قهرمانانی‌معمولی  و مشکلاتی‌که پیچیده نیستند
آیا «فرشته ها با هم می‌آیند» می‌تواند در ادامه «طلا ومس» جریان‌سازی کند؟

قهرمانانی‌معمولی و مشکلاتی‌که پیچیده نیستند

نویسنده : سید مصطفی صابری

«فرشته‌ها با هم می‌آیند» به کارگردانی و فیلمنامه‌نویسی حامد محمدی و تهیه کنندگی منوچهر محمدی، قصه زندگی یک روحانی شوخ طبع است که سه قلو دارد و... یک داستان ساده، درباره آدم‌های معمولی که مخاطب را هم جذب می‌کند. فیلم محمدی از دو جنبه قابل تامل است، یکی محور قرار دادن زندگی آدم‌های معمولی با چالش‌های روزمره و دیگری از جنبه ورود به زندگی یک روحانی. اگر بخواهیم اهمیت جنبه اول ماجرا را بهتر درک کنیم باید مروری بر حضور آدم‌های معمولی و مشکلات روزمره‌شان در قصه‌هایی ساده در سینمای ایران داشته باشیم. 

به عقب برمی‌گردیم

دهه 60 بود و سینمای اجتماعی کشورمان وضعیت خوبی داشت، خانواده محور اصلی سینما بود، در کنارش سینمای کودک، سینمای دفاع مقدس و گاهی هم اکشن‌هایی درباره مبارزه با مواد مخدر و... خلاصه هر چه بود معضلات اجتماعی و مصائب خانواده در مواجهه با آن در سینما برای خودش جایی داشت اما کمی سوزناک و اغراق شده!
جشنواره‌ای‌ها سر می‌رسند

کم کم سینمای کشور با مورد توجه قرار گرفتن آثار چند فیلمساز در جشنواره‌های خارجی به سمت فیلم‌هایی برای مخاطب خاص و منتقد پسند رفت و اگر مسائل اجتماعی مثل زنان خیابانی و... هم محور آثار قرار می‌گرفت، هدف از طرح موضوع فروش بیشتر بود تا ارائه تصویری صحیح از جامعه. در همین مقطع سینمای تین‌ایجری و دختر پسرهای گیتار به‌دست هم به سینما رونقی مقطعی دادند، اما دغدغه‌های مردم و قهرمانان معمولی هنوز چندان مورد توجه نبود؛ هر چند بخشی از جامعه به خصوص جوانان دانشجو در فیلم‌هایی مثل «اعتراض»، «متولد ماه مهر» و «پارتی» محور آثار سیاسی سینمای کشور بودند.   
میهمان مامان می‌شویم

اوایل دهه 80 داریوش مهرجویی با «میهمان مامان» جرقه ساخت فیلم درباره آدم‌های معمولی، رویاهای‌شان و... را زد، اما اثرش به دلایلی تبدیل به جریان نشد تا این‌که اصغر فرهادی با طبقه متوسط از راه رسید، طبقه‌ای که نوظهور بودند و چالش‌های مدرن هم داشتند، آدم‌هایی معمولی که داستان‌هایی پیچیده داشتند، فیلم‌های فرهادی و توجه جشنواره‌های خارجی به آن به حدی جریان ساز شد که حتی کارگردانان صاحب نامی مثل «مازیار میری» در فیلمی مثل «سعادت آباد» هم راه فرهادی را پیش گرفتند، اما مدتی قبلش «طلا و مس» به کارگردانی همایون اسعدیان، با فیلمنامه حامد محمدی و تهیه‌کنندگی منوچهر محمدی از راه رسیده بود. 
قهرمانانی بزرگ در مقیاسی کوچک 

هر چند خیلی‌ها «طلا و مس» را در ادامه فیلم‌هایی مثل «زیر نور ماه» اثر فاخر میرکریمی، درباره روحانیت دانستند اما می‌توان «طلا و مس» را در نگاهی بازتر، قصه آدم‌های معمولی که تبدیل به قهرمان می‌شوند دانست، اما نه قهرمان یک کشور و ملت، بلکه قهرمانی بزرگ اما در مقیاسی کوچک به نام خانواده.  حتی اثر بعدی این تیم یعنی «بوسیدن روی ماه» هم که روایت انتظار یک مادر شهید برای بازگشت پیکر فرزند شهیدش بود، از این جنس فیلم‌ها بود. مسیری که حالا با «فرشته‌ها با هم می‌آیند» ادامه پیدا کرده و روایتی است از زندگی واقعی مردمی واقعی با مشکلاتی واقعی. حال باید دید آیا «فرشته‌ها با هم می‌آیند» می‌تواند در ادامه «طلا و مس» جریان‌سازی کند تا این نوع قصه‌های سرراست و دوست داشتنی تبدیل به جریان اصلی سینمای کشور شوند یا نه؟
نظرات کاربران
کد امنیتی