ذهن زيبا
ذهن زيبا

ذهن زيبا

نویسنده : گروه ادب و هنر

به نام آن که ما را نام بخشید

زبان را در فصاحت کام بخشید

به نور خود بر افروزنده دل

به نار بیدلی سوزنده دل

سر هر نامه‌ای از نام او خوش

جهان جان ز عکس جام او هوش

اوحدی

۶۷۳ - ۷۳۸ ق

======***======


خوش خلقی و خشم همزمان یعنی چه؟

بیزاری و عشق توامان یعنی چه؟

با رفتن من اگر موافق هستی

پس این بنشین، نرو، بمان یعنی چه؟

خلیل جوادی

1343ش

======***======


 

کودک که بودم 

همیشه در باغ‌های گردو قدم می‌زدم

و دست‌هایم بوی گردو می‌دادند

حتما بزرگ نشده‌ام

سنجاب‌ها خواب‌هایم را سوراخ سوراخ می‌کنند

رسول یونان

1348 ش

======***======


پرواز هم دیگر 

رویای آن پرنده نبود

دانه دانه پرهایش را چید

تا بر این بالش 

خواب دیگری ببیند

گروس عبدالملکیان

1358 ش

======***======


باور کنید حال و هوایم مساعد است

این شایعات، شیوه بعضی جراید است

یک صبح تیتر می‌شوم: این شخص... {بگذریم}

یک عصر: خوانده‌اید و تکرار زیاد است

 من زنده‌ام هنوز و غزل فکر می‌کنم

باور نمی‌کنید، همین شعر، شاهد است

محمدعلی بهمنی

1321ش

======***======


جزر و مد یال آبی‌ام چه شد؟

اهتزاز بال من، چرا چنین؟

رنگ بال‌های خواب من پرید 

خامی خیال من، چرا چنین؟

آبگینه تاب حیرتم نداشت 

حیرت زلال من، چرا چنین؟

قیصر امین‌پور

1338- 1386 ش

======***======


 جان به جانان کی رسد جانان کجا و جان کجا؟

ذره است این، آفتاب است، آن کجا و این کجا؟

دست ما گیرد مگر در راه عشقت جذبه‌ای

ورنه پای ما کجا وین راه بی‌پایان کجا

ترک جان گفتم نهادم پا به صحرای طلب

تا در آن وادی مرا از تن برآید جان کجا

هاتف اصفهانی

...- ۱۱۹۸ ق

نظرات کاربران
کد امنیتی