اندر حکایت مریدان و شلوارک
حكايت هفته

اندر حکایت مریدان و شلوارک

نویسنده : محمد حسين وكيلي-ايمان فروزان نيا

آورده‌اند که روزی ابوجارچی‌ابن جیم‌ابن خراسانی در بیابان می‌رفت که از دور کاروانی را دید جمیعا شلوارک پوش؛ چون نزدیک‌شان شد، مریدان خویش را بدان حال یافت و از حیرت انگشت بر دهان گرفت و قبل از این‌که مریدان کلامی بگویند، کمربند از نیام بکشید و چنان مریدان را کبود و سیاه کرد که یک نقطه سالم بر بدن‌شان نماند.

چون این رفتار بر مریدان برفت، آنان زاری بسیار کردند و ابن جیم را گفتند: یا خفن؛ همانا ما هم مثل بازیگران ایرانی که به جام جهانی رفتند، مظلومیم! زیرا آنان هم به جرم شلوارک پوشیدن تهدید شدند به ممنوع الکار شدن. حال که تو بر ما ظلم می‌کنی ما به سراغ مراد دیگری می‌رویم و از مریدی تو، سخت دست بشستیم.

ابوجارچی چون این بشنید به خنده بیفتاد و گفت: فقط سراغ گوشت فروش‌ها نروید که سرشان شلوغ است!

مریدان گفتند: یعنی چی؟!

ابن جیم گفت: مگر نشنیدید که سیدجواد هاشمی که همانا سرپرست بازیگران به برزیل رفته بوده است، گفته واقعا اگر ما این‌قدر بیچاره شده‌ایم که سازمان صداوسیما هم از ما حمایت نکند پس بگویند تا برویم سراغ صنف گوشت‌فروش‌ها تا از آن‌ها بخواهیم از ما حمایت کنند.

مریدان چون این حکمت بشنیدند، جامه‌ها دریدند و نعره‌ها زدند و قدقدکنان به سمت صنف مرغ‌فروشان روانه شدند.

نظرات کاربران
کد امنیتی
تبلیغات
تبلیغات