر بهتر و بیشتر فراهم است، چون یک آیتم می‌‌تواند در اداره باشد، یک آیتم در خانه، یک آیتم در استادیوم، یکی در بیمارستان و... سابقه شخصیت‌‌ها و حتی اسامی‌‌شان هم چندان مهم نیست، شخصیت‌‌ها به عمق زیادی هم نیاز ندارند و از قضا وقت آن است که تیپ‌‌سازی‌‌های ساده اجرا شود که مخاطب با نمادی از یک تیپ اجتماعی مواجه شود نه یک شخصیت خاص. جالب این جاست که در طنز آیتمی می‌‌توان در زمان هم تصرف داشت، یعنی داستان یک آیتم امروزی باشد و بعدی در گذشته و دیگری در آینده، حتی می‌‌توان شخصیت‌‌ها را مثل آیتم‌‌های «قطار ابدی» با قصه‌‌های شیرین مشابهت سازی کرد، از رابین هود گرفته، تا حسن کچل و نرون و شهرزاد قصه‌‌گو. اما اشکال کار این‌‌جاست که طنز آیتمی برخلاف ظاهرش ساده‌تر از طنزهای داستانی و 90 شبی نیست، در 90 شبی‌‌های آپارتمانی لوکیشن و گریم محدود به کمک عوامل می‌‌آید، شخصیت‌‌ها هم می‌‌توانند روی مبل دور هم بنشینند و حرف بزنند تا زمان تمام شود. رصد جامعه و اتفاقات روز و ... هم لازم نیست، به همان نسبت تاثیرگذاری طنز آیتمی از داستانی هم بیشتر است، چون در طنز آیتمی به جای الفاظ و شوخی‌‌های پیش پا افتاده موقعیت‌‌ها هستند که خنده بر لبان مخاطب می‌‌آورند، آن‌‌هم موقعیت‌‌هایی که با آن‌‌چه باید باشند فاصله دارند و در حقیقت تضادهاست که شیرین است. افسوس که این نوع طنز با این ظرفیت در کشور ما جدی گرفته نمی‌‌شود.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
نگاهی به « انتقام جویان: جنگ اینفینیتی» به بهانه اکران بزرگترین پروژه سینمایی «مارول»

بزرگترین گردهمایی تاریخ ابرقهرمان‌ها

٩٧/٠٢/٢٧
آنتن

ما هم نازک!

٩٧/٠٢/٢٧
شاخ هفته

ای تو نگهبان من

٩٧/٠٢/٢٧
درباره «پلنگ سیاه»، فیلمی که در گیشه‌های دنیا عجیب و غریب می‌فروشد

ابرقهرمان بفروش و نچسب

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

دعوت شدگانیم...

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک ایران، یک صدا

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

جامعه‌شناسی تدفین و چیزهای دیگر...

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به پرونده قلدری‌های آمریکا در چند قرن اخیر به بهانه خروج ترامپ از برجام که البته اتفاق عجیبی هم نبو

قلدرامپ

٩٧/٠٢/٢٧
درباره درخشش بانوان فوتسالیست ایران در آسیا؛

قهرمانان وطن

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک حقیقت مرگبار

٩٧/٠٢/٢٧
پایان نامه

لوبیا، گلابی و غوطه‌ای که نخورد!

٩٧/٠٢/٢٧
جانونی

تقدیم به جناب خرما... با احترام

٩٧/٠٢/٢٧
راهکارهایی برای تنفسِ جان، به بهانه آمدن ماه رمضان

هوای تازه برای ریه‌های روح خسته

٩٧/٠٢/٢٧

تقریبا هیچ!

٩٧/٠٢/٢٧
مینیمال

مینیمال 535

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

من از شما می‌پرسم: آیا مشکل ما این است؟

٩٧/٠٢/٢٧
گفت‌و‌گو با دروازه‌بان تیم ملی فوتسال بانوان ایران

لژیونر شدن ما خیلی محال است

٩٧/٠٢/٢٧
تا جامِ جهانی

یک ایرانی بین خوش‌تیپ‌ترین بازیکن‌های جام‌جهانی2018

٩٧/٠٢/٢٧
ساختنیجات

جالباسی، از تولید به مصرف

٩٧/٠٢/٢٧
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و انبار پر خودروسازان

٩٧/٠٢/٢٧