تشکر به خاطر هدیه‌ها
jeem.ir

تشکر به خاطر هدیه‌ها

نویسنده : مدیر سایت

اگر جیم هفته قبلی را نخواندید، نصف عمرتان برفناست! تولد دوسالگی سایت جیم بدون هیچ تلفاتی به لطف خدا برگزار شد و جیمی‌های جان، حسابی از خجالت سایت درآمدند. مطالب بسیار خوب و پیامک‌هایی که پر از هدیه‌های امیدوارکننده برای ما بودند. به طور ویژه هم باید تشکر کنیم از کسانی که در فراخوان دو سالگی برای سایت مطلب نوشتند. انصافا هنر نویسندگی خیلی از مخاطبان برای ما باعث تعجب بود. خلاصه بچه‌ها مچکریم!

 

خداحافظ تابستان پر هیجان

مـی نـا

تاریخ انتشار: 31/6/93

ساعت:  13

تابستانی که با لیگ جهانی شروع شود و با قهرمانی ِجهان، تمام؛ تابستان هیجان انگیزی است. تابستانی است که می‌شود معتادش شد. می‌شود با هیجانش خندید. با هیجانش گریه کرد. تابستانی که با لبخند بردهای والیبال شروع شود و با لبخند ششم جهان شدن تمام؛ تابستان شگفت انگیزی است. تابستانی است که می‌شود به آن افتخار کرد. می‌شود سال‌ها بعد یادش کرد و  گفت «آن تابستان 93 پر از افتخار...»

تابستانی که با ورزش شروع شود و با ورزش تمام. با گرمای هوا شروع شود و با گرمای هیجان تمام؛ تابستانی است که می‌شود دوستش داشت. می‌شود آرزویش را داشت برای سال‌های بعد و می‌شود دلتنگش شد. تابستان‌های این چنینی دوست داشتنی‌اند. خدای ِتابستان‌های دوست داشتنی را شکر کنیم. 93 روز ِ تابستان 93 دارند به پایان می‌رسند. شکر ...تابستان ِ هیجان انگیز ِ 93؛ خداحافظ

صفحه اصلی- جام و جنجال– یادداشت کاربران – خداحافظ تابستان پر هیجان

 

 

من یک نوه بی‌معرفت هستم!

Mahnaz

تاریخ انتشار : 3/7/93

ساعت: 19

می‌نویسم برای روزهایی که چشمانم کم سو خواهند شد/ می‌نویسم برای روزهایی که دستانم بدون قوت می‌شود/ می‌نویسم برای روزهایی که شانه‌هایم توان راست ایستادن را ندارند/ می‌نویسم برای روزهایی که گوش‌هایم به شنیدن رغبت ندارند و پلک‌هایم به باز بودن/ می‌نویسم برای روزهایی که لرزه‌های دستانم به لرزه در می‌آورد تیک و تاک‌های عمرم را/ می‌نویسم برای روزهایی که موهایم جای خالی برف زمستانی را پر می‌کند/ می‌نویسم برای روزهایی که جان دارند و شاید من هنگام آمدن‌شان جان نداشته باشم/ می‌نویسم برای خود آینده‌ام که شاید نیاید و شاید بیاید!

چون خود بی‌معرفتم به هزار و یک دلیل و بهانه و اما و اگر فراموش کرده‌ام دنیای پیری را. دنیای شادی‌های کوچک مرور خاطرات را. دنیای مادربزرگ پدربزرگ‌ها را و غرق شده‌ام در دنیای نوه بودن‌ها. من می‌نویسم تا اگر روزی بودم اما دیگر نوه نبودم، بدانم که چه نوشته‌ام! 

 صفحه اصلی- محرمانه– یادداشت کاربران – من یک نوه بی‌معرفت هستم!

 

 

سرزمین نوشته‌های دلچسب

ریحانه_ ارغیانی

تاریخ انتشار : 1/7/93

ساعت: 20

احساس می‌کردیم توانایی نوشتن داریم، روی کاغذ می‌نگاشتیم و در جاکتابی جایش می‌دادیم. هفته‌نامه یا مجله که می‌خواندیم حتما این حس به‌مان دست می‌داد که کاش ما می‌توانستیم بنویسیم. کاش ذهن زیبای‌مان را همه می‌خواندند و لذتش را می‌بردند. کم نبود خاطراتی که می‌توانستیم با همه به اشتراک بگذاریم اما شاید جزو صفحات اجتماعی که خلاصه می‌شد به دوستان و آشنایان جایی نبود.

تا این‌که سایت جیم آمد، دوستان خوب آمد، نوشته‌های دلچسب آمد، جایی آمد که از قلم‌های ما داستان‌هایی زیبا آفرید و دل‌های‌مان را آرام کرد با درد دل‌های مجازی‌مان. من و ما با سایت جیم نویسنده شدیم و با سایت جیم غم‌ها و شادی‌های‌مان را تقسیم کردیم.

صفحه اصلی- صفحه 15 – یادداشت کاربران – سرزمین نوشته‌های دلچسب!

 

 

بی حاصلی عمر

janbarkaf

تاریخ انتشار : 30/6/93

ساعت : 18

و «دلم» وصل خدا بود، چه شد دیگر نیست؟/ در «سرم» یاد خدا بود، چرا دیگر نیست؟/ می و معشوق پرستیدنم انگار فقط وهم و خیال است.../«آب» در کوزه و من تشته لبم!/ ز پی یاد «خدا» می‌گردم/ آه... گفتم «آب»/ آن کرب و بلا یادت هست؟/ معشوق پرستیدن آن «یار خدا» یادت هست؟

منِ «عاشق» به چه نازم؟ به برم هیچ ندارم! / این قیاس است، مع الفارق و من غافل از آنم.../ چه بگویم ز بی‌حاصلی عمر گرانم؟/ چه بنالم که خود باعث آنم!/ و بسوزم تا بسازم؛ هر آن را که بر بادش بدادم...

بار الهی؛ خدایا کمکم کن!/ که نماندست مرا صبر و قرارم...

صفحه اصلی- جادوی کاغدی – یادداشت کاربران – بی حاصلی عمر

 

 

آسمان آن طرف پنجره صاف و آبی است

r_roshnavand

تاریخ انتشار : 27/6/93

ساعت: 14

اين روزها فرصتي شد به پنجره قلبم سري بزنم. پنجره چوبي با شيشه‌هاي رنگي و لولاهاي فلزي كه به احتمال زياد زنگ زده است. دستم را بسويش دراز مي‌كنم. دستگيره‌اش را مي‌گيرم و به سمت خودم مي‌كشم. صداي ناله‌اش را مي‌شنوم ولي به روي خودش نمي‌آورد و آغوشش را به سويم باز مي‌كند.

آسمان آن طرف پنجره صاف و آبي است و من مي‌ترسيدم پنجره را بگشايم كه مبادا آسمان ابري باشد. خودم را در پس پنجره، در محبس قلبم پنهان كرده بودم. پنجره گشوده لبخندي بر افكار بيهوده من بود. كبوتري در دور دست پيداست. گويي چيزي به همراه دارد. شاخه گلي قرمز در پهناي آبي آسمان چشمانم را نمناك مي‌كند.

 صفحه اصلی- محرمانه – یادداشت کاربران – آسمان آن طرف پنجره صاف و آبی است

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
بالاخره سر و کله لیست بهترین بازیکنان فیفا 18 پیدا شد

ترین های فیفا

٩٦/٠٦/٣٠
بررسی سیر گوشی های اپل و تغییراتی که این سال ها آیفون به خود دیده است

#IPHONE

٩٦/٠٦/٣٠
نگاهی به سینمای نیجریه که دومین تولید کننده پرکار صنعت فیلم جهان است

نالیوود؛ غول ناشناخته

٩٦/٠٦/٣٠
به بهانه سالروز آغاز جنگ تحمیلی و حال و هوای این روزهای مدافعان حرم

این جا برای از تو نوشتن هم کم است

٩٦/٠٦/٣٠
مینیمال

پاییز از وقتی دیگه مدرسه نرفتیم قشنگ شد

٩٦/٠٦/٣٠
فتوچاپ

فتوچاپ 504

٩٦/٠٦/٣٠
درباره اول مهر دوست نداشتنی که هنوز هم حس بدش دست از سر خیلی از ما بر نداشته است

باز آمد بوی ماه مدرسه ... مرسی اَه!

٩٦/٠٦/٣٠
نگاهی به زندگی ستاره‌هایی که سواد آکادمیک نداشتند

تحصیل نکرده های باهنر!

٩٦/٠٦/٣٠
تلگجیم

تلگجیم 504

٩٦/٠٦/٣٠
چهره هفته

اتفاقات ویژه استقلال

٩٦/٠٦/٣٠

آرامش سیال خانه‌داری!

٩٦/٠٦/٣٠
شاخ هفته

عشق اول

٩٦/٠٦/٣٠
آنتن

حس و حال جیمی‌ها در اول مهر!

٩٦/٠٦/٣٠

اول‌های دوست نداشتنی!

٩٦/٠٦/٣٠
دات کام

آموزش فتوشاپ در تلگرام!

٩٦/٠٦/٣٠
نقدی بر رواج اکران‌های به اصطلاح مردمی در سینماهای کشور

اکران برای مردم یا مردم برای اکران؟

٩٦/٠٦/٣٠
کافه جهان نما

آذربایجان شرقی، سرزمین سرسپردگان حسینی

٩٦/٠٦/٣٠
مینی

مینی 504

٩٦/٠٦/٣٠
جارچی

جارچی 504

٩٦/٠٦/٣٠

... و کل ارض کربلا

٩٦/٠٦/٣٠
تبلیغات