برو کنار  بـــاد  بیــاد!
7 روایت معتـــبر از عملی نامعتبر

برو کنار بـــاد بیــاد!

نویسنده : زهرا نخعي راد

خیلی‌ها‌یمان درگیرش هستیم. همه در هر جایی که هستیم. خیلی وقت‌ها هم به روی خودمان نمی‌آوریم که ما هم بله! فقط فکر می‌کنیم آن‌هایی که صاف صاف راه می‌روند و بادی به غبغب دارند و پا روی آن پا می‌اندازند و... از دماغ فیل افتاده‌اند! صفتی که کلمات امروزی‌اش، مثل خودشیفتگی را زیاد می‌شنویم اما سراغ خودش کم‌تر رفته‌ایم!

 

1

اين تکبر یعنی چه؟

«خود برتربينى‏»، «خود محورى‏»، «خودخواهى‏»، «برترى جويى‏» و «فخرفروشى» همه از خانواده تکبر است و پدر و مادر همه این‌ها، تکبر است. تکبر یعنی تمایل به بزرگ شدن! حالا یا آدم واقعا بزرگ است! یا توهم زده است که بزرگ است! همان حس آرامشی است که آدم وقتی خودش را با دیگران مقایسه می‌کند، برای خودش جایگاه ویژه‌ای درنظر می‌گیرد! به قول آقای پناهیان، بعضی‌ها بیش فعالی تکبر دارند. یعنی قبل از این که به جایی برسند و موقعیتی پیدا کنند، متکبر می‌شوند. بعضی‌ها هم پس فعالی تکبر دارند. همان‌ها که بعد از این که به جایی می‌رسند، تکبرشان اوج می‌گیرد.

 

2

از کجا آب می‌خوره؟!

یک بخشش به خودمان بر می‌گردد و یک بخشش به دیگران. وقتی از یک محرومیتی رنج می‌بریم و نمی‌توانیم با آن کنار بیاییم، چه به آن برسیم چه به آن نرسیم، می‌خواهیم این حس را با بزرگ شدن خود، جبران کنیم. اگر این حس محرومیت با طعم تحقیر همراه باشد که چه بدتر! مقایسه کردن هم از آن دام‌های خطرناک است. این که هی خودمان را با دیگران مقایسه کنیم و نخواهیم یک وقت از آن‌ها کم بیاوریم! حتی اگر کم هم آورده باشیم، مجبوریم خود را بزرگ نشان دهیم تا نقص خودمان را جبران کنیم.

گاهی هم دیگران مقصرند. دیگرانی که زیادی ناز ما را می‌خرند. تعریف‌ها و تشویق‌های بی جا، حسابی به این حس بزرگ بودن دامن می‌زند. 

بزرگان هم 4 ریشه برای تکبر ذکر کرده‌اند: عجب، کینه، حسد، ریا. دقیق که شویم می‌بینیم همه این‌ها با هم بی ارتباط نیستند.

 

3

مادرِ زشت اما موثر!

علاوه بر این‌که تکبر ریشه‌های زیادی دارد، خودش از آن سر شاخه‌هاست. از آن دست و دلبازها که وقتی می‌آید، با خودش خیلی از صفات دیگر را هم می‌آورد، یعنی کلی شاخه و برگ‌های ریز و درشت دارد. تا آن جا که خیلی از علمای اخلاق معتقدند مادر بسیاری از بدبختی‌ها و صفات زشت انسانی است. اگر کمی دقت کنید و یک حساب و کتاب معمولی انجام دهید و رفتارهای خانوادگی و اجتماعی را بررسی کنید، می‌بینید که خیلی از اختلافات خانوادگی، حسادت‌ها، لجبازی‌ها و حتی اتفاقات مملکتی را همین تکبر رقم زده است و همیشه پای تکبر در میان اختلافات ماست!

 

4

اولین کسی که از دماغ فیل افتاد...

چیزی که شیطان را با آن همه سابقه و عبادت و ... به زمین زد همین تکبر بود. حس بزرگ بيني که باعث شد نتواند در مقابل آدم سجده کند. از قدیم تا الان هم این حس در بشر کشته نشده و تقویت هم شده. نمونه‌اش زیاد است؛ از حکومت‌های طاغوتی زمان ائمه و علل شهید کردن‌شان گرفته تا جامعه جهانی امروز!

آدم لازم نیست پادشاه باشد تا سر بالا راه رود و دستور دهد و اِهن و اوهونی داشته باشد! تکبر آن قدر دم دستی است که هر با مقام و بی مقامی را درگیر خودش می‌کند. کم و زیاد دارد. آدم‌هایی بودند که پادشاه بودند اما متواضع؛ آدم‌هایی هم بودند که هیچ پست و مقامی نداشتند اما متکبر! حتی نقل است که پیامبر(ص) وقتی مجبور می‌شدند سخنی از امتیازات‌شان بگویند؛ بلافاصله می‌فرمودند: «و لا فخر» به اين معني كه «ولی به آن نمی‌بالم» و همه را از فضل خدا می‌دانستند تا مبادا به غرور دچار شوند!

 

5

پس چرا به خدا می‌گوییم متکبر؟

تکبر، نوعِ خوب هم دارد. آن هم در برابر خداوند. اصلا تکبر یکی از صفات خداست؛ چون همه بزرگی‌ها و عظمت‌ها برای اوست. برای همین هم هست که بنده‌ای که در صفتی از صفات خدا خودش را شانه به شانه خدا تصور کند و تکبر کند؛ با خدا مقابله کرده است. عبارتی از پیامبر اکرم(ص) هست که صریحا از قول خداوند می‌فرمایند: «کبریا، ردای من است و بزرگی، تن پوش من. پس هر که بر سر یکی از این‌ها با من بستیزد (یعنی بخواهد یکی از این دو لباس را بر تن خود کند)، او را در آتش افکنم.»

 

6

متکبرها چه شکلی‌اند؟!

خیلی از ما، کم یا زیاد با این صفت درگیریم! حالا یا می‌دانیم یا نمی‌دانیم. بدی تکبر این است که خیلی اوقات پنهان است. برای همین نشانه‌های تکبر، از خودِ احساس تکبر مهم‌تر است. چون آدم می‌تواند آن قدر توجیه کند تا تکبر را احساس نکند! اصلا خیلی از جاها هم نمی‌شود بروزش داد، اگر بروزش دهی ممکن است طرد شوی! اگر می‌خواهید خودتان را بشناسید، ببینید این نشانه‌ها را دارید یا نه!

منم و منم!: هی چپ می‌رود و راست می‌رود می‌گوید من این کار را کردم، من آن کار را کردم. این من خواسته یا ناخواسته از زبانش نمی‌افتد.

نه! نه! نه!: وقتی که بحث و مناظره‌ای است، حرف حق را نمی‌پذیرد! این طور وقت‌ها، عکس‌العمل این آدم‌ها، شروع به توجیه و دلیل تراشی کردن، برای اثبات نظر خودشان است. بالاخره آن قدر پیش می‌روند که حرف خودشان را به کرسی بنشانند. برایشان سخت است که اشتباه کرده باشند! در روایات هست که این نپذیرفتن حرف حق، از آن بدترین نشانه‌های تکبر است.

افت کلاس داشته باشد: اگر شخص فقیر و مستمند یا پایین‌تر از جایگاه او از او دعوت کند و او با میل نپذیرد. یا اگر او بخواهد آن‌ها را برای مجلسی دعوت کند عارش بیاید!

توقعات بی‌جا: آدم‌های متکبر، انتظارات زیادی از دیگران دارند و برای خودشان، زیادی احترام قائلند! چرا او به من سلام نکرد؟! چرا من باید این جا بنشینم؟! چرا این حرف را به من زد؟! و... کلا هم دوست ندارند نقد بشنوند و انتقادپذیر نیستند.

کلاس گذاشتن: دیده‌اید گاهی آدم با یک لباس یا یک کفش چه قدر حالتش عوض می‌شود. اصلا اگر از آن حسابی‌هایش باشد که دیگر راه رفتن آدم هم عوض می‌شود. خدا نکند یک ماشین گران قیمت هم زیر پایش باشد. مصادیقش هم الی ماشاءا... . همه این حس‌ها منشاءاش همان تمایل به بزرگ شدن است.

کم نیاورد!: وقتی از کسی تعریفی می‌شود، او به تقلا می‌افتد تا بدی‌هایش را هم بگوید یا این‌که دنبال این می‌گردد که خوبی‌های خودش را هم ضمیمه کند؟ خودمانیم خیلی‌ها توی موقعیت تعریف و تمجید، بادی به غبغب می‌اندازند و همه خوبی‌های داشته و نداشته‌شان را رو می‌کنند! این‌ها همه نشان این است که علاوه بر چاشنی حسادت، طرف کمی هم متکبر است.

انتقاد ناپذیری: یکی از نقاط ضعف این افراد، انتقاد است. اگر از آن‌ها انتقاد کنی از هم می‌پاشند. حالا یا انتقاد را قبول نمی‌کند و عذر و بهانه می‌آورد یا در درونش می‌خواهد شما را خفه کند! این جور آدم‌ها فکر می‌کنند که با این انتقاد شخصیت آن‌ها را زیر سوال برده‌اید و برعکس، عاشق تعریف و تمجیدند و دوست دارند شما ستایش‌شان کنید.

 

7

من‌ات را زیر پا بگذار!

برای این که این باد و منیت را از سرمان دور کنیم، دو راه است:

فکر و فکر و فکر

یک وقت‌هایی که آدم خیلی خودش را آدم حساب می‌کند، باید ببیند که چه آدم‌هایی درست و درمانی بهتر از او هستند که این قدر برای خودشان، کسی قایل نیستند. از آن بالاتر آن آدم‌ها هم حتی در برابر خدا هیچ‌اند! آدمی که با میکروبی ناچیز از پا می‌افتد، علمی که به آن فخر می‌فروشد با فراموشی از بین مي‌رود، با بادی زندگی‌اش کن فیکون شود و آبی که مایه حیاتش، قاتل جانش شود! با همه این فکرها دیگر آدم خجالت می‌کشد که خودی برای خودش قایل شود.

 

 ...

مرد عمل باش!

 کسانی که در هر جایی مقام و مسئولیتی دارند، بهتر است به کارهای پایین‌تر از مسئولیت‌شان هم مشغول باشند. مثلا هر از گاهی آن‌ها چای بریزند و برای همکاران بیاورند یا اگر استاد است، گاهی او باشد که برای دانشجویش بلند شود و... . در زندگی ائمه هم می‌بینیم که هیچ ابایی نداشتند که روی زمین کار کنند و بیل بزنند. 

 یک وقت‌هایی نشست و برخاست با بعضی آدم‌ها روی آدم تاثیر می‌گذارد. اگر این طور است باید کمی تجدید نظر کرد و با آدم‌هایی که متواضع‌اند، بیشتر نشست و برخاست داشت.

 اول شما باشید که سلام می‌کنید. روایت داریم که کسی که ابتدا سلام کند، از خطر کبر جدا می‌شود.

 اگر هم کار خیری کردید یا اگر از شما تعریف و تمجیدی شد به خدا نسبت دهید و بدی‌هایتان را به خودتان. تمرین نیاز دارد که واقعا این مسئله برایتان درونی شود. فقط باید این جا مواظب ریا هم باشید. هرچه هم که می‌خواهید از خدا بخواهید؛ ریز و درشت. این درخواست‌ها باعث تواضع آدم می‌شود. برای همین هم خداوند متعال به حضرت موسی وحی کرد که نمک طعامت را هم از ما بخواه. حتی گاهی این تواضع در اثر دعا مهم‌تر است از استجابت دعا!

 زیاد سجده کنید. اصلا اوج جریان خرد کردن در نماز رکوع و سجده است. این هم شما را در مقابل خدا خاضع می‌کند و هم کم‌کم در مقابل بندگان خدا.

 برخورد شما با آدم‌هایی که از شما سطح پایین‌ترند (چه از نظر مالی چه از نظر علمی و...) با آن‌هایی که بالاترند فرق نداشته باشد. با کوچک و بزرگ گرم بگیرید. خصوصا با کودکان. با کودکان زیاد بازی کنید.

 طرفِ موقعیت‌های تکبرزا نروید. درست است که باید با نفس‌تان مبارزه کنید و صورت مسئله را پاک نکنید، اما وقتی می‌بینید کشش‌اش را ندارید، قبول نکنید! یا اگر قبول می‌کنید از شرایطی که باعث می‌شود مغرور شوید، دوری کنید. مثلا این که همه به شما سلام می‌کنند یا همه دورتان جمع می‌شوند و... . پیامبر(ص) در این موقعیت‌ها، کارهای عکس انجام می‌دادند. مثلا روزی به سمت بقیع می‌رفتند و اصحاب به دنبال‌شان. یک باره توقف کردند و گفتند از من جلوتر راه بروید. وقتی از ایشان پرسیدند، گفتند: «به‌راستی صدای کفش‌های شما را شنیدم، ترسیدم که (در نفس و روحم) چیزی از تکبر واقع شود؛ (لذا گفتم جلوتر حرکت کنید).»

نظرات کاربران
کد امنیتی