ما همه خبرنگار نیستیم!
پايان نامه

ما همه خبرنگار نیستیم!

نویسنده : سعيد برند

در تصاویر ماهواره‌ای «خبرنگارها» به چند دسته کلی خبرنگار اجتماعی، سیاسی، ورزشی و... تقسیم شده‌اند اما اگر از نزدیک به این موجودات بنگرید، با گونه‌های متنوع‌تری آشنا می‌شوید، مثل:

ضبط صوت نگارها: این گروه تنها کاری که از دست‌شان برمی‌آید حضور در جلسات خبری، تناول کیس و ساندیس روی میز، ضبط کردن گفته‌های مسئولان و سپس نوشتن هر آنچه شنیده‌اند می‌باشد. این گروه اصولا خبر را از تبر تشخیص نمی‌دهند!

خبرنگاران پرتابی: این موجودات به رسانه‌ای که در آن کار می‌کنند تنها به چشم یک سکوی پرتاب نگریسته و در آینده‌ نزدیک جذب همان جایی می‌شوند که سنگش را در رسانه مذکور و البته با پول بیت المال به سینه زده بودند. 

پول نگاران: این افراد را می‌توان دور و بر فوتبالیست‌های میلیاردی، ممنوع الچهره‌های سینما و از این قبیل محتاجان به رسانه پیدا کرد! این خبرنگاران از جیب این افراد تغذیه کرده و می‌دانند کجا باید به میخ بکوبند و کجا به نعل!

کپی‌کاران خبر: ابزار مورد نیاز برای این افراد یک عدد انگشت سبابه، یک فقره موس مجهز به گزینه copy و paste و البته یک عدد خودکار مشکی است! اینان هر آنچه در روزنامه‌ها و سایت‌ها می‌بینند، همچون قورباغه‌ای که مگس را در هوا می‌رباید، در کسری از ثانیه کپی می‌کنند و به نام خودشان منتشر می‌کنند. آن خودکار هم برای گرفتن عکس کنار یادداشت به کارشان می‌آید!

خبر چاق‌کن‌ها: از جمله «زرد پوستان» حوزه خبر می‌باشند که حریم شخصی و آبروی هر جنبنده‌ای را فدای فروش مجله یا آمار بازدید سایت خود می‌کنند. 

خبرنگاران مقعر: از نظر این گروه خود بزرگ بین، همه اشتباه می‌کنند جز آنان! همه هیچ چیزی نمی‌فهمند و آن‌ها همه چیز را می‌فهمند! 

جشنواره نویس‌ها: این گروه فقط از کودک دست فروش و بیمار نیازمند می‌نویسند اما نه برای گره گشایی که برای تندیس جشنواره‌های داخلی و خارجی!

و اما خبرنگاران واقعی: آن‌هایی که دغدغه‌شان رفاه و آسایش مردم و ایضا امنیت و پیشرفت کشور است، دغدغه‌ای که برایش روز و شب تلاش می‌کنند. روزتان مبارک!

نظرات کاربران
کد امنیتی
مرتضی ت خ
مرتضی ت خ
٩٣/٠٥/١٦
٠
٠
سلام آقای برند خدا قوت روزتونم مبارک
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
تا جامِ جهانی

جشنواره گل‌های «ساشا ایلیچی» در روسیه

٩٧/٠١/٢٨
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
فوتبال ایران هم نمونه‌های بسیاری از پسر و پدرهای فوتبالیست داشته است

پسر کو ندارد...

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠