بشکن بشکنه، بشکن!
پايان نامه

بشکن بشکنه، بشکن!

نویسنده : سعيد برند

ضمن عرض تبریک به مناسبت فرارسیدن خجسته ایام آزادسازی قیمت لبنیات، پیش پیش خدمت دبیر محترم ویژه‌نامه جیم نیز عرض عذرخواهی خویش را اعلام می‌داریم. البته نامبرده خدای نکرده ماست‌بندی هم ندارد چه برسد به کارگاه تولید پالم، بلکه این عذرخواهی صرفا به خاطر این است که وی بنا به روایتی مدیر ارشد و ایضا صاف و مستقیم سایر جیم نویسان می‌باشد. برای رهایی از گیج شدگی شما عزیزان، عارضم که اینجانب ناخواسته خبری در صفحات ضاله فیس‌بوک و از این قبیل سایت‌های خاک بر سری خواندم مبنی بر این که در کشور چین مدیران ارشد برای شکستن غرور خود مجبور هستند کفش کارمندان تازه کار را واکس بزنند. 

البته از آنجا که در ایران تمام اداره‌جات و سازمان‌جات به یک عدد واکس‌زن برقی و تمام اتوماتیک مجهز هستند، متاسفانه شرایط واکس‌زنی مدیران ارشد مهیا نیست و گرنه بنده و شما بهتر از هر زیر دست دیگری می‌دانیم که مدیران ارشد ما جان می‌دهند برای واکس زدن کفش کارمندگانشان. اما با این حال اگر نیمچه غروری در بین بعضی از مدیران وجود داشته باشد، اینجانب راه‌هایی برای شکستن آن سراغ ‌دارم:

1) اصولا کارمند زیر دست یک فرق اساسی با گوینده خبر ساعت 14 دارد و آن این است که توقع دارد، وقتی به کسی سلام می‌کند، طرف مقابل جواب سلامش را بدهد، پس زبان مبارک را به کار انداخته و بگوید علیک سلام. 

2) متاسفانه کارمند قبل از این که کارمند شما باشد، یک انسان بوده، پس با او مثل «بوقلمون‌مرغ» رفتار نکنید، اگر خطایی کرد تنبیه‌اش کنید اما با احترام.

3) هر از گاهی بعضی از کارهای مشقت بار را خودتان انجام دهید، مثلا در طول سال یک بار خودتان برای خودتان چای بریزید و برای باز کردن پنجره اتاق، به جای احضار منشی، آرنج مبارک را صاف کنید و گیره پنجره را به طرف داخل بکشید، البته اگر توقع ندارید که پنجره به سمت شما بیاید!!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

طاقت فرسودگی‌ام هیچ نیست

٩٧/٠١/٢٥
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠

سوتی‌های عجیب

٩٧/٠١/٢٥
پایتخت 5 با چند قسمت طلایی به ایستگاه آخر رسید تا بیشتر از قبل حسرت قسمت‌های کشدار و خسته‌کننده آن را بخور

آب بندی سیروس و محسن

٩٧/٠١/٢٥

شلنگ آب در پایتخت

٩٧/٠١/٢٥
چرا همیشه از تماشای ماجراهای خانواده معمولی‌ لذت می‌بریم؟

پایتخت قلب‌ها

٩٧/٠١/٢٥
درباره سریال‌هایی که با فصل دوم‌شان خاطرات خوب‌مان را خراب کردند

کشششششدار و مریض

٩٧/٠١/٢٥
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران سریال «گلشیفته» در شبکه نمایش خانگی

سندروم سریال‌سازی فست‌فودی

٩٧/٠١/٢٥
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
فتوچاپ

فتوچاپ 531

٩٧/٠١/٢٥
ساختنیجات

پیشنهادهایی برای کتاب‌بازهای کتاب به دست

٩٧/٠١/٢٥
شاخ هفته

عاشق نشدی، طعنه مزن عشاق را!

٩٧/٠١/٢٥
جارچی

جارچی 531

٩٧/٠١/٢٥
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
تلگجیم

تلگجیم 531

٩٧/٠١/٢٥
حکایت هفته

اندر احوالات مریدان و حرص دنیا

٩٧/٠١/٢٥
یادداشت

بخند و بترس

٩٧/٠١/٢٥
آنتن

جیم و ناپایداری هوا

٩٧/٠١/٢٥
یادداشت

در تشریح مختصر رابطه پیچیده خشم با تصمیم‌های مهم ما

٩٧/٠١/٢٥