خرید راحت، فروش راحت، نظارت ضعیف
چهار سکانس از سریال خرید و فروش فیلم¬های بووووووووووووووق در مشهد

خرید راحت، فروش راحت، نظارت ضعیف

نویسنده : محمد امین شرکت اول
اگرچه ریشه این موضوع به سال های بسیار دور باز می گردد اما امروزه با پیشرفت تکنولوژی این فیلم ها که برچسبی جز مستهجن و مبتذل برای شان نمی توان یافت، ساده تر از قبل به دست افراد می رسد و فرد برای دسترسی به آن ها روش‌های مختلفی پیش رو دارد. به عنوان جوانی که دنبال این نوع فیلم‌ها است سری به برخی از مکان‌هایی ‌زدیم که این چنین فیلم‌هایی را می‌توان در آن جا پیدا کرد. این بخش از گزارش صرفا جهت اطلاع مسئولانی است که کارشان برخورد با این موضوع است:



سکانس اول: خبرنگار جیم در نقش خریدار فیلم های مبتذل

درآمدی قابل توجه اما کثیف
چند روزی که در این راسته رفت و آمدی داشته باشی خیلی دقیق همه فروشنده‌ها را می‌شناسی، حدود 6-5 نفری هستند که وقتی از کنارشان رد می‌شوی نزدیکت می‌شوند و کمی آرام و زیر لبی می‌گویند: «سی‌دی می‌خوای؟! همه جورش رو دارم.» به سراغ جوان‌ترین‌شان می‌روم و به او می‌گویم سی‌دی می‌خواهم، می‌گوید دنبالم بیا و مرا به سمت یکی از کوچه‌های خلوت آن اطراف می‌برد و با هم وارد آن کوچه می‌شویم، به محض وارد شدن کوله‌اش را می‌گذارد روی زمین و از درونش یک سری پوستر فیلم در می‌آورد و به دست من می‌دهد و کم‌کم شروع به صحبت کردن می‌کنیم.
 چند سالت است؟

 19 سالمه.
 چقدر درس خواندی؟

 تا کلاس پنجم خواندم، بعد از اون بابام نگذاشت ادامه بدم و گفت باید بروی و پول دربیاوری.
 این پولی که از این طریق در میاری و با اون خرج خونه را می‎دهی به نظرت حلال است؟
 من این چیزها را نمی‎دانم، ولی خب اگر این کار را نکنم چطور خرج خانواده‌ام را در بیاورم؟! بروم دزدی کنم خوب است؟!
 خب چرا نمی‌روی و مثلاً جایی شاگردی نمی‌کنی؟ یا حتی کارگری!
 برای شاگردی در هر مغازه‌ای باید هزار جور ضامن و سفته بدهی، من ضامن از کجا بیاورم؟! کارگری هم کار زیاد دارد و پول کم، من این‌جا بدون هیچ زحمتی ماهی بیش از 500 هزار تومان درآمد دارم.
 این فیلم‌ها را از کجا می‌آوری؟
 یک نفر هست که می‌آید و بین همه فروشنده‌هاي این‌جا توزیع می‌کند، او هم نمی‌دانم از کجا می‌آورد!
 پلیس تاحالا دستگیرت نکردن؟
 نه، تا حالا برای من مشکلی پیش نیامده ولی یکی از بچه‌ها را گرفتن که یکی دو هفته بعد نمی‌دانم چی شد که آزادش کردند.
بازرس کیلویی چند؟!
کافیست مدتی به مغازه‌اش رفت و آمد داشته باشی و مشتری‌اش شوی تا خودش به تو تعارف بزند و محصولات متنوع‌تری (!) را برایت رو کند.
اول که گفت من شوکه شدم، فکر کردم منظورش را بد گرفتم و به همین خاطر دوباره سوال کردم. ولی نع! انگار درست شنیده بودم. درست است که به دنبال همین اتفاق در سی‌دی فروشی‌های سطح شهر می‌گشتم ولی دیگر به این صورتش را توقع نداشتم که بدون هیچ مقدمه‌ای خود فروشنده بگوید: «از اون نوع فیلم‌ها هم اگر می‌خوای دارم ها!» قیمت‌هایش همان طور نجومی بود و حتی نجومی‌تر از دست فروش‌های خیابانی، قیمت‌هایی که به قول خودش بنا به نوع و مدت زمان و کیفیت فیلم و ... متغیر بود و تا 50 هزار تومان هم می‌رفت. به او می‌گویم: خب مگر بازرس‌ها از مغازه‌ات بازرسی نمی‌کنند؟ پس چطور این جور فیلم‌ها را می‌فروشی؟ انگار حرف خنده‌داری زده باشم بلند می‌خندد و می‌گوید: خب بازرس بیاید، می‌خواهد چه کار کند؟! من که این‌جا چیزی ندارم، اگر کسی طالب باشد فلش می‌آورد و من پوسترهای فیلم‌ها را برایش روی آن می‌ریزم و بعد از این‌که انتخاب کرد و سفارش داد، یک زمان با هم قرار می‌گذاریم و برایش آن را می‌آورم. می‌پرسم خب اگر یک بازرس بیاید و در قالب یک مشتری اینجور فیلم‌ها را بخواهد چی؟ صدای خنده‌اش بلند‌تر می‌شود و به طعنه می‌گوید بازرس و این کارها؟! آن‌ها همین سرکشی منظم‌شان را هم اگر درست انجام دهند، جای تعجب است!



سکانس دوم: خبرنگار جیم در نقش فروشنده فیلم های مبتذل
آهای! سی‌دی دارم! سی‌دی‌های اون جوری
خودم دست به کار شدم و به عنوان فروشنده‌ فیلم‌های مستجهن سری به پارک‌ها و سایر مکان‌های تجمعات جوانان زدم تا با خریدارهای این چنین فیلم‌ها هم صحبتی داشته باشم.
الفرااااار
به قول قدیمی¬ها تازه پشت لبش سبز کرده است، 17 سالش کامل نشده، کنارش می‌نشینم و بدون هیچ حرفی پوستر فیلم‌ها را در دستش می‌گذارم و می‌گویم: «همه‌اش ما امسال است» اولش کمی هول می‌شود، مشخص است که اصلاً انتظار این اتفاق را نداشته، کمی مکث می‌کند و بعد کم کم شروع به ورق زدن پوسترها می‌کند و من هم سر بحث را درباره فیلم باز می‌کنم. وسط حرف‌هایش می‌گویم: «از اون جور فیلم‌ها نمی‌خوای؟» وقتی این را می‌شنود کمی سکوت می‌کند و بعد با ذوق می‌گوید «واقعاً داری؟» می‌گویم: «آره دارم، اگه می‌خوای برم برات بیارم؟»  سرش را به نشانه تأیید تکان می‌دهد و می‌گوید: «آره، آره می‌خوام، برو برام بیار. به بهانه این‌که بروم و برایش فیلم‌های درخواستی‌اش را بیاورم دوری همان اطراف می‌زنم و بازمی‌گردم ولی به محض این‌که کارت خبرنگاری را نشانش می‌دهم از جایش می‌پرد و به سرعت پا به فرار می‌گذارد!
از اون جور فیلما رو کن!
حدود 23 سال دارد، می‌روم و کنارش می‌نشینم و آرام می‌گویم فیلم می‌خواهی؟! فیلم‌های جدید دارم! کمی حرفش را مزه مزه می‌کند و بعد می‌گوید: بده ببینم چه فیلم‌هایی داری. پوستر فیلم‌ها را به دستش می‌دهم تا نگاه کند، همان‌طور که درحال ورق زدن‌شان هست می‌گویم: فیلم دیگه‌ای هم بخواهی دارم! با گوشه چشم نگاهم می‌کند و لبخندی می‌زند و می‌گوید: خب از اول همان فیلم‌هایت را رو می‌کردی دیگر! کمی حرف می‌زنیم و وقتی مطمئن می‌شوم واقعاً طالب است می‌گویم: همین جا بنشین تا من بروم از پشت پرچین‌ها فیلم‌های دیگرم بیاورم. می‌روم و دوری می‌زنم و برمی‌گردم کنارش و به او ماجرا را می‌گویم. اولش شوکه شده بود و می‌خواست برود و با من حرف نمی‌زد ولی به او اطمینان دادم که برایش بد نمی‌شود و بعدش حاضر شد با ما کمی حرف بزند. 
 چرا به من اطمینان کردی و خواستی از من سی‌دی بخری؟
خب دلیل خاصی ندارم! شاید نوعی ریسک باشد، ریسکی در سطحی خیلی کوچک .
 چرا از من فیلم‌های مبتذل خواستی؟
 چون گفتی داری، منم گفتم بیار.
 مگر خرید و فروش این فیلم‌ها غیرمجاز و دیدن‌شان گناه نیست؟
 راستش را بخواهی غیرمجاز بودنش که برای من زیاد مهم نیست، درباره‌ گناه بودنش هم باید بگویم که گناه‌های زیادی هست که در این جامعه انجام می‌شود و هیچ کسی کاری به آن‌ها ندارد.
این فیلم‌ها امنیتم را تهدید می‌کند
روی یکی از نیمکت‌ها نشسته است، می‌روم و جلویش می‌ایستم و می‌گویم فیلم‌های 2014 دارم. پوسترها را از دستم می‌گیرد و نگاه‌شان می‌کند، چند پوستر را جدا می‌کند و می‌گوید این فیلم‌ها صحنه‌های مورد دار ندارد؟ می‌گویم نه! ولی اگه فیلم مورد دار هم بخواهی دارم که در جوابم یک نه قاطع تحویل می‌دهد. چند باری اصرار و بازار گرمی می کنم ولی فایده ای ندارد.
خودم را معرفی می کنم و شروع به صحبت می کنیم.
 چرا پیشنهاد مرا درباره فیلم‌های مبتذل رد کردی؟! 
 شاید زیاد فرد مقید و مذهبی نباشم ولی برای خودم در زندگی حد و مرز هایی دارم و تمام سعی-ام را می¬کنم تا از آن حد مرزها عبور نکنم. من فیلم‌های زبان اصلی و بدون سانسور هم نگاه می کنم ولی تا آن حد که امنیت جنسی¬ام تهدید نشود.

 امنیت جنسی چیست؟
 من یک فرد مجرد هستم و برای کنترل امیال جنسی‌ و حفظ خود از کارهای غیراخلاقی حد و مرزهایی تعیین کردم که اسمشان را مرزهای امنیت جنسی گذاشته¬ام و تمام سعی ام را می کنم از این حدود عبور نکنم.



سکانس سوم: خبرنگار جیم در نقش خبرنگار جیم
رئیس اتحادیه عرضه‌کنندگان محصولات فرهنگی: کار می کنیم اما هجمه سنگین است!
یکی از ارکان مهم و مؤثر برای جلوگیری از فروش محصولات مستهجن، ارگان‌های مسئول و ناظر بر فروشگاه‌های عرضه محصولات فرهنگی هستند، ارگان‌هایی نظیر: اداره ارشاد، پلیس و اتحادیه عرضه‌کنندگان محصولات فرهنگی که در این بین اتحادیه عرضه‌کنندگان محصولات فرهنگی مسئولیت اصلی‌اش در خصوص نظارت بر همین فروشگاه‌ها است. خبرنگار ما درباره چگونگی وضعیت نظارت بر این واحدهای صنفی گفت و گویی دارد با مرتضی اسکافی، رئیس اتحادیه عرضه‌کنندگان محصولات فرهنگی مشهد:
 
 چه تعداد واحد صنفی مجاز و غیر مجاز در مشهد مشغول به کار هستند؟
 
- در حال حاضر در شهر مشهد 878 واحد صنفی عرضه محصولات فرهنگی دارای مجوز داریم و در سال‌های گذشته معمولاً بین 180 تا 400 واحد صنفی غیرمجاز و فاقد مجوز را هم در سطح شهر توسط بازرسان اتحادیه شناسایی می‌کردیم.
 
 در سال گذشته چند واحد صنفی غیر مجاز را شناسایی کردید؟
 
- در سال 92 ما برای 737 واحد اخطاریه صادر کردیم که تعداد 159 مورد آن منجر به پلمب شد و مابقی هم یا محکوم به جریمه نقدی شدند یا مجوز گرفتند و یا اقدام به جمع‌آوری واحد صنفی خود کردند.
 
 این اتحادیه چند بازرس در سطح شهر دارد؟
 
 ما به ازای هر منطقه شهری یک بازرس داریم یعنی 13 بازرسی فعال در سطح شهر.
 
 آیا 13 بازرس برای بازرسی این تعداد واحد صنفی مجاز و غیرمجاز در سطح شهر کافی است؟
 
- ما فقط بخشی از این کار را عهده‌دار هستيم، ارگان‌هایی دیگری مثل: پلیس ، اداره ارشاد و اداره اماکن نیز در این کار با ما همکاری می‌کنند و آن‌ها هم بازرسی‌های دوره‌ای و منظمی دارند.
 
 خب با این وجود از هر واحد صنفی در هر ماه چند بار بازدید می‌شود؟
 
 به طور متوسط در هر ماه از هر واحد صنفی سه مرتبه بازدید به عمل می‌آید.
 
وقتی از جناب رئیس درباره واحد‌های صنفی که ما به صورت اتفاقی به آن‌ها سر زدیم و اقدام به فروش سی‌دی‌های مستجهن می‌کردند و هیچ ترس و ابایی هم از بازرسان نداشتند، سوال پرسیدیم، جواب روشن و مشخصی دریافت نکردیم، او درجواب به این سوال گفت: اقدامات بازدارنده زیاد جواب‌گو نیست و ما باید فرهنگ‌سازی و اطلاع‌رسانی کنیم. بخشی از این موضوع وظیفه ماست و تمام دستگاه‌های مسئول تمام سعی‌شان را می‌کنند که وظایف خودشان را به نحو کامل انجام دهند ولی متأسفانه هجمه خیلی زیاد است و قسمت اعظم کار وظیفه خانواده‌ها است و آن هم تربیت درست و صحیح فرزندان‌شان است که آن‌ها را از خطر تماشای این نوع فیلم‌ها با خبر کنند.
سکانس چهارم: خبرنگار جیم در نقش موجود سرگردان
پلیس: مربوط به قسمت ما نمی‌شود!
پس از صحبت با رئیس اتحادیه عرضه‌کنندگان محصولات فرهنگی مشهد به سراغ نیروی انتظامی به عنوان یکی‌دیگر از ارگان‌های مسئول در زمینه نظارت و پیشگیری از خرید و فروش فیلم¬های مبتذل رفتیم. پس از دو هفته پیگیری از سوی دفتر رئیس پلیس پیشگیری مشهد اعلام شد که این موضوع در حیطه وظایف این دایره نیست و پلیس آگاهی در این زمینه می¬تواند پاسخگو باشد. با این حال پس از پیگیری ما از پلیس آگاهی، این بار هم از سوی دفتر رئیس پلیس آگاهی مشهد اعلام شد که این موضوع به ما مربوط نمی‌شود!
حالا این که خبرنگار ما نتوانسته است پس از کلی پیگیری با یکی از مسئولان محترم نیروی انتظامی استان گفت وگو کند، چندان مهم نیست. مهم¬تر از آن، این است که این فیلم¬های مخرب در جامعه خرید و فروش می¬شود و بسیار مهم¬تر این که پلیس پیشگیری و پلیس آگاهی هیچکدام برخورد با این معضل اجتماعی را در حیطه وظایف خود نمی¬دانند. شاید لازم باشد فرماندهی محترم ناجا در شرح وظایف نیروهای تحت امر خود تجدید نظر کند، تا با اقدامات شایسته که به خوبی در توان پلیس ما هست، این بساط آلوده از گوشه و کنار خیابان¬های پایتخت معنوی کشور برچیده شود. 
نظرات کاربران
کد امنیتی