اندر حکایت ابن جیم و زیر خاکی
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و زیر خاکی

نویسنده : ایمان فروزان نیا-محمد حسین وکیلی

نقل است که روزی ابوجارچی ابن جیم خراسانی در بیابان نشسته بود و زانوی غم در بغل گرفته، چون ابر تابستانی می‌گریست. جمعی از مریدان از آن حوالی می‌گذشتند و چون صدای گریه استاد خویش شنیدند، دوان دوان به سمت وی روان شدند و در راه از دریدن هیچ جامه‌اي دریغ نکردند و بر سر و صورت کوفتند تا به ابن جیم رسیدند. پس گفتند یا خفن؛ سبب این گریه چیست؟ ابن جیم گفت از برای آثار فرهنگی کشور گریه می‌کنم؟ مریدان گفتند: چی بابا؟! ابن جیم گفت: ای مریدان بدانید و آگاه باشید که رئیس سازمان میراث فرهنگی کشور گفته ایران یک موزه فرهنگی است و تنها 3 درصد از آثار تاریخی کشور ثبت شده و 97 درصد آثار تاریخی کشور همچنان در دل خاک هستند. 

مریدان گفت: نه بابا! پیرنا گفت: ها بابا! اگر من هم جای آن آثار بودم، با این شرایط نگه‌داری، همان زیر خاک می‌ماندم! به ناگاه یکی از مریدان نعره سر داد که چه نشسته‌اید که کلی آثار باستانی در زیر خاک انتظار ما را می‌کشد تا کشف و بعد هم به آن ور آب ردشان کنیم. پس مریدان از این ایده استقبال کردند و به کشیدن نعره مشغول شدند. ابوجارچی که شرایط را این‌گونه یافت؛ پول درآوردن را بر گریه و زاری ارجح دید و نعره زنان از برای یافتن زیر خاکی سر به بیابان گذاشت و و این از کرامات پیرنا بود!

نظرات کاربران
کد امنیتی
کانادا
کانادا
٩٣/٠٦/٠٣
٠
٠
سایت شما سبک جالبی دارد واقعا ممنون از شما
طراح
طراح
٩٣/٠٨/٠١
٠
٠
بسیار عالی بود ممنون