مغز من را به کودکم بدهید
شاخ هفته

مغز من را به کودکم بدهید

نویسنده : محسن عامل-وصال

مطلب: وصال

 

تصور کنید سرکلاس جبر خطی نشسته باشید، صندلی آخر کلاس چسبیده به دیوار، آن هم سر صبح. استاد بنده خدا، هی حرف می‌زند، سوال حل می‌کند اما تلاش استاد برای حل سوال تداخل داشته باشد با خواب‌هایی که آن لحظه دارید می‌بینید، این دقیقا وضعيت الان من است سر کلاس جبر خطی ساعت 8:15 یک روز دوشنبه آخرای مهر ماه.

جالب‌تر این‌که توی این شرایط دنج گوشه کلاس، دستم که مدت‌هاست چیزی جز سیاه کردن جزوات درسی ننوشته، شروع کند به نوشتن حرف‌های ذهنم که خیلی وقت است بی‌نظم‌تر از همیشه می‌چرخند و نوشته نمی‌شوند. بنویسم راجع به این‌که از اول صبح که راه افتادم خیلی اتفاقی مدام دارم این شعر را در ذهنم مرور می‌کنم که می‌گفت

«کارت اهدای عضوهایم را / به همین دوستان اندکم بدهید/ چشم و گوشم برای هرکس خواست/ مغز من را به کودکم بدهید»

بله؛ واقعا یک فرزند با تفکرات خود آدم، یعنی تمام آن چیزی که از آینده می‌شود توقع داشت، یک کسی با تحقق آرزوهایی که به‌شان نرسیدی. تمام آرزوهایی که 18 سالگی تصمیم می‌گیری بهش برسی و 40 سالگی تقریبا یک رویا می‌شود. کودکی که مثل خود آدم فکر کند یک رویای بی‌نظیر است برای لحظه‌هایی که بیکاری مثل الانِ من سر کلاس جبر، فکر کردن به فرزندی که تفکراتی شبیه خودم داشته باشد. طفلی استاد دارد درس می‌دهد، چقدر همهمه در کلاس است، نمی‌گذارند جمع و جور کنم حرف‌هایم را و من همچنان در فکرِ مغز من را به کودکم بدهید سیر می‌کنم.

کاش مغز آشفته این روزهای من چاره‌ای باشد برای روزهای بی‌پناهی کودکم. کاش تحقق رویاهای مجسم نشده من باشد با تفکراتی از جنس خودم. دلم می‌خواهد این کلاس جبر تمام نشود، چقدر حرف دارم برای کودکی که باید مغز من را یدک بکشد. کم‌کم مثل این‌که صدای خسته نباشید گفتن‌های بچه‌ها دارد می‌آید، بله درسته کلاس جبر خطی تمام می‌شود و حرف‌های من برای مغز کودکم، بماند تا کلاس جبری دیگر.

کامنت:محسن عامل

 

اين تنها حرفي بود كه مي‌تونستم اول صبح بعد از خواندن اين متن خوب، خطاب به استاد جبر خطي  اين نويسنده بزنم تا شايد كمي گفت‌و‌گويش (با كودك درون) به درازا مي‌كشيد؛ گفت‌وگويي كه تنها كلاس جبرخطي و در عالم خواب آن را رقم مي‌زند. مثل همين متني كه من در حال نوشتن آن هستم، يك نوشته كه بعد بيدارشدن از خواب در حال تقرير آن هستم و اصولا ذهن آدم (و كودك درون نيز) اين مواقع چه سياحت‌هايي كه در عوالم ناشناخته (و بعضا شناخته) خودش نمي‌كند، از گاري پنچر لواشك‌فروش دو كوچه اونورتر خونه الهام اينا تا عدد تانژانت زاويه برج پيزا. تا حدي كه تفالي هم به مطالب اخير جيم ‌زده و در باب اهداي عضو شعرسرايي مي‌كند (اونم دوبيتي) و اين يعني مسئله‌اي كه گفتم در شعر هم صدق مي‌كند، اينم نمونه‌اش. در هر صورت به نظرم از قيافه‌هاي مبهم دانشجويان كلاس جبرخطي، يك نفر به يك بينش خواب‌آلوده‌اي در باب جهان هستي رسيده است (خسته‌ايسم) كه جاي بسي خميازه دارد.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
برگزیدن یک موقعیت شغلی متفاوت

عشق و زندگی در نقطه‏ صفر مرزی

٩٦/٠٤/٠١
تلگجیم

تلگجیم 491

٩٦/٠٤/٠١
برگزیده سایت

سه راهکار تضمین شده برای کوتاه‌ نویسی!

٩٦/٠٤/٠١
هر سال احسان علیخانی در ماه عسل یادمان می‌اندازد که بعضی‌ها عجیب دوست دارند مشکلات زندگی‌شان را در بوق

کی از همه بدبخت ‌تره؟!

٩٦/٠٤/٠١
شاخ هفته

کاش حوصله شان سر برود

٩٦/٠٤/٠١
معرفی تلگرام‌های غیررسمی و پاسخ به این سـوال که آیا آن‌ها قابل اعتمادند؟

تلگرام‌ های فارسی!

٩٦/٠٤/٠١
پایان‌نامه

به دولت کمک کنید!

٩٦/٠٤/٠١
چهره هفته

من هم یک خمار هستم!

٩٦/٠٤/٠١

نگاهی به رایج‌ ترین موقعیت‌ هایی که یکهویی بیچاره‌ ترین می‌شویم!

٩٦/٠٤/٠١
ناصرخان آکتور سینما

حكمت همه و هيچى!

٩٦/٠٤/٠١
جانونی

قصه شیخ بهایی و اختراع نان سنگک!

٩٦/٠٤/٠١
جارچی

جارچی 491

٩٦/٠٤/٠١
فتوچاپ

فتوچاپ 491

٩٦/٠٤/٠١
حکایت هفته

اندر حکایت دزدیده شدن شمشیر نادرشاه و مریدان

٩٦/٠٤/٠١
دات کام

کلاس ترک اعتیاد اسمارت فون‌ها

٩٦/٠٤/٠١
مینیمال

قحطی پوشک در ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ!

٩٦/٠٤/٠١

پاسخ به یک سوال مهم آیا تیم‌های ایرانی می‌توانند سیاست بایرن را در نقل و انتقالات دنبال کنند؟

٩٦/٠٤/٠١
گپ وگفتی با «پیمان خاکسار»، مترجمی که در بازار کساد نشر کارهایش با استقبال مواجه می‌شود

از تدوین «شیار ۱۴۳» تا ترجمه «جزء از کل»

٩٦/٠٤/٠١
کافه جهان نما

سوئد، اینجا همه چیز سرجای خودش است

٩٦/٠٤/٠١
شگرد خفن

Adsl ندارید؟ هات‌اسپات کنید

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات