روزي از مرداد، روز خبرنگار

روزي از مرداد، روز خبرنگار

نویسنده :

خيلي از مردم فکر مي‌کنند خبرنگاري يعني فضولي، يعني سرک کشيدن به کار ديگران، يعني به حق خود قانع نبودن و به دنبال سردرآوردن از کار ديگران...ولي به خدا اصلا قضيه اين‌جوري نيست. خبرنگاري يعني دنبال شفاف‌سازي بودن دنبال اطلاع رساني بودن... دقيق‌ترش البته اين است، خبرنگاري يعني دنبال فلان مسئول و فلان مدير بودن براي گرفتن جواب... خبرنگاري يعني خسته شدن از بس جواب رد شنيدن، يعني استرس، يعني دلهره، يعني هر لحظه ممکن است به خاطر خبري که تهيه کردي توسط فلان مقام مسئول مورد تقبيح قرار بگيري. خبرنگاري يعني عدم تامين شغل...گاهي حتي يعني سکوت... يعني فقط يک منتقل کننده خاموش بودن.

شايد خيلي از شما ندانيد اما شغل خبرنگاري جزو مشاغل سخت محسوب مي‌شود، مثل بعضي از شغل‌هاي ديگري که شما حتما خبر داريد که چه ويژگي‌هايي دارند.

خبرنگاري در جهان شغل جذاب و دهان‌پرکني است، وقتي به کسي مي‌گويي «من خبرنگارم» چشمش روي چشم‌هات گير مي‌کند و حتما در ذهن‌اش فکر مي‌کند که با چه آدم مطلع و به‌روزي روبه‌روست و سعي مي‌کند آخرين اخباري را که شنيده برايت بازگو کند تا به اين شيوه نشان دهد که او هم از دنيا عقب نيست.

حالا ديگر خبرنگار شده‌اي... يک آدمي که با بقيه فرق داري‌، زندگي کردنت، غذا خوردنت، حرف زدنت، راه رفتنت، لباس پوشيدنت و حتي مردنت...

نمي‌دانم اين چه شغل عجيبي است که با همه مصيبت‌ها، هيچ کدام رهايش نمي‌کنيم. گاهي به اعتبارش مي‌باليم، گاهي اوقات با آن ژست و افه مي‌گيريم اما تا فرصت‌گير مي‌آوريم لعن و نفرينش مي‌کنيم و پيش ديگر بندگان خدا از آن گله و شکايت مي‌کنيم. نزد رفقا غر مي‌زنيم و به وقت يادداشت‌نويسي در روز خبرنگار سختي‌هايش را به رخ مي کشيم و از دردسرها و بدبختي‌هايش ناله و شکايت سر مي دهيم، اما دست از سر بي زلفش بر نمي‌داريم. پيش همه داد و فغان سر مي‌دهيم اما هر روز بيشتر از قبل برايش وقت مي‌گذاريم. همه از درآمد و موقعيت و وضعيت شغلي‌اش نالانيم اما حاضر به وداع با خبرنگاري نيستيم.

شايد براي همين است که مي گويند در زندگي دو تراژدي دردناک وجود دارد. يکي اين که کسي خبرنگار شود و ديگر اين که روزي قرار باشد از اين حرفه خداحافظي کند!

پس يک تراژدي ما را بس...

نظرات کاربران
کد امنیتی
تبلیغات
تبلیغات