اندر احوالات شیخنا و سریال «مدینه»
شاخ هفته

اندر احوالات شیخنا و سریال «مدینه»

نویسنده : مستر خاص-مهديه جوادي

مطلب:mr_khas

 

روزی  ابوجارچی بن جیم ابن خراسانی از کوی و برزنی عبور می‌کرد که ناگه عده‌ای از مریدان را گوشه‌ای در حال گاز زدن زمین یافت و چندین تن را در حال اسید خوردن و آن دیگری را مشغول تزریق آمپول‌های هوا به خود. شیخنا علت چنین حالی را جویا شد ولی جواب نشنید و گویی مریدان را خوابی بس عمیق فرا گرفته است که 6 سال طول بکشید. در شروع سال هفتم یکی از مریدان لب گشود و این فعل شیخ را شیرین آمد و سبب این هنگ شدید را از مرید جویا شد.

مرید سبب این پریشان حالی را  چنین دانست که چگونه می‌شود پنچری لاستیک عقب پاترول را در آینه بغل آن مشاهده نمود، که «مدینه» از ساحران نامی و به نام زمانه است. شیخ تا چنین آشفته حالی را دید، فورا سیخ  کبریتی را در آورده و آن را از وسط به دو نیم تقسیم کرد و سپس دستش را بالا آورد و دندانش را تمیز کرد و گفت: نمی‌دانم! لختی زمان می‌خواهم. در برخی کتب 4 شب و در کتب معتبرتر آمده است 4 سال شیخ به تفکر عمیق پرداخت تا سر انجام حیلتی مناسب یافت که لایک‌ها داشت و چنین شد که مریدان را جمع کرد و چنین گفت: مریدان من، «مدینه» از آینه بغل پنچری را ندیده است! شما را چه شده!؟ آیا بی‌اطلاع هستید از ویدئو چکی که روی پاترول نصب شده است؟! مریدان با شنیدن این کلام جملگی به ترتیب حروف الفبا جامه دریدند و وقتی  لباس مجازی سانسورینگ صدا و سیما را روی تن خود یافتند، آن را نیز دریدند و تا سالیان سال، ادامه یافت تا سرانجام جملگی مریدان توسط جنگجویان گروه دامول سرنگون شدند.

 

كامنت:مهديه جوادي

 

آقای خاص عزیز،  طنز خوبی در نوشته‌تان داشتید و خوشحالم استعدادهای بچه‌های سایت دارد کم کم فوران می‌کند. اما بنا به رسم «دیگر گفتند و ما نوشتیم، ما بگوییم و دیگران بنویسند!» لازم دیدم نکاتی را به شما بگویم. برای مواردی که نقد از یک فیلم یا موضوعی است که جای نگاه کردن به چند وجه وجود دارد، سعی کنید از چند جنبه به قضیه نگاه کنید. چون شاید همه مخاطبان، تمام قسمت‌های یک سریال را ندیده باشند و با آوردن چند نمونه، موضوع را عام فهم‌تر کنید. مثلا دیالوگ تکراری مدینه و دیگران بازیگران که مدام سراغ بهمن را می‌گرفتند و می‌گفتند :«بهمن کجاست؟» یا تبلیغ گل درشت یک موسسه مالی و اعتباری در سریال در حالی که می‌دانیم سود دریافتی این موسسات برای وام و شروع کار فضایی است و یا جملات قصار و فیلسوفانه تمام بازیگران از «عزیز» که یک معتاد است تا «بلبل» که یک مسافرخانه‌دار است، می‌توانست دستمایه‌های بیشتری برای مطلب زیبایتان باشد... 

قلمت همیشه خندان.

نظرات کاربران
کد امنیتی