نویسنده‌ای که زنان را خوب می‌شناسد
نگاهی به آثار فریبا وفی

نویسنده‌ای که زنان را خوب می‌شناسد

نویسنده : ملیحه جهانبخش

اگر به دنبال خواندن رمانی پیچیده با حوادثی عجیب و غریب هستید یا قهرمانی که با انجام کارهای خارق‌العاده، در رویاهای‌تان با او همزاد پنداری کنید یا دوست دارید با یک سری از مسائل فلسفی درگیر شوید که ذهن‌تان برای رسیدن به پاسخ آن‌ها با مجموعه‌ای از گره‌های داستانی درگیر شود یا... اصلا رمان‌های «فریبا وفی» را به شما پیشنهاد نمی‌کنم!

دنیای رمان‌های فریبا وفی، شبیه زندگی‌های آرام و ساده‌ای ا‌ست که درحوالی بسیاری از ما جریان دارد... قهرمان‌هایی که ممکن است هر روز در محل زندگی، کار یا... به آن‌ها سلام کرده باشیم و از کنارشان بگذریم اما مانند وفی به ذهن‌مان هم خطور نکرده باشد که این آدم‌ها هر کدام می‌توانند شخصیت اول رمانی خواندنی باشند. 

فریبا وفی اگر چه با رمان «پرنده‌ من» در سال 1381 موفق شد بسیاری از جوایز ادبی را از آن خود کند، اما در رمان‌های بعدی‌اش، «رویای تبت» در سال 1381 و «بعد از پایان» در سال 1392 نیز بار دیگر با جلب نظر مخاطبان و منتقدان بسیار، ثابت کرد که ورود او به عرصه رمان‌نویسی اتفاقی نیست و با قلم ساده و روان و بی‌تکلف نیز می‌توان اعجاز کرد!

داستان‌هایی سرشار از حس زندگی 
فریبا وفی با نگاه ریزبین و ظریفی که دارد با همه حس‌هایی که سرشار از زندگی‌اند و قلمی که خیلی خوب زن‌ها را می‌شناسد از زندگی‌های روزمره از آدم‌های سیاه و سپید از رویاها، رنج‌ها، ناکامی‌ها و... همه و همه وام می‌گیرد تا با خلق رمان‌هایش، ساعت‌ها شما را با خود همراه کند! روحِ زنانه وفی چنان بر آثارش مستولی ا‌ست که نمی‌شود یکی از رمان‌های او را بخوانی و تصویری از زنان قصه‌هایش را در ذهن‌ات نسازی! با رویاهای‌شان همراه نشوی و با رنج‌های‌شان غصه‌دار! نمی‌توانی «پرنده‌ من» را بخوانی و قهرمانِ رمان یعنی زنی ساده و خانه‌دار، تو را با تنش‌ها وگرفتاری‌های زندگی‌اش همراه نکند... یا در رمان «ترلان» ماجراهای دختری تبریزی که سر از شغل پاسبانی در می‌آورد، تو را با خود درگیر نکند... نمی‌توانی «رویای تبت» را بخوانی و پا نگذاری به دنیای زنی که با همسرش کشمکش‌های بسیاری را پشت سر می‌گذارد و... . او حتی با چنان ظرافتی به توصیف حالات و ظاهر شخصیت‌هایش می‌پردازد که گمان می‌کنی شخصیت‌های داستان‌هایش «رویا»، «منظر»، «نسرین»، «ترلان» و... را جایی دیده‌ای یا آن‌ها را از قبل می‌شناسی! اما واقعیت این است که رویا، منظر یا.... نیمه پنهان زنانگی‌های مخاطبانی‌ است که با داستان‌های وفی همراه می‌شوند. شاید برای همین باشد که برخی معتقدند خانم‌ها خوانندگان پر و پا قرص رمان‌های او هستند.
آشتی با زنانگی‌های فراموش شده
در تمام داستان‌های وفی همیشه پای یک زن در میان است! در «رویای تبت»، سرگذشت زنی به همراه همسرش، در «پرنده‌ من»، روایتی از زنی خانه‌دار و ساده، در «بعد از پایان»، داستان مهاجرت دو زن یکی به خارج از کشور و دیگری دور از شهر خود، در «ترلان»، دختری با تقدیری جالب و... حتی در مجموعه داستانی «رازی در کوچه‌ها» پرداختن به موقعیت زنان و استقلال آنان و... شاید در نگاه نخست به دلیل ویژگی مشترک اغلب زنان داستان‌هایش که گریز از عادی بودن دارند، برخی وفی را به نگاه روشنفکرمآبانه متهم کنند اما می‌توان گفت تحلیل ظریف او در کشاکش اتفاق‌ها و نتیجه هوشمندانه‌ای که در رمان‌هایش رقم می‌خورد، حرف دیگری دارد!... به عنوان مثال وقتی در «بعد از پایان» نسرین تلاش می‌کند که از زندگی تکراری یک زن، شستن و پختن و... فرار کند، وقتی که به دنبال افکار روشنفکرانه، سر از کتاب‌های فمنیستی در می‌آورد و پس از مدتی سارتر زندگی‌اش را پیدا می‌کند، بعد از سال‌ها به این نتیجه می‌رسد که دلش زندگی ساده یک زن معمولی را می‌خواهد، وفی پس از روایت یک دوره از وقایع و اتفاق‌ها و... آرامش یک زن را گویی در همان زندگی عادی‌اش به تصویر می‌کشد! 
رمان‌هایی که نسخه نمی‌پیچند
وفی در داستان‌هایش برای هیچ‌کس نسخه نمی‌پیچـــد، شخصیت‌های داستان‌هایش اگر چه در درونِ هر کدام‌شان غوغایی برپاست اما اغلب آرام و بی‌تنش‌اند! منفعل نیستند اما به قول خودش «به دنبال شورش و بهم ريختن قاعده‌ بازي نيستند» زندگی می‌کنند مانند همه ما، زندگی‌ که به دلیل ملموس بودن برای مخاطب، او را با خود همراه می‌کند! شاید برای همین باشد که وقتی رمان‌های فریبا وفی را می‌خوانی یک جایی در یکی از داستان‌ها می‌توانی خودت را پیدا کنی! زنی قانع و آرام و ساده که اهل زندگی ا‌ست یا دختری جسور و مبارز که اهل جنگیدن برای فرار از روزمرگی‌هاست! فرقی نمی‌کند به جای قهرمان داستان باشی یا یکی از شخصیت‌های سیاه یا سپید رمان‌هایش! بالاخره خودت را پیدا می‌کنی!
نظرات کاربران
کد امنیتی