بهروز، مرجان، مهدی و دیگران...
روي پرده

بهروز، مرجان، مهدی و دیگران...

نویسنده : سيد مصطفي صابري

خلاصه فیلم

همسر خانه‌دار یک بازیگر مشهور سینما ناغافل در فیلمی با او همبازی می‌شود و آن‌قدر مورد توجه منتقدان قرار می‌گیرد که حسادت شوهر معروفش را در پی دارد. در این بین چون شوهر مانع ادامه کار بازیگری همسرش یعنی شهدخت می‌شود، زن به‌حالت قهر به باغ پدرش می‌رود، ماجرا با بازگشت دختر خانواده از انگلستان ابعاد تازه‌ای هم پیدا می‌کند و... 

انتظارها به پایان می‌رسد

بهروز افخمی که در دهه‌های قبل به‌خصوص دهه 70 با فیلم‌هایش مخاطبان و منتقدان را به وجد آورده بود طی سال‌های اخیر اثر قابل توجهی به جز «سن پترزبورگ» نداشته و همه منتظر بودند تا ببینند او با فیلم جدیدش به روزهای اوج برمی‌گردد یا نه؟ البته «سن پترزبورگ» فیلم ضعیفی نبود اما برای کارنامه افخمی دستاوردی نداشت، اما «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران» در جشنواره سیمرغ بهترین فیلم را تصاحب کرد تا عطش مخاطب برای تماشای فیلم جدید افخمی بیشتر شود، فیلمی که خود افخمی فیلمنامه‌اش را بر اساس رمان همسرش «مرجان شیرمحمدی» که بازیگر فیلم هم هست نوشته! 

 

چرا فیلم را ببینیم؟

«آذر، شهدخت، پرویز و دیگران» فیلم سرخوشانه‌ای است، مثل «خط ویژه»، نه طنز تلخ «بی‌پولی» را دارد، نه قصه فانتزی «سن پترزبورگ» را، نه شوخی‌های دم دستی و نخ نمای فیلم‌های شانه تخم مرغی را. البته فیلم در خلال شوخی‌هایی که در موقعیت‌های مختلف ایجاد می‌کند حرف‌های عمیقی ندارد و این خاصیت فیلم‌های سرخوشانه است که اگر زیاد نمی‌خندانند، حرف‌های مهمی هم ندارند و فقط دورهم بودن شخصیت‌ها و حس‌و حال فیلم است که مخاطب را با خود همراه می‌کند. از طرفی فیلم تا حدودی قصه‌گو هم هست و دوست دارید پایان کار را بدانید هر چند در دو محور اصلی داستان پایان‌بندی شفافی وجود ندارد، اما پایان فيلم، چندان هم باز نیست و قابل حدس است. 

 

چرا ممکن است از فیلم لذت نبریم؟

مهم‌ترین دلیلی که ممکن است باعث شود فیلم ذهن مخاطب را آزار بدهد، این است که داستان با یک چیزی شروع می‌شود و با یک چیز دیگری ادامه مي‌يابد و با یک چیز دیگری تمام می‌شود. ماجرا با هنرپیشه شدن همسر شخصیت اول فیلم شروع می‌شود! با مشکل طلاق دختر خانواده ادامه مي‌يابد و با چالش ماندنش در ایران و امکان ازدواج مجددش به سمت پایان می‌رود و شما تازه می‌فهمید پرویز شخصیت اول نبوده و در کل معلوم نیست شخصیت اول داستان چه کسی است و محور اصلی فیلم چیست و ربط این خطوط داستانی به هم چیست و ... اشکال بعدی فیلم در این است که افخمی در استفاده از هنرمندی همسرش پا را از امثال داريوش مهرجویی فراتر گذاشته و نه تنها از داستان همسرش استفاده کرده، بلکه یکی از نقش‌های اصلی را هم به او سپرده و بازی نه چندان دلچسب «مرجان شیرمحمدی» که به جز «مرسدس» کیمیایی اثر قابل دفاعی در کارنامه‌اش ندارد، شده وصله نچسب بازی‌های خوب فیلم مثل فخیم‌زاده، خیراندیش، رامبد جوان و... نکته پایانی هم حجم نریشن‌های فیلم است که گاهی فیلم را تبدیل به اثری رادیویی می‌کند، نریشن‌هایی که نه مکمل داستان هستند نه بامزه!

 

نظرات کاربران
کد امنیتی