اندیشیدن  به سبک قدر
خدا خواسته چطور و به چی فکر کنیم؟

اندیشیدن به سبک قدر

نویسنده : اعظم عامل نيك

بعضی‌ها مدام فکر می‌کنند... بعضی‎ها می‌گویند سر هرچه سبک‌تر باشد، راحت‌تری! بعضی‌ها هر شب به فردایشان فکر می‌کنند، بعضی ها همیشه قرار است فردا فکر کنند، بعضی‌ها فقط وقتی مشکلی پیش بیاید فکر می‌کنند، بعضی‌ها پیش از آمدن مشکلات به راه حل‌ها می‌اندیشند. کله بعضی‌هامان مثل ساعت کار می‌کند، کله بعضی‌هامان پوک پوک است. بعضی‌ها منفی فکر می‌کنند، بعضی‌ها مثبت فکر می‌کنند، بعضی‌ها به پول فکر می‌کنند، بعضی‌‌ها به بی پول‌ها فکر می‌کنند. تو چطور فکر می‌کنی؟ تو کی‌ها فکر می‌کنی؟ تو به چی فکر می‌کنی؟ با خودمان گفتیم حالا که در فرصت مبارک ماه رمضان هستیم و شب‌های روشن قدر را برای اندیشیدن به گذشته و آینده‌مان پیش رو داریم، کمی به  «فکر کردن» آن جوری که خدا  و اولیا و بزرگان دین گفته‌اند، بپردازیم به این امید که از فرصت شب‌های قدر استفاده بهتری کنیم.

چرا فکر کنیم و چه جوری فکر کنیم؟

همه چیز از سوال شروع می‌شود

می‌گویند تفکر یعنی فکر کردن برای کشف یک چیز نامعلوم و مجهول. یعنی این‌که مخت را به کار بیندازی تا چیزی را که توی کله‌ات به شکل یک علامت سوال ظاهر شده کشف کنی. خدا هم در قرآن سوال می‌پرسد و گاهی با سوال شروع می‌کند. سوال‌هایت را پیدا کن.

مثل نیوتن به اتفاق‌ها توجه کن

به آسمانی که بلند است، به بارانی که از آن فرو می‌ریزد، به قومی که یک‌باره هلاک شده‌اند. از ما می‌خواهد که توجه کنیم و تو اگر نکته‌اش را گرفته باشی از این به بعد می‌دانی که در هر حادثه‌ای پیامی وجود دارد و او در آن با تو حرفی دارد و تو نمي‌تواني‌ از اين‌ پيام‌ و از اين‌ حرف‌ به‌ راحتی بگذري؛‌ بلكه‌ آن‌ را زيرورو مي‌كني‌ و در آن‌ تدبر مي‌كني‌ و آن‌ را ارزيابي‌ مي‌کنی‌. درست مثل نیوتن که از دل یک حادثه معمولی یک قانون مهم را کشف کرد.
از فکرت بخواه نتیجه‌گیری کند

حالا نوبت فکر توست که با این تجربه‌ها و آگاهی‌هايی که به دست آمده به نتیجه‌ای برسد. نشانه‌ها را مثل تکه‌های پازل کنار همه بگذارد و تصویر جدیدی را کشف کند. لامپی را در ذهن تو روشن کند و تو به «آهانی» برسی و فریاد بزنی: یافتم.
با کمک عقل موانع را شکست بده

اما هنوز یک قدم دیگر مانده است. فکر ما برای رسیدن به نتیجه باید از پیش داوری و تقلید و تعصب به دور باشد. برای همین قرآن ما را به تعقل  و سنجش دعوت می‌کند و می‌گوید در همه آنچه ذکرش رفت برای ما نشانه ایست اگر اهل تعقل باشیم. 
به چی فکر کنیم؟

حالا که با این روش فکر کردن آشنا شدی، بیا به فهرستی که خدا برای فکر کردن‌مان پیشنهاد داده، نگاهی بیندازیم...
به خودت فکر کن
تو چه کسی هستی؟ خدا چرا تو را آفرید؟ آدم ها چرا باهم فرق دارند؟... اول از همه و بیشتر از همه قرار است به خودت فکر کنی. با تفکر در خویش به قدر و اراده و ارزش خودت پی می‌بری و  در نتیجه نقش خودت و ادامه خودت را کشف می‌کنی.
به نیازهایت فکر کن

تو برای خودت چه می‌خواهی؟ توی زندگی دنبال چه هستی؟ چه چیزی راضی‌ات می‌کند؟ خواست‌های دیروزت با امروزت چه تفاوت‌هایی کرده؟ با این سوال‌ها شروع کن و نیازهایت را بشناس. وقتی همه نیازهایت را بشناسی و همه آن چه را که می‌خواهی ببینی، دستت می‌آید که چقدر کار داری، آن وقت می‌دانی که نمی‌شود معطل یک نیاز ماند و پای یک خواستن نشست. نیازهایت را بررسی می‌کنی و امکان‌هایت را شناسایی می‌کنی و برای هر کدام به اندازه اهمیتش برنامه‌ریزی.
به داشته‌هایت فکر کن

تو چه استعدادهایی داری؟ از پس چه کارهایی برمی‌آیی؟ دارایي‌ات چیست؟... بیشتر ما آدم‌های معمولی هستیم. استعدادها و داشته‌هایمان هم محدود و اندک هستند. حروف الفبا هم محدود و مشخص هستند ولی با ترکیب همین حروف این همه کلمه و جمله و ترکیب‌های تازه به وجود آمده است. به داشته‌هایت و ترکیب آن‌ها فکر کن.
به طبیعت فکر کن

ما چرا آفریده شده‌ایم؟ این دنیا برای چیست؟ قرار است به کجا برویم؟ این زمین و آسمان برای چه هستند؟ این همه موجودات جور واجور برای چه خلق شده‌اند؟ گردش ماه و خورشید برای چیست؟ این‌ها همه سوالاتی است که خدا با نگاه کردن به طبیعت پیش روی تو قرار داده است. به طبیعت نگاه کن و این‌ها را از خودت بپرس. خودت را با گیاه و سنگ و پرنده مقایسه کن. چه اتفاقی افتاده است؟ این‌ها تو را به خالق‌شان می‌رسانند و درباره نقش تو در هستی حرف می‌زنند. شروع کن سوال هایت را بپرس، امسال شاید شب قدر تو فرا رسیده باشد. 
به تجربه‌هایت فکر کن

گاهی سنگ را باید با سر خود تجربه کنیم. اینجا وقت محاسبه و حساب پس دادن به خودمان است. من چه کردم؟ چرا رفتم؟ چرا دیدم؟ پس حواست باشد که به تجربه‌هایت فکر کنی و با سنجش و ارزیابی آنچه کرد‌ه‌ای، ادامه دهی.
به تاریخ فکر کن

در روایتی آمده است که امام صادق توصیه می‌کنند وقتی به ویرانه‌اي رسیدی، بپرس: «آنان كه در تو ساكن بودند، آنان كه تو را ساختند، كجايند؟ تو را چه مي‌شود؟ چرا سخن نمي‌گويي؟!» با توجه به داستان گذشتگان تو صاحب تجربه آن‌ها می‌شوی و از آن بهره می‌بری.
 به اندازه‌ات فکر کن

قدر تو چیست؟ اندازه و ارزش خودت را بشناس. وقتی شماره لباس و کفشت را می‌دانی که چقدر است دیگر در میان هزاران کفش و لباس گم نمی‌شوی. می‌دانی چه چیز در حد و اندازه توست و کدام مغازه کالایی را که تو می‌خواهی دارد. پس به هر دکانی نمی‌روی و در یک مغازه یک عمر نمی مانم  و به راحتی از آن می‌گذری.
نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
برگزیده سایت

بازخوانی

٩٦/٠١/٣١
آنتن

دلیل قطع تماس‌های صوتی تلگرام مشخص شد!

٩٦/٠١/٣١
پایان نامه

پول نارنگی، ما و این همه حادثه!

٩٦/٠١/٣١
نصیرزاده رئیس سابق کمیته تدوین مقررات فدراسیون در گفت‌و‌گو با جیم:

درج ستاره استقلال و پرسپولیس بر اساس تلقی خودشان است

٩٦/٠١/٣١
ذهن زیبا

ذهن زیبا 481

٩٦/٠١/٣١
کافه جهان نما

ژاپن، سرزمین آفتابِ تابانِ احترام

٩٦/٠١/٣١
جارچی

جارچی 482

٩٦/٠١/٣١
شگرد خفن

کدام خبر درست است؟

٩٦/٠١/٣١
ستاره استقلالی‌ها واقعی‌تر است یا ستاره‌ای که به پیراهن پرسپولیس اضافه می‌شود؟

ستاره سُرخ در آسمان کُری

٩٦/٠١/٣١
مروری بر نویسندگانی که با آثارشان هیجانی ویژه در میان کتاب‌خوان‌ها ایجاد کردند

داستان موج‌ها و موج‌های داستانی

٩٦/٠١/٣١
درباره اظهار نظر عجیب سرمربی پرتغالی تیم ملی که به مذاق پرسپولیسی‌ها خوش نیامد

طبقه‌بندی هواداران به سبک استاد کی‌روش!

٩٦/٠١/٣٠

داستان ستاره‌ها

٩٦/٠١/٣١

ستاره‌ها در آسیا

٩٦/٠١/٣١
شاخ هفته

نسل تنهای ما

٩٦/٠١/٣١
دات کام

آتلیه سرخود بشوید

٩٦/٠١/٣١
نگاهی به فیلم «خشکسالی و دروغ» با حضور محمدرضا گلزار

مخاطب پسند و قصه‌‌گو

٩٦/٠١/٣١
تلگجیم

تلگجیم 482

٩٦/٠١/٣١
حکایت هفته

اندر حکایت برنامه هفت و افخمی که رفت

٩٦/٠١/٣١
فتوچاپ

فتوچاپ 482

٩٦/٠١/٣١
جالباسی

کلاهی که نسل پرندگان را منقرض می‏کرد!

٩٦/٠١/٣١
تبلیغات
تبلیغات