شخصیت‌هایی ساده با بحران‌هایی درونی
یادداشت شفاهی حامد محمدی

شخصیت‌هایی ساده با بحران‌هایی درونی

نویسنده : حامد محمدی

«حامد محمدی» فرزند منوچهر محمدی (تهیه کننده آثاری چون «طلا و مس» و «بوسیدن روی ماه») از آن دسته فیلمنامه‌نویسانی است که کم کم دارد به یک مدل خاص قصه‌گویی دست پیدا می‌کند. دنیایی که محمدی در فیلمنامه‌هایش مثل طلا و مس و حوض نقاشی ایجاد کرد در اولین ساخته‌اش به عنوان کارگردان ادامه یافت. به بهانه اکران «فرشته‌ها با هم می‌آیند» یادداشتی شفاهی از او را درباره نوع ورودش به سینما، فیلمنامه‌هایش و... تقدیم می‌کنیم: 

سینما جایی برای حرف‌های جدی

تحصیلاتم کارشناس ارشد حقوق بین‌الملل بود اما علاقه‌ام سینما بود. هیچ وقت فکر نمی‌کردم که در سینما هم بتوان حرف‌های جدی زد و به مردم خدمت کرد. بعد از یک مدت که فعالیت حقوقی داشتم، فهمیدم که با سینما بیشتر می‌توان به مردم خدمت کرد ولی سعی
 کردم قدم‌های اولم را در سینما با احتیاط بردارم.
تلاشی برای نجات خانواده
به نظرم همه ما مسئول هستیم در قبال خانواده حرف بزنیم. چیزی که در این چند ساله متاسفانه زیاد شده، ضعیف شدن بنیان خانواده است که هر روز دارد کمرنگ و سست‌تر می‌شود. نهادهایی هم که باید پیگیر این موضوع باشند صرفا به چاپ بنر و پوستر و تیزر تبلیغاتی بسنده می‌کنند. وقتی من به عنوان یک فیلمساز می‌بینم از سمت نهادهای مسئول هیچ تلاشی صورت نمی‌گیرد برای این که بتوانم خانواده‌های جوانی که دچار بحران شده‌اند را نجات دهم به اندازه توانم و در مدیومی که توانایی‌اش را دارم باید آستین‌هایم را بالا بزنم و یادآوری کنم که اگر خانواده درست شود خیلی از مشکلات‌مان حل می‌شود. آمار طلاق بسیار نگران کننده است و کسی تلاش نمی‌کند که این آمار پایین بیاید. 
فرهنگ ما برای مخاطب جهانی جذاب است
فرهنگ ایرانی از چیزهای ریشه داری می‌آید مثل نهاد خانواده که تنها یک زوج موفق نیستند بلکه عمو، خاله و... که در بحران‌ها تمام خانواده دور هم جمع می‌شوند. این‌ها هستند که فرهنگ ایرانی را در دنیا کم نظیر کرده است. سینمای برخاسته از این فرهنگ هم باعث شده سینماي ما در دنیا جذابیت خاص خودش را داشته باشد برای مخاطب جهانی. شما در فیلم‌های مطرح ما در جشنواره‌های خارجی لزوما بناهای تاریخی نمی‌بینید، بلکه فرهنگ ماست که برای مخاطب جهانی جذاب است، به همین دلیل است که اگر بررسی کنید در بیشتر جشنواره‌های مطرح خارجی یک فیلم ایرانی حضور دارد. 
شخصیت‌هایی باورپذیر
وقتی وارد سینما شدم برای خودم یک مدل فیلم‌نامه‌نویسی مشخص کردم و این الگو از «طلا و مس» هم شروع نشد؛ قبلش هم فیلمنامه‌هایی با همین مدل نوشته بودم. بیشتر در مدل قصه‌گویی‌ام سعی می‌کنم که شخصیت برای مخاطب باورپذیر شود. به شخصیت‌هایم سادگی می‌دهم و سعی می‌کنم، بحران‌های‌شان را درونی کنم. جذابیت سینما به این است که هر کس از نگاه خودش به آن نگاه کند.
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
تا جامِ جهانی

جشنواره گل‌های «ساشا ایلیچی» در روسیه

٩٧/٠١/٢٨
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠
فوتبال ایران هم نمونه‌های بسیاری از پسر و پدرهای فوتبالیست داشته است

پسر کو ندارد...

٩٧/٠١/٣٠