7 گـــــــــــام براي رســــتگاری در دانـــــــشگاه
راهنمای گام به گـــــــام برای ترم اولی‌ها (همـان فنـــــــچ خودمان)

7 گـــــــــــام براي رســــتگاری در دانـــــــشگاه

نویسنده : مريم ملي

دفتر چند برگ برداریم؟ اینی که گفتید تیتر درس است؟ توی امتحان می‌آید؟ با قرمز بنویسیم یا آبی؟ عیبی نداره اگر امتحان را با مداد جواب بدهیم؟ آقا به خدا بابامون نیم‌تونه بیاد مدرسه! بغل دستی‌مان خیلی حرف می‌زند و... این‌ها جملاتی است که توی مدرسه کاربرد زیادی داشت اما با پا گذاشتن در محیط دانشگاه با دنیای جدید آشنا می‌شوید، دنیایی که از این دغدغه‌ها خبری نیست. اگر می‌خواهید به عنوان یک سال اولی دیگران دست‌تان نیندازند و موجبات خنده‌شان را فراهم نکنید ما یک راهنمای گام به گام آماده کرده‌ایم، راهنمایی که به طور کلی می‌گوید در دانشگاه چه خبر است و چه جوری روزگارتان را در آن سر کنید. 

 

1

مواظب باشید از صحنه کلاس‌ها حذف نشوید

 

توی مدرسه اگر غایب می‌شدید بعدش مکافاتی داشتید که بیا و درستش کن، از یک طرف باید حتما گواهی پزشک می‌بردید و کلی توضیح به معاون مدرسه می‌دادید و از یک طرف دیگر به هر دبیر جداگانه باید توضیح می‌دادید که چه شد که غایب شدید، اما توی دانشگاه قضیه کلی فرق دارد، اینجا دیگر کسی نیست که بخواهید برای غیبت‌تان به او توضیح بدهید و گواهی نشانش بدهید. اما خوب حواس‌تان را جمع کنید، چون غیبت‌های بیشتر از حد مجاز اینجا مکافات دیگری دارد. ممکن است بعد از کلی تلاش و کلاس رفتن و درس خواندن آخر ترم از آموزش به شما اعلام شود که درس‌تان حذف شده است. پس این که بعضی سرخوش‌ها می‌گویند دانشگاه که بروی دیگر ساعت رفت و آمدت با خودت است و هرکلاسی که دوست داشتی می‌روی و هر کلاسی را هم که نخواستی می‌پیچانی، چیزی جز کشک نیست.

 

2

از وقت‌های اضافه استفاده کنید

 

در دانشگاه دیگر خبری از زنگ اول و دوم نیست، اگر شانس بیاورید و ساعت‌های درس‌های‌تان نزدیک به هم باشد که هیچ، اما اگر یک کلاس‌تان صبح باشد و یکی عصر، بهتر است از همین حالا به فکر زمان‌های آزادتان باشید و برایش برنامه‌ریزی کنید. اگر زمان زیادی باشد می‌توانید به خانه بروید و به کارهایتان برسید و ناهار هم در خانه بمانید ولی اگر مسیر خانه تا دانشگاه خیلی طولانی است و فرصت نمی‌کنید بروید و برگردید، می‌توانید از امکانات دانشگاه مثل کتابخانه و سالن مطالعه استفاده کنید، یا دنبال برنامه‌ها و کارگاه‌ها و جلسات فرهنگی یا مناسبتی دانشگاه باشید و متناسب با علاقه‌مندی‌هایتان در آنها شرکت کنید. حل تمرین‌ها و انجام کارهای کلاسی به همراه دوستانتان هم می‌تواند گزینه خوبی باشد برای این که هم از وقت‌تان استفاده کرده باشید، هم این‌که با دوستان‌تان باشید و گذشت زمان برایتان سخت نباشد.

 

 

3

درس هم بخوانید

 

این کارکشتگان دانشگاه و درس و تحصیل سخن مبارک دیگری دارند که به همه سال اولی‌ها می‌گویند و کلی هم فخر می‌فروشند. این موجودات مدعی هستند که «درس؟ تو دانشگاه که کسی درس نمی‌خونه، استادها هم که سوال نمی‌پرسند، همون آخر ترم، شب آخر وقت می‌ذاری کتاب رو یک نگاه می‌اندازی اینجا که مدرسه نیست هر جلسه درس بپرسند» و از این قبیل نصایح. از ما گفتن، گول این حرف‌ها را نخورید. درست است که به سختی و استرسی مدرسه شما را به سیم سرخ نمی‌کشند و لازم نیست برای هر درس‌تان 40 تا دفتر داشته باشید یا زیر همه نکات مهم را خط قرمز بکشید، اما راستش توی دانشگاه هم درس می‌پرسند هم امتحان‌های کلاسی می‌گیرند هم میان ترم. اما خب هر استادی شیوه خودش را دارد یکی بیشتر به پرسش کلاسی معتقد است و یکی دیگر کمتر. یکی جزوه خودش برایش مهم است و یکی کتاب 600 صفحه‌ای ملاک امتحانش است. این دیگر هنر شماست که استادهای‌تان را بشناسید و بدانید که هر کدام‌شان از چه مدل ارزشیابی خوش‌شان می آید. 

 

4

فرم مدرسه نه، اما درست لباس بپوشید

 

یک جماعتی هستند (بلا نسبت شما و ما) که به محض آمدن نتایج کنکور و قبولی‌شان در دانشگاه می‌گویند «من چی بپوشم؟» ما برای این جماعت پیشنهاد ویژه‌ای داریم. از در ورودی دانشگاه که تشریف می‌برید داخل، متناسب با نوع دانشگاه و ابعادش حراست محترم نمایندگانی دارد که وضعیت پوشش آقا پسرها و دختر خانم‌ها را بررسی می‌کنند و مو را از ماست می‌کشند بیرون. خلاصه قضیه شوخی بردار نیست و پیشنهاد ویژه ما به شما این است که خیلی فکر نکنید که چی بپوشم؟ یک لباس ساده و رسمی که متناسب با قوانین دانشگاه است، بهترین گزینه برای رفت و آمد بدون دغدغه شماست. این را هم بگویم که مورد داشتیم که به دلیل هماهنگ نبودن لباس دانشجو با قانون دانشگاه، اجازه ورود به دانشگاه به او داده نشده و از کلاس‌هایش جامانده است تا برود و لباسش را عوض کند و برگردد! از ما گفتن بود!

 

5

حواس‌تان به جیب‌تان باشد

 

دانشگاه یک فرق اساسی با مدرسه دارد آن هم این است که بعضی‌ها به چشم ایستگاه شکم به آن نگاه می‌کنند، بعد از کلاس‌های صبح، فوری توی تریا هستند و سفارش نیمرو با مخلفات و چای داغ و شیرکاکائو می‌دهند، بعد از کلاس‌های ظهر که باز مستقیم توی تریا هستند و سفارش یک پرس غذای چرب و چیلی می‌دهند با نوشابه و سالاد و زیتون پرورده، همین عده بعد از کلاس‌های عصر در کمال شگفتی هنوز معده‌شان جا دارد و کافی میکس و کیک و شکلات طلب می‌کند. همه این‌ها را گفتیم که بگوییم درست است که دانشگاه مثل مدرسه نیست و تریا و سلف دارد، اما شما که نباید ته جیبتان را بالا بیاورید و هر روز از خودتان در حد تیم ملی والیبال پذیرایی کنید. نا سلامتی دیگر وارد دانشگاه شده‌اید و بد نیست یه کم به فکر ورودی و خروجی جیبتان باشید. توصیه دوستانه ما این است که حتما پیگیر کارت رزرو غذا باشید و برای روزهایی که ناهار را دانشگاه هستيد، ژتون تهیه کنید. اطلاعات مربوط به ژتون را می‌توانید درسایت دانشگاه پیدا کنید. 

 

6

پیش به سوی انجمن‌ها و کانون‌ها

 

از مراسم‌های فوق برنامه و سر صفی در دانشگاه خبری نیست، توی دانشگاه صف نداریم، اما برنامه‌ها با ظاهر شسته رفته‌تر و امکاناتی بهتر تکرار می‌شوند. این فعالیت‌ها در دانشگاه در قالب انجمن‌ها و کانون‌های مختلف انجام می‌شود. معمولا اکثر دانشگاه‌ها در اول هر ترم فراخوانی برای عضوگیری جدید دارند و شما می‌توانید با پر کردن فرم‌هایشان و پیگیری به آن‌ها ملحق شوید. انجمن‌های هر رشته‌ای معمولا کارهای علمی اضافه بر دروس را انجام می‌دهند و همایش و کارگاه و دوره‌های آموزشی فوق برنامه برگزار می‌کنند. انجمن‌های فرهنگی هم مسئولیت خطیر امور فرهنگی و هنری و ادبی دانشگاه را به عهده دارند. فعالیت در انجمن‌ها می‌تواند به تقویت روحیه همکاری شما کمک کند و باعث ارتقای سطح علمی‌تان هم بشود، راستش قرار نیست 4سال فقط درس بخوانید و هیچ مهارت دیگر و کار دیگری را تجربه نکنید، پس تلاش کنید بین رشد علمی و رشد اجتماعی و فرهنگی‌تان تعادل برقرار کنید. از فرصتی که دانشگاه برای حضور شما در عرصه‌های فرهنگی و اجتماعی می‌گذارد استفاده کنید. این تجربه‌ها مخصوصا اگر به رشته‌تان ربط داشته باشد خودش می‌شود یک رزومه توپ!

 

7

بپا مشروط نشی

 

توی دانشگاه شما موارد جالبی خواهید دید. مثلا بغل دستی‌تان توی کلاس ممکن است ورودی سال 83 باشد! این اصلا تعجب آور نیست. توی دانشگاه مثل مدرسه کسی بالای سرتان نیست که بگوید درست را بخوان و برای نخواندنش جریمه‌تان کند و مادر و پدرتان را بخواهند. اولش به نظر می‌رسد که خیلی خوب است و کسی کاری به کارمان ندارد ولی آخر ترم معلوم می‌شود چه گلی کاشتید و آن وقت اگر زبانم لال معدل ترم زیر 12 بشود به شما لقب مشروطی می‌دهند. مفهومش این است که ترم آینده فقط 14 واحد درسی می‌توانید انتخاب کنید و در حقیقت کلی از درس‌ها عقب می‌افتید. مشروطی جریمه سنگینی است برای درس نخواندن‌های طول ترم که یک جا و یکهویی اعمال می‌شود و کسانی که طعمش را چشیده‌اند می‌گویند خیلی تلخ بوده است. (نکته این که می‌خواستم بگویم اینجانب در طول تحصیل مشروط نشده‌ام!) بد نیست برای خواندن درس‌ها فرصت مشخصی در نظر بگیرید چون حقیقتا خواندن کتاب‌های 600-500 صفحه‌ای در پایان ترم کار نفس گیری است. از همه بدتر این که اگر سه ترم پشت سرهم مشروط بشوید، مدارک دیپلم‌تان را می‌زنند زیر بغل‌تان و می‌گویند بفرمایید بیرون. و نکته آخر این که بین خودمان باشد دانشگاه آن قدر هم که می‌گویند بی پدر و مادر نیست! چون هر ترمی که مشروط شوید، یک نامه از طرف دانشگاه حاوی دسته گلی که کاشته‌اید می‌آید درب منزل‌تان و روی سخنش با والدین عزیز می‌باشد!

 

اگر برای‌تان سوال پیش آمده که آن نفر مذکور بغل دستی فوق الذکر چگونه 10 سال توی دانشگاه مانده است در حالی که گفتیم بعد از 3 مشروطی اخراج می‌شود، باید بگوییم که بعضی‌ها برای این که مشروط نشوند، تعداد درس‌های‌شان را خیلی کم بر می‌دارند و این طوری تمام کردن واحدهای‌شان خیلی طول می‌کشد، بعضی‌ها مرخصی می‌گیرند و برخی هم درسی را شونصد بار می‌افتند ولی معدل ترمشان زیر 12 نمی‌آید که مشروط بشوند. 

نظرات کاربران
کد امنیتی