ساپورت که ترس نداره!
حكايت هفته

ساپورت که ترس نداره!

نویسنده : مريم غلامزاده-مهديه جوادي

روزی مریدان دوان دوان و نفس زنان خدمت ابوجارچی ابن جیم خراسانی رسیدند در حالی که از شدت وحشت توانایی سخن گفتن نداشتند. پیرنا از مریدان علت این همه ترس را جویا شد، منتها مریدان را که خودتان خوب می‌شناسید هی تا چهل شبانه روز غش و ضعف کردند. دست آخر استادنا از مریدان پرسید: «در کوچه که می‌آمدید، هواپیما دنبالتان کرده؟» گفتند: «نه» دوباره پرسید: «شرایط و اقساط وام 80 میلیونی مسکن را دریافته‌اید؟» گفتند: «نه». بار دیگر پرسید: «خب چه مرگ‌تان است دیگر؟ نکند در خیابان ساپورت دیده‌اید؟» مریدان گفتند: «آری خیلی وحشتناک بود» ابن جیم گفت مگر نشنیده‌اید که حمید قبادی، دبیر کارگروه مد و لباس گفته: نباید از ساپورت بترسیم بلکه باید آن را مدیریت کنیم.

مریدان گفتند: «عجبا! ساپورت را چطور مدیریت کنیم؟» و استادنا گفت: «از مدیریت جهانی که سخت‌تر نیست؟!» مریدان چون این حکمت از زبان استادنا شنیدند، جملگی سر به بیابان گذارند ولی در بیابان هم ساپورت دیدند، بعدش رفتند که سر به دشت و دریا بگذارند در آن‌جا هم ساپورت دیدند، بعدش رفتند سر به کوه  و کوهستان بگذارند، دیدند ساپورت به آن‌جا هم رسیده! جملگی به خانه رفتند متاسفانه دیدند ساپورت در خانه‌شان هم هست و این از بازی‌های روزگار بود!

نظرات کاربران
کد امنیتی
تبلیغات
تبلیغات