وقتي‌که‌حاشيه جاي‌متن‌را‌مي‌گيرد
گذري کوتاه بر برنامه‌اي که مي‌خواست اميدي در دل سينماگران باشد

وقتي‌که‌حاشيه جاي‌متن‌را‌مي‌گيرد

نویسنده :

مجري: خب بريم يک گزارش ببينيم. (چند لحظه سکوت و نگاه مجري به دوربين)

مجري: مثل اين‌که گزارش آماده نيست. (کاغذهايش را زيرورو مي‌کند و از طريق گوشي با اتاق فرمان صحبت مي‌کند و ما کماکان منتظريم ببينيم که چه خواهد شد.)

مجري: حاشيه آماده داريم؟ (همکار مجري با لپ‌تاپش سر و کله مي‌زند، او هم با اتاق فرمان صحبت مي‌کند.)

همکار مجري: حاشيه! نه الان آماده نيست، خب گزارش آماده است.

مجري: بريم يک گزارش ببينيم.

اين مکالمه نه چندان جذاب و خسته کننده و شايد کمي اغراق‌آميز برگرفته از برنامه تلويزيوني است که قرار بود خيلي پرطرفدار و جذاب باشد. بله منظورمان برنامه تلويزيون «هفت» با اجراي «فريدون جيراني» است که خبر توليدش، موجي تازه در سينماي ايران ايجاد کرد برنامه‌اي که به‌قول خود جيراني قرار بود يک مجله سينمايي تصويري باشد که با روش خبري، گزارشي و تحليلي به هدف‌هاي سازندگانش يعني سينماي بالنده دست پيدا کند ولي تا به اين‌جاي کار «شوراي عالي تهيه‌کنندگان سينما» طي نامه شديداللحني، اين برنامه را تحريم کرده و از کليه دلسوزان سينما خواسته تا با آن همکاري نکنند.

«هفت» جديد است
پيش از اين برنامه‌هاي تلويزيوني متعددي در ارتباط با موضوع سينما از شبکه‌هاي تلويزيوني صدا‌و‌سيماي ايران پخش شده است ولي هيچ‌کدام با سبک و سياق برنامه «هفت» آغاز به کار نکرده بودند. از برنامه تلويزيوني «هنر هفتم» که در اوايل دهه 70 شمسي و با اجراي «اکبر عالمي» به پخش برترين آثار سينمايي جهان مي‌پرداخت، گرفته تا «سينما چهار»، «صد فيلم»، «سينما دو» و غيره، محورشان بر نمايش فيلم به همراه نقد استوار بود؛ ولي برنامه تلويزيوني «هفت» از جنس ديگري است، از جنسي که هرچند بوي نوآوري نمي‌دهد (چراکه بدون شک دوست داشت به برنامه «نود» شباهت داشته باشد) ولي در جامعه سينما و تلويزيون ايران جديد به‌نظر مي‌رسد.

نود و هفت
کسي منکر نقش پررنگ برنامه «نود» در ورزش ايران نيست؛ هر هفته مشکلات فوتبال ايران در اين برنامه تلويزيوني بررسي و در هفته‌ها و ماه‌هاي بعد نيز پيگيري مي‌شود تا به آن‌جا که بالاخره يک نفر از مسئولان پاسخگوي آن باشد، اگر هم کسي پيدا نشد و توضيحي درباره آن نداد، مجري برنامه آن را در حافظه خود نگه مي‌دارد ولي آيا برنامه نود هم چنين نقشي را در سينما ايران بازي مي‌کند؟

حاشيه‌هاي سينمايي
شايد يکي از دلايل اين حجم از انتقادات به برنامه هفت همين باشد که مسئولان آن کوشيدند تا از حاشيه‌هاي سينما، سوژه‌اي براي برنامه خود بسازند غافل از اين که اگر در ورزش فوتبال، حاشيه‌ها در جذاب‌تر کردن آن نقش دارند، همان حاشيه‌ها مهلک‌ترين سم براي سينماي کشور مي‌باشند؛ درحالي که مسئولان برنامه هفت بخش اعظمي از برنامه خود را براي پرداختن به حواشي صرف مي‌کنند.

جدل به جاي بحث
معلوم نيست که به خاطر اجراي ضعيف فريدون جيراني و تسلط نداشتن وي به صحنه مجري‌گري است يا حضور منتقد رک و راستي به‌نام «مسعود فراستي» که بدون رعايت هيچ ملاحظه‌اي آن چه را که ايراد مي‌داند به زبان مي‌آورد و روي آن پاي مي‌فشارد که برنامه هفت همواره پر از دعوا، بگومگو و جدل‌هاي بي‌نتيجه است، آيا تا به حال پيش آمده که ميان فراستي و سينماگراني که به برنامه هفت مي‌آيند توافقي حاصل شده باشد؟ ولي آن‌طور که پيداست برنامه هفت، تابه‌حال نه‌تنها دردي از سينماي ايران دوا نکرده بلکه نمايش دعواهاي رودر روي سينماگران و فراستي، برنامه هفت را به برنامه‌اي بدل کرده که تماشاگر براي ديدن آن به اعصابي فولادين نياز دارد.

يک منتقد به‌جاي همه
فراستي منتقد کهنه‌کاري است، او مؤلف آثاري چون «آلفرد هيچکاک هميشه استاد» و «اسطوره جان فورد» است. خيلي او را دوست دارند و خيلي‌ها هم نه. ضمنا طبيعي است که يک برنامه تلويزيوني يک مجري ثابت داشته باشد ولي براي من بيننده هنوز دليل اين‌که فقط فراستي روي صندلي نقد هفت بنشيند و مانند يک دادگاه تمام سينماگران مجبور باشند به لطف استفاده از تريبون ارزشمندي به ‌نام برنامه «هفت» نقدهاي فراستي را تحمل کنند؟ روزي فراستي در مصاحبه‌اي به من گفت: «ما فيلم‌هاي بد سينماگران را تحمل مي‌کنيم، آن‌ها هم نقدهاي ما را تحمل کنند» پر بيراه نمي‌گويد ولي خيلي‌ها معتقدند که رسانه ملي را نبايد در انحصار نقدهاي فراستي درآورد.

سؤال‌هاي مفيد/ مضر
گزارشگر برنامه هفت به سراغ سينماگري مي‌رود از او درباره سينماگر ديگري مي‌پرسد، همين گزارشگر پس از سال‌ها به سراغ بازيگري مي‌رود و ضمن تاکيد بر اين‌که حال وي خوب خوب است و اوضاع بر وفق مراد است، از زندگي بازيگر کهنه‌کار مي‌گذرد و شروع مي‌کند به نام بردن از بازيگران سينما و از وي مي‌خواهد نظرش را درباره آن‌ها بگويد. کجاي اين سؤال مفيد فايده است که شما آن‌چنان بر آن پاي مي‌فشاريد آقاي جيراني؟ ما که از ديدن چهره تکيده آن بازيگر سينما اندوهگين شديم ولي چيزي از مشکلاتش دستگيرمان نشد، با اين حال حدس ما اين است که حتما شما به سراغش رفتيد تا دردي از دردهايش را درمان کنيد، نه؟

چندين دقيقه با «ابوالفضل پورعرب» عزيز صحبت کرديد ولي اين‌قدر سؤالات شما سردرگم بود که آن ستاره دهه 70 ميلادي نتوانست حرف دلش را بزند (که مي‌خواست بزند) و چنان شد که در آخر برنامه خود شما آن‌چه که از گفته‌هاي چندپاره پورعرب برداشت کرده بوديد را، به‌قول خودتان جمع‌بندي و بيان کرديد.

تصوير تکيده سينماي ايران
ديديم که اين مصاحبه‌ها چنان تاثير بدي در جامعه سينماي ايران گذاشت که گويي قرار است آينده تمام بازيگران سينماي ايران مانند «فرجامي»، «پورعرب» و «روح‌انگيز سامي‌نژاد» باشد. تا آن‌جا که نويسنده‌اي به خود اجازه مي‌دهد اين تصوير تلخ را چنين به نگارش دربياورد: « فريماه فرجامي يک نفر نيست. او محصول هنر‌ صنعتي است که مي‌تواند به شکلي بي‌رحمانه، آن‌هايي را که ظرفيت‌هاي مورد نياز را در خود ايجاد نکرده‌اند‌، ببلعد و چنان ويراني عظيمي برپا سازد که کسي را ياراي ايستادن دوباره نباشد.»

نظرات کاربران
کد امنیتی