سربازی؛ کابوس جوانان متاهل
محرمانه مستقيم

سربازی؛ کابوس جوانان متاهل

نویسنده : ايمان فروزان‌نيا

در این‌که سربازي رفتن مهم است و براي كشور اهميت حياتي دارد، بحثی نیست. براي خودم جالب است كه تقريبا همه دوستان و نزديكاني كه به كشورهاي پيشرفته خارجي رفته‌اند، مهم‌ترين مزيتي كه براي كشورمان بر مي‌شمرند يك كلمه است؛ امنيت. امنیت در مرزها و شهرها که به من اجازه می‌دهد، نیمه شب با خیال راحت بروم از سوپرمارکت سر کوچه برای خانه خرید کنم یا دست عیال را بگیرم و با هم یک قدم شبانه و رمانتیک بزنیم، چيزي كه در اكثر كشورهايي كه ملت براي زندگي در آن‌ها دست و پا مي‌زنند، شبيه يك روياست. بدون شک این امنیت نتیجه فعالیت سربازهاي جوان و همه كساني است كه براي این مهم برنامه‌ريزي و تلاش مي‌كنند.

با این اوصاف چرا باز هم یک عده از جوان‌ها به خصوص مدل متاهل‌ فول آپشن (بخوانید متاهل و دارای فرزند) در پی پیچاندن سربازی یا جور کردن پارتی برای بهتر شدن شرایط خدمت‌شان هستند. آیا کشورشان را دوست ندارند؟ آیا امنیت خود و خانواده‌شان برای‌شان مهم نیست؟ آیا ترسو هستند و تنبل؟ آیا بی‌خیال خروج از کشور و استخدام و هزار کار دیگر هستند که تنها با داشتن کارت پایان خدمت ممکن است.

جواب سوال‌های بالا اکثر مواقع یک نه بزرگ است. حداقل برای من که یک جوان متاهل هستم و به رفتن سربازی نزدیک، نه است. ولی متاسفانه من هم از سربازی رفتن می‌ترسم. چون این حقیقت تلخ را فهمیده‌ام که سربازی رفتن با واقعیت‌های زندگی یک جوان متاهل در سال 1393، خیلی وقت‌ها هیچ تناسبی ندارد. البته نه هر سربازي رفتني، بلكه سربازي رفتن بدون پارتي، سربازي رفتن غير هتلي و كلا گونه‌هاي سخت سربازي مي‌شود. ای کاش مسئولانی که امور جوانان را اداره و مدیریت می‌کنند از قوه تخیل‌شان استفاده کنند و خودشان را بگذارند جای یک جوان متاهل که یک سالی است به خانه خودش رفته، یک نی‌نی در خانه دارد و از قضای روزگار، او که به خدمت رفته، مامور شده تا لب مرز انجام وظيفه کند. بعد این شرایط را جمع کنند با حقوق حداکثر 200 هزار تومان (براي يك سرباز ليسانس و متاهل و بچه‌دار) که همان هم مرتب پرداخت نمی‌شود، با وقتی که تمامش پر شده و جایی برای شغل دیگری نمی‌ماند، با زن و بچه‌ای که خرج دارند، با صاحب خانه‌ای که اجاره می‌خواهد، با وامی که قسطش مانده و با جیبی که خالی است، با خانواده‌ای که از نظر عاطفي و روحي به تو احتياج دارند و حتي براي آن هم وقت نيست. 

بگذریم از این‌که در این دو سال خدمت، جوان ليسانس ما کاملا از فضای تحصیلی و علمی که داشته دور مي‌ماند و تنها توشه‌اش دو سال کار در فضایی نامربوط به تخصص و تحصیلاتش است و بعد از پایان خدمت سربازی برای شروع یک کار تخصصی، چالش‌هاي زیادی پيش رو دارد.

این‌طوری می‌شود که سربازی در ذهن جوان متاهل می‌شود وظیفه‌ای که همراه با سختی اقتصادی، عاطفی و جسمی است. جوان ایرانی از سختی جسمی هراسی ندارد ولی مشکلات اقتصادی و عاطفی می‌تواند به راحتی زندگی را که او با زحمت ساخته، در شروع از هم بپاشد.

در پایان چند راه را می‌توان برای جوان متصور بود؛ یا بعد از درس (مثلا ليسانس)، سربازي هم برود و در سن تقریبا 26 سالگی تازه به فکر ازدواج و تشكيل خانه و خانواده بیفتد. یا به لطایف‌الحیلی سربازی را بپیچاند، یا مثل من گیج و گنگ بماند که این سیاست‌های ازدواج و بچه‌دار شدن به موقع، این‌همه قوانینی که برای حمایت از جوان تصویب شده اما درست اجرا نمی‌شود و غیره؛ با کجای سربازی رفتن که یک امر اجباری و در عين حال مهم است، همخوانی دارد.

 

نظرات کاربران
کد امنیتی