خوشحالم که محبوب شدم نه معروف!
گفت‌وگو با «نیما شعبان‌نژاد» بازیگر نوظهور مجموعه طنز «خندوانه»

خوشحالم که محبوب شدم نه معروف!

نویسنده : مريم ضيغمي

«خندوانه» رامبد جوان یک پدیده دارد که به سرعت محبوب شده است. می‌گوید کارگردانی تئاتر خوانده و سال 1383 وارد تئاتر حرفه‌ای شده است و از همان سال به بعد در زمینه کارگردانی و بازیگری به فعالیت خود ادامه داده است. البته به گفته شعبان‌نژاد پرونده بازیگری‌اش به پرونده کارگردانی‌اش در تئاتر سنگینی می‌کند. می‌گوید: «علاقه نداشتم وارد حیطه سینما و تلویزیون شوم اما امسال به دلیل خسته و دل مرده شدنم از تئاتر تصمیم گرفتم وارد حوزه تصویر شوم، البته نه به‌خاطر دیده شدن، بلکه برای مورد توجه واقع شدن، چون جای سوال بود که چرا این همه سال است که در این حرفه فعالیت می‌کنم اما کسی من را نمی‌بیند؟ چرا دستمزدم کم است؟...» گفت‌وگوی ما را با نیما شعبان‌نژاد بخوانید: 

 بازیگران تئاتر کمتر دیده می‌شوند و وقتي ديده مي‌شوند همه مي‌گويند اين تا حالا كجا بوده...

 بله همین طور است اکنون که وارد حیطه تصویر شده‌ام مردم می‌گویند چقدر با مزه است و خیلی خوب بازی می‌کند. این خوب بازی کردن نتیجه 10 سال تجربه، تحقیق و فکر است تا شخصیتی در شوی تلویزیونی «خندوانه» خلق می‌شود که بکر و جنس کمدی‌اش نو است و مردمي كه تا کنون این نوع کمدی را در ایران ندیده‌اند، استقبال می‌کنند.

 چه شد كه آقاي جوان شما را براي «خندوانه» انتخاب كرد؟

 رامبد جوان را نمی‌شناختم اما برایم مورد احترام بود و دوستش داشتم؛ اما او من را به طور اتفاقی انتخاب کرد؛ یعنی قرار بود یکی از دوستانم با آن‌ها همکاری کند، اما بنا به‌دلایلی نتوانست. رامبد اصرار داشت از بازیگر تئاتری استفاده کند تا توانایی لازم براي خلاقيت، بداهه و در لحظه تصميم گرفتن را داشته باشد. ما بازیگران تئاتر عادت کرده‌ایم تا دیالوگ و متن محور جلو برویم و بداهه‌ محور کار نمی‌کنیم و سال‌هاست که من بداهه‌پروری را در ذهن خود کشته‌ام. اما در «خندوانه» چيزي را از من مي‌خواستند كه مي‌بينيد.

 رابطه و شیوه کاری‌تان با رامبد جوان چگونه است؟

 ما در کار تمرین نداریم و تنها ایده می‌دهیم. از میان 70 برنامه‌ای که پخش شده؛ ایده 50  برنامه را من داده‌ام. درباره یک ایده قبل از اجرا صحبت می‌کنیم و آن را می‌پرورانیم، یعنی یک خط داستانی نیم جمله‌اي را باید به 15-10 دقیقه موقعیت خوش ریتم کمدی بدون متن و دست نوشته بسط دهیم.

 برای رسیدن به شخصیت نیما در خندوانه چه کردید؟

 در جلساتی که با رامبد جوان داشتیم درباره چگونگی شکل‌گیری شخصیت صحبت کردیم. او پیشنهاد داد که نیما شخصیتی دارد که مخالفت می‌کند، غر می‌زند و ضد اتفاق‌هاست. من درباره شخصیت گفتم خوب است که نیما در کنار خجالتی بودن پر رو هم باشد، هم قدرت داشته باشد که تنهایی آن جا زندگی کند و هم بدون رامبد جوان نتواند کاری پیش ببرد و رامبد گفت خیلی سخت است اما اجرا کردیم و در قسمت‌های پنجم و ششم بود كه كم‌كم مسیرمان مشخص شد. نیما شخصیتی فانتزی است و بر خلاف این ویژگی من رئال اجرا می‌کنم و مردم تصور می‌کنند من این گونه هستم.

 بعضی از مکث‌هایی که در بازی‌تان دارید شبیه بازی«رضا عطاران» است. خودتان به این فکر کرده‌اید؟

 شما نخستین فردي هستید که این سخن را می‌گویید! البته یکی دو نفر به من گفته‌اند که جاهایی شبیه فامیل دور هستم! من رضا عطاران را دوست دارم اما جنس کمدی‌ام، کمدی داخل ایران نیست. من خیلی اتفاق‌های بازیگری را در ایران دنبال نمی‌کنم، اما احترام می‌گذارم، چون بازیگری برایم یک سطح جهانی دارد و به همين دليل همیشه با سينماي غرب جلو می‌روم و دنبال می‌کنم. کمدی را از دوران قبل از چارلی چاپلین و بازی خیلی از کمدین‌های مطرح دنیا دنبال کرده‌ام. تنها 10 درصد خلاقیت خود را در برنامه استفاده می‌کنم. 

 

 

 

 پس تاثیر نیما در برنامه «خندوانه» به اندازه‌ای است که خواسته‌اند؟

 بله همین طور است. انرژی ام صد در صد است. من بازتاب‌های خوبی از مردم می‌بینم و مردم دعایم می‌کنند و از این‌که در این شرایط سخت لبخند را بر لبان‌شان جاری می‌کنیم تشکر می‌کنند.

 خنده و بازتاب خوب مردم از برنامه تا چه حد توانسته نیاز خودتان را برآورده کند؟

 تشویق و دیده شدن خوب است و این که مردم دوستت داشته باشند خیلی جذاب است. خوشحال هستم که محبوب شده‌ام نه معروف. 

 بازیگران خوب و توانای تئاتری هم‌چون شما، «هومن برق‌نورد» و «بهنام تشکر» با ورود به عرصه تصویر دیده مي‌شوند و محبوبيتي به دست مي‌آورند که در تئاتر هيچ وقت به آن نمي‌رسيدند...

 تلویزیون و سینما شعبده می‌کند! به خصوص که با يك كار قوی، درست و پر مخاطب شروع كني. من همیشه می‌خواستم یک جای خوب انرژی‌ام را خرج کنم. به من پیشنهاد بازی در سریال و فیلم و بازی در تلویزیون شده بود اما هیچ وقت جدی نگرفته بودم، چون کیفیت کارها خوب نبودند و هم‌چنین دستمزد خوبی هم نمی‌دادند؛ بنابراین تئاتر را ترجیح داده بودم.

 بداهه چه نقشي در بازي شما در شخصيت نيما خندوانه دارد؟

 من بداهه‌پرداز نیستم چون کار سختی است. نمی‌دانم چگونه گاهی اوقات این اتفاق می‌افتد ولی بیشتر بداهه‌ها بر اساس ایده شکل می‌گیرد، ایده‌هاي جدید و بکر. یک سری از جمله‌ها و کلمات خود آگاه بر زبانم جاری می‌شود يعني می‌دانم کجاها چه بگویم و کدام اتفاق کمدی به وجود می‌آورد، کار دشواری است اما چون «نيما» شخصیت‌پردازی درستی دارد و یک سری موقعیت‌ها را می‌توانیم متناسب با شخصیتی که درست خلق شده، پيش‌بيني و اجرا کنیم، نتيجه كار خوب مي‌شود. براي اين‌گونه بازي، ذهن باید در لحظه کار کند و تصميم بگيرد، البته بده بستان و کنش و واکنش بین من و رامبد خیلی خوب است، یعنی او واکنش‌های خوبی دارد برای همین من می‌توانم شخصیت را جلو ببرم. اگر به جز رامبد جوان فرد دیگری بود شاید این اتفاق برایم سخت‌تر می‌افتاد.

نظرات کاربران
کد امنیتی
mahdie.f
mahdie.f
٩٣/٠٦/٢٩
٠
٠
این مطلب این هفته از همه بهتر بود..متشکریم :)