کریمی، شماره هشتی که تکرار شدنی نیست
محرمانه مستقيم

کریمی، شماره هشتی که تکرار شدنی نیست

نویسنده : سيد مصطفي صابري

علی کریمی چند روز قبل در حالی‌که در 35 سالگی اگر نه به خوبی روزهای اوجش، اما همچنان با طراوت بازی می‌کرد از فوتبال خداحافظی کرد. شماره 8 تیم ملی از همان حدود 17 سال قبل که با پیراهن یک تیم گمنام در مسابقات فوتسال جام رمضان چشم‌ها را به خود خیره کرد تا همین اواخر که به امید بازگشت به پرسپولیس و پوشیدن پیراهن تیم ملی، در تراکتورسازی با انگیزه فراوانی توپ می‌زد همیشه خاص بود، هم موفقیت‌هایش خاص بود، هم اشتباهاتش، کریمی در فوتبالی که به تب شهرت مبتلاست از توی چشم بودن گریزان بود و همین باعث شد کارهای خوبش کمتر رسانه‌ای شود و مخالفینش هم مجال بیشتری برای پرداختن به او داشته باشند و در کل اشتباهاتش بیشتر دیده شود، با این‌حال کریمی فقط ستاره و کاپیتان پرسپولیس نبود، بلکه مثل مرحوم ناصر حجازی فراتر از رنگ‌ها، محبوب همه کسانی بود که به صداقت و یکرنگی و مردانگی احترام می‌گذاشتند و از تملق و چاپلوسی و نان به نرخ روز خوردن متنفر بودند. کریمی یک‌جورهایی در بازگشتش از اروپا به لیگ ایران تبدیل شده بود به وصله نچسب این فوتبال، فوتبالی که بیشتر مدیرانش ورزشی نبودند، فوتبالی که بازیکنانش مصاحبه می‌کنند و فردایش تکذیب می‌کنند، فوتبالی که برخی مربیانش جایگاه خودشان را به جایگاه تیم‌شان در لیگ ترجیح می‌دهند... حتماً کریمی هم در مواردی اشتباهاتی داشته اما آن‌چه او را با گذشت زمان ماندگار و محبوب‌تر خواهد کرد نه توانایی‌اش در بازی با هر دو پا بود، نه دریبل‌های منحصر به فردش، بلکه احترام او به مردم و هواداران و دفاعش از حق به هر قیمتی بود... کریمی خاص بود به این خاطر که با تکیه بر توانایی‌هایش محبوب شد نه با تحریک تماشاگران حریف، کریمی خاص بود برای این‌که بارها در برنامه‌های زنده ورزشی مخالفینش صحبت کردند و او در مقام پاسخگویی پشت خط نیامد، خاص بود چون حوصله سر و کله زدن با رسانه‌ها را نداشت اما سر چهار راه با کودکان کار گپ می‌زد و بعد از هر بازی جانبازان کنار زمین را در آغوش می‌کشید و از همه مهم‌تر به مردم و شعورشان احترام می‌گذاشت، در لفافه و با مصلحت‌اندیشی صحبت نمی‌کرد. شاید خیلی‌ها بگویند او حاشیه‌ساز و تیم خراب‌کن و... بود، اما نباید فراموش کرد آدم حاشیه‌ساز معمولاً به‌خاطر منافع شخصی خودش اظهارنظر می‌کند نه منافع جمع، به‌عنوان مثال کریمی می‌توانست از وضعیت کمپ تیم ملی در زمان علی دایی انتقاد نکند تا زمینه پشت خط تیم ملی ماندنش فراهم نشود و... کریمی حتی اگر اهل رکورد و منافع شخصی بود، می‌توانست با گرفتن چند عکس همراه سیاستمداران و... که این‌روزها بین ورزشکاران رایج شده رکوردهای زیادی را جابه‌جا کند یا لااقل زمینه حضورش در جام جهانی برزیل را فراهم کند. تماشاگران حرفه‌ای فوتبال می‌دانند او در سال 2007 و در 28 سالگی به باشگاه 100 تایی‌های فیفا پیوست و اگر از آن زمان تا امروز لااقل در 70 درصد بازی‌های ملی حضور پیدا می‌کرد به‌راحتی می‌توانست به رکورد عجیب و دست نیافتنی 200 بازی ملی نزدیک شود. البته حسرت‌های زیادی درباره او و توانایی‌های فردی‌اش وجود دارد، آن‌هایی که بازی‌های او مقابل تیم ملی آلمان، یونان، آث رم ایتالیا، کره جنوبی و... را به‌یاد دارند می‌دانند اگر تنبلی و روابط عمومی نسبتاً ضعیف جادوگر نبود، می‌توانست به‌مراتب بیشتر از این‌ها در اندازه‌های جهانی بدرخشد، اما حالا که به ایستگاه آخر بازی‌اش در فوتبال رسیده چه بخواهد، چه نخواهد و چه بخواهند و چه نخواهند کریمی فوتبالیست تکنیکی و بی‌حوصله ما به‌خاطر لذتی که از فوتبال نابش بردیم و به‌خاطر رفتارهای خوبش خارج از مستطیل سبز مثل یاری به نیازمندان و آن مقدار از کمک‌های او برای درمان بیماران که رسانه‌ای شده و... بخش بزرگی از خاطرات فوتبالی ماست که تکرار شدنی نیست.

نظرات کاربران
کد امنیتی