رابطه‌های وایبری
شاخ هفته

رابطه‌های وایبری

نویسنده : ف.ش-مريم ملي

مطلب:ف.ش

این 3 هفته‌ای که از وایبردار شدنم می‌گذرد، هر چند شب یک بار یک نفر پیام می‌دهد: «سلام، تو هم وایبردار شدی» و من باید این جمله تکراری را بگویم «سلام. گوشی قبلی دزدیده شد و شماره‌ها رفت. شما؟» و او خودش را معرفی کند و از دزدیده شدنش تعجب کند و بپرسد چطوری؟ و من حالِ بازگویی ماجرا و نحوه دزدیدنش از زیر بالشتم نداشته باشم و جواب ندهم و اسمش را سیو کنم و احوالپرسی کنیم و خبرهایی از زندگی‌مان را که مدت زیادی از اتفاق افتادن‌شان گذشته، به یکدیگر بگوییم و از شنیدن این خبرهای سوخته ذوق کنیم و از کار و بار و درس و مشق دیگری بپرسیم و سراغ دوستان مشترک را از هم بگیریم و اتفاقات بیات شده زندگی‌شان را به هم بگوییم و بی‌معرفتی و بی‌خبری این مدت نبودن‌مان را با امثال آیکون :D   ماستمالی کنیم و... و همین طور ادامه بدهیم تا 2 یا حتی 3 نصف شب و بعد کلی اظهار خوشحالی کنیم از این‌که بعد 10-9 ماه، یک سال یا حتی 5 سال با هم حرف زدیم و شب بخیر بگوییم.

بعد وایفای گوشی را خاموش کنم و روزهای مشترک‌مان در نظرم بیایند و قبل خواب به این فکر کنم که این آدم‌ها (که شامل خودم هم می‌شود) همه این سال‌ها و ماه‌ها کجا بوده‌اند که با نصب وایبر، یکی یکی دارند سر بر می‌آورند. حقیقتا این وایبر (و لاین و امثالهم) چه قدرت عجیبی دارد که می‌تواند کلی از نخ‌های بریده و شاید هم پوسیده را دوباره گره بزند!  نمی‌دانم افسوس بخورم یا خوشحال باشم...

نمی‌دانم ممنون وایبر باشم برای لطفی که در حق‌مان می‌کند(!) و فرصت مصاحبت فردی و گروهی با آدم‌های خیلی دور شده و یادآوری خاطرات مشترک را به ما ارزانی داشته(!) یا دلگیر از وایبری باشم که باعث می‌شود به این فکر کنم که یک نرم افزار موبایلیِ تقریبا رایگان، می‌تواند ما را به یاد هم بیاورد، ولی روزهایی که کلمات‌مان را -با ندادن یک پيامك 20-10 تومانی- از دیگری دریغ کردیم، هرگز برنمی‌گردند. از دریغ کردن صدای‌مان هم ترجیح می‌دهم حرف نزنم. چون گفته‌اند: برای زنگ زدن توقعی نیست! 

خلاصه نمی‌دانم!

 

كامنت:مريم ملي

کودکی و نوجوانی ما با نامه نگاری گذشت، آن وقت ها هنوز وایبر و واتس آپ و لاین و تانگو قلم‌های‌مان را از دست‌مان ندزدیده بودند، آن وقت‌ها هنوز واژه‌های‌مان معنا داشت. نامه پر بود از احساسی که لابه‌لای دست خط دوستان‌مان جریان داشت، پر بود از خاطره. به زحمت و با کلی تلاش و خواهش از مادر و پدرها قرارهایی هماهنگ می‌کردیم برای یک دورهمی دوستانه در پارک یا مثلا جشن تولد صمیمی‌ترین و نزدیک‌ترین دوست. حالا اما با تبریک‌هاي دو کلمه‌ای و اسمایلی‌های خوشحال نشان می‌دهیم که به یاد هم هستیم، این وسط همه لبخندهای‌مان شده شکل همدیگر، یعنی شکلی که وایبر برای مان در نظر گرفته، این روزها انگار ما ادای خنده وایبر و لاین را در می‌آوریم. همه دوستان‌مان در دسترسند، با همگی توی گروه‌های مختلف حرف می‌زنیم، البته با صدای وایبر، خاطره بازی می‌کنیم با استیکرهای وایبر و این طور ارتباط‌مان آن قدر سطحی می‌شود که اگر دوستی ناراحت باشد، اما استیکر خوشحال بفرستد، ما باورمان می‌شود.

نظرات کاربران
کد امنیتی