وقتی پتِ پستچی بازنشسته می‌شود...
6 تفاوت نامه‌نگاري‌هاي جديد و قديم به بهانه روز جهاني پست

وقتی پتِ پستچی بازنشسته می‌شود...

نویسنده : مریم ملی- وجیهه محمدپور

پت، پستچی خونسرد و وظیفه شناس دهکده سرسبز و آرام گریندیل بود. او همیشه وقت خوردن یک فنجان چای را با اهالی صمیمی دهکده به ویژه پدر تیمز و پیتر فاگِ کشاورز داشت و برای تک تک آن‌ها بهترین هم‌صحبت بود. اما با آمدن تکنولوژی‌های جدید و ارتباطات دنیای مجازی، پت سال‌هاست که بازنشسته شده است و دیگر نامه‌ای نیست که بخواهد به دست اهالی دهکده برساند...حالا بهانه‌ای به نام « نامه» نیست که او را با اهالی دهکده مرتبط کند، پدر تیمز مدت‌هاست که فرصت همنشینی با پت را از دست داده است و پیتر فاگ در حسرت خوردن یک فنجان چای با پتِ دوست داشتنی است...

آن روزها/ کارت پستال‌هایی که رسمش  ور افتاد!

خیلی از آن زمان نگذشته، برای هر نوروز یا مناسبت‌های خاص کارت پستال‌های رنگارنگی را با کلی ذوق و شوق تهیه می‌کردیم یا حتی می‌ساختیم و بعد هم پست می‌کردیم. جمله‌های روی کارت پستال‌ها اغلب‌شان مثل هم بود و شاید همان‌ها هر سال تکرار می‌شد، اما هرگز تکراری نمی‌شد. حوالی عید پستچی‌ها پیام‌آور تبریک‌هایی بودند که به شکل‌های مختلف برای همدیگر می‌فرستادیم. کارت‌پستال‌های طبیعت و سفره هفت سین را شاید هنوز نگه داشته باشید. بعضی‌ها که با ذوق‌تر بودند توی نامه‌شان را با چند گلبرگ معطر خشک شده تزیین می‌کردند. این نامه‌نگاری‌ها هیچ ربطی به دور بودن محل زندگی هم نداشت و معمولا به عنوان یک رسم برای خیلی‌ها جا افتاده بود.

اما حالا.../ پیامک‌های کپی برابر اصل! 

نزدیکی‌های تحویل سال معمولا گوشی‌های همراه خیلی شلوغ می‌شوند برای همین معمولا خیلی‌ها که حوصله انتظار یا وقتش را ندارند با یک پیامک دسته جمعی برای تمام فامیل و دوست و آشنا، سر و ته قضیه را هم می‌آورند. بعضی‌های دیگر که خیلی آینده‌نگر هستند از چند روز قبل رسیدن نوروز را پیشاپیش با پیامک تبریک می‌گویند تا توی لحظات تحویل سال خیال‌شان راحت باشد، ادبیات تبریک‌مان هم غالبا همان پیامک‌های بیات شده سال قبل و پیامک‌هایی است که از دیگران دریافت کرده‌ایم. این می‌شود که همه با جملاتی شبیه هم بدون هیچ خلاقیتی نوروز را تبریک می‌گوییم.

 

آن روزها/ ملالی نیست جز دوری شما!

قبل‌ترها احوال‌پرسی به صورت مبسوط و پر و پیمان در نامه‌ها، یک اصل بود که حتما باید رعایت می‌شد. احوال نصف بیشتر فامیل توی نامه‌نگاری‌ها پرسیده می‌شد و حتی اگر تازه تابستان شده بود، باز هم وقتی برای دوست‌های‌مان نامه می‌نوشتیم طوری ابراز دلتنگی می‌کردیم که انگار 5 سال و 8 ماه و 2 روز است او را ندیده‌ایم. برای نوشتن نامه‌های‌مان خطابه داشتیم، که معمولا پر از جانم و عزیزم و گرامی و این جور چیزها بود. توی نامه‌ها هیچ وقت ملالی نبود جز دوری شما که آن هم به زودی با دیدار مجددتان رفع می‌شد. انگار یک جورهایی رسم بود که خیلی دلِ گیرنده نامه را با اتفاقات و حوادثی که پیش آمده آشوب نکنیم. یک وظیفه خطیر دیگر هم داشتیم که حتما باید سلام همه اعضای خانواده را به گیرنده نامه می‌رساندیم، خلاصه نامه پر بود از سلام و سلامتی و احوال‌پرسی. 

اما حالا.../ همه چیز هست، جز دوری شما!

ایمیل‌ها و پیامک‌های امروز اما خیلی تفاوت دارد با نامه‌های دیروز، توی ایمیل‌ها و پیامک‌ها همه چیز جمع و جور شده‌اند و ماهیت اکثرشان هم یا کاری است یا فوری! اصلا نمی‌شود اسمش را گذاشت احوالپرسی یا خبرگیری... انگاری حواسمان نیست و ماشینی شده‌ایم!

 

آن روزها/ دست خطی که پر از نوستالژی بود

نامه را که باز می‌کردی غیر از حروفی که کنارهم چیده شده بودند و یک مفهوم را به وجود می‌آوردند، دست خط فرستنده برای‌مان یک دنیا معنا داشت. حسی که رسم الخط پدر داشت با رسم الخط دوست و همکلاسی زمین تا آسمان فرق می‌کرد. آن روزها آدم دلش حتی برای دست خط چشم‌نواز دوست و آشنا تنگ می‌شد. گل و بلبل‌های فضای کاغذهای مخصوص نامه هم صفایی داشت که فقط خاص دنیای زنده و دوست داشتنی نامه‌ها بود.

اما حالا.../ رسم الخط‌های تکراری و استیکرهای مصنوعی

حروف تایپ شده ایمیل و چت‌های شبکه‌های اجتماعی همه‌شان شبیه هم هستند و هویت هیچ شخصی در آن جا نمی‌شود و هیچ نوستالژی خاصی هم برایمان ندارد! برای این‌که به نوشته‌ات لحن بدهی ناچاری از استیکرهای تکراری و مصنوعی استفاده کنی تا منظورت را بهتر انتقال بدهی. توی این پیامک‌ها سرعت تنها مزیتی است که از حال خیلی‌ها با چند کلمه و استیکر با خبر می‌شوی ولی خبری از حس شیرین و پر از انتظار دنیای نامه‌ها نیست.

 

آن روزها/ هر چه قدر دورتر، نامه‌ها طولانی‌تر!

نامه که می‌نوشتی تا به دستِ طرف می‌رسید هفته‌ها طول می‌کشید، هر چه قدر مسافتش دورتر، نامه دیرتر به دستش می‌رسید و از طرفی طولانی‌تر هم می‌شد! انگاری به اندازه مسافتی که از هم دور بودیم حرف‌های نگفته داشتیم.

اما حالا.../ نامه‌های فورواردی

چیزی به نامِ نامه نداریم که! یک کافِ تحقیر زده‌ایم ته‌اش و شده است پیامک! همه چیز خلاصه و کم حجم... پیامک‌های خلاصه بی احساس و تلگرافی مثل س یعنی سلام. ج یعنی جواب و...! حتی گاهی زحمت نوشتن را به خودمان نمی‌دهیم و فقط متن‌های مورد نظرمان را فوروارد می‌کنیم! توفیری ندارد برایمان، فقط می‌خواهیم به طرف بگوییم که فلانی به یادت بودیم! همین!

 

آن روزها/ تمبرهایی که بوی هویت ملی می‌دادند!

تا به حال نامه‌ای نوشته‌اید که بخواهید پشتش تمبر بزنید؟! تمبری که باید با آب دهانتان آن را خیس کنید و کلی حال کنید... بچه که بودیم از دیدن تمبرها و حتی چسباندن‌شان کلی ذوق می‌کردیم! ما دهه شصتی‌ها عاشق این بودیم که یک فامیلِ دور داشته باشیم و بخواهیم برایش نامه بنویسیم و از همه قشنگ‌ترش تمبری بود که می‌خواستیم پشت نامه بزنیم! اما در زمان‌هایی خیلی قبل‌تر از دوران کودکی ما، تمبر برای خودش کلی شخصیت داشت. یک کالای فرهنگی که تازه هویت ملی هم داشت. تمبرهایی که خیلی وقت‌ها اتفاقات مهم کشور را به تصویر می‌کشیدند.

اما حالا.../ تمبرها به جرگه عتيقه‌جات می‌پیوندند!

اما سنِ خیلی از دهه هفتادی‌ها به تمبر و نامه نویسی‌های این جوری قد نمی‌دهد! کوچکتر از آن بودند که یادشان بیاید... اما باز هم گلی به جمال‌شان که بعضی‌هایشان به عشقِ هویت ملی‌شان کلکسیونی از تمبرها دارند... تمبرهایی که شاید از لای خرت و پرت‌های بابا و کتاب قدیمی‌های بابابزرگ یا قرآن مامان بزرگ در آورده باشند... اغراق نباشد 10 یا 15 سالی هست که تمبر جایگاه خودش را بین مردم از دست داده است و بیشتر یک قالب فانتزی و ویترینی دارد! اما به ازای از دست دادن این کالای فرهنگی ملی چه داریم به دست می‌آوریم؟!

 

آن روزها/ نامه‌های باشخصیت!

نامه‌ها برای خودشان شخصیت داشتند، از قلمِ طرف و سبکِ نوشتنش می‌فهمیدی که چه طور آدمی است! هر چه قدر نویسنده نامه پخته‌تر بود، نامه‌اش بهتر می‌شد و کلمه‌های قشنگ‌تری استفاده می‌کرد. وقتی نامه‌ای به دستت می‌رسید واقعا بو و حس و حال فرستنده‌اش را به تو منتقل می‌کرد، حس می‌کردی این نامه را فقط برای تو نوشته‌اند و تمام قشنگی نامه خواندن هم به همین انتقال حس و حالش بود... 

اما حالا.../ نامه‌های بی بو!

تا به حال شده ایمیلی به دست‌تان برسد که بوی طرف را بدهد؟! یعنی با باز کردنش شخصیت فرستنده ایمیل برایتان تداعی شود؟! متاسفانه خیلی کم این اتفاق می‌افتد... اما تا دلتان بخواهد در نامه‌های کتبی این حس و حال وجود دارد، حس و حالِ اینکه نویسنده برای شما شخصیت قایل شده و واقعا برای نوشتنِ نامه‌اش وقت گذاشته است و متن کاملا انتخاب شده است و فقط برای شماست!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٥/٠٩/١٨
روایت‌هایی از هفت‌خان خواستگاری‌های امروزی به بهانه شروع فصل خواستگاری‌ها

از خواستگاری تا ازدواج راه درازی ا‌ست!

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
برای اولین بار رونمایی از راهنمای اصطلاحات جلسه موضوع ویژه

از همش نزن تا خیارشورکنار جوجه!

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
درباره تعطیلات و فرهنگ تعطیلی به بهانه احتمال اضافه شدن یک روز تعطیل دیگر به تقویم کشور از سال آینده

فیتیله چندتا تعطیله؟!

٩٥/٠٩/١٨
نگاهی به تعطیلات رسمی ایران و دیگر کشورهای توسعه یافته دنیا

این همه تعطیلی چندتا لایک داره؟!

٩٥/٠٩/١٨
پیشنهاد جیم برای تاسیس یک وزارت خانه جدید:

وزارت تعطیلات حواسش به همه شنبه‌ها هست

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌وگو با دکتر علی چِشُمی عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه فردوسی

تعطیلات آفت هست ولی نه برای اقتصاد فعلی ما!

٩٥/٠٩/١٨
گپی با قربان محمدپور کارگردان سلام بمبئی که فیلمش رکورد فروش در روز اول اکران را زد

سینمای من جشنواره‌ای نیست، برای مردم است

٩٥/٠٩/١٨