چخوف  این چخوف عجیب!
جاكتابي

چخوف این چخوف عجیب!

نویسنده : الهام يوسفي

 کسی نمی‌داند؟! که آیا این 

از اقبال روس‌هاست یا از بد اقبالی سایر نقاط جهان. شاید هم این را باید در آب‌ و هوای اجتماعی و سیاسی و مذهبی روسیه جست، که غول‌های ادبیات را در خود پرورده... چه کسی است که اهل داستان و ادبیات و رمان باشد، اما تولستوی، داستایوسکی، بولگاکف، گوگول و چخوف، این چخوف نازنین! را نشناسد.

چخوفی که بیمار بود و تنها 44 سال زیست، اما بیش از 700 اثر ادبی خلق کرد. داستان‌های‌ کوتاهش بی‌رقیب بود و نمایش‌نامه‌های بی‌نظیرش او را بعد از شکسپیر بزرگ‌ترین نمایش‌نامه‌نویس جهان کرد. اگرچه نمایش‌نامه‌های چخوف، از اهمیت ویژه و غیرقابل انکاری برخوردارند، اما باید به وقت خود از آن‌ها سخن گفت. اکنون سخن از داستان‌های کوتاهی است که چخوف در این سال‌‌های کوتاه زندگی و در کنار اشتغال به طبابت، آن‌ها را نوشت. داستان‌هایی که هر کدام خواننده را با نمایی از زندگی مردمان و آدم‌هایی که نمی‌شناسد و فرصت شناختن آن‌ها را هم ندارد، مواجه می‌کند. چخوف، خالق داستان‌های تراژیکی است که در بطن خود نوعی طنز تلخ را به کام مخاطب می‌ریزد. چخوف آینه‌دار فضای اجتماعی عصری است که در آن زیسته و خوب و بد و زشت و زیبایش را در کالبدی هنرمندانه ریخته و با جهان شگرف کلمات، دنیایی را تصویر می‌کند که هست، اما کاش نبود... 

 

طبیب روزهای دردمند روسیه...

داستان‌های چخوف به درد این روزهای ما می‌خورد، روزهایی که رمان و ادبیات، در یک اقدام اجتناب‌ناپذیر به سوی سیاهی و پوچی گام برمی‌دارد. اما چخوف مانند یک انسانِ دردمند و نگران، تصویرگر جهانی شده که می‌بیند، جهانی که آدم‌ها در آن حرف هم را نمی‌فهمند، بر مبنای ارزش‌های غلط رفتار می‌کنند، در مقابل شر و بدی منفعل‌اند، و فقر و فحشا و تضاد طبقاتی دارد از پا در می‌آوردشان. داستان‌های کوتاه چخوف به صورت پراکنده ترجمه و چاپ شده است. اما کامل‌ترین مجموعه منتشر شده از او، مجموعه‌ای است 10 جلدی، که دربردارنده داستان‌های کوتاه او نیز هست و با ترجمه بسیاری خوب «سروژ استپانیان»، یک بسته عالی مطالعاتی برای روزهای‌ باقی‌مانده سال، مخصوصاً برای روزهای پاییزی که به زودی از راه می‌رسند.

نظرات کاربران
کد امنیتی