چقدرخوبیم ما...!
مردم از ماه شدنشان در ماه مبارک رمضان می‌گویند

چقدرخوبیم ما...!

نویسنده : امير سعيد صبا

«... همیشه ضرب‌المثل‌ها درست از کار در نمی‌آیند، این که می‌گویند «روی یک نقطه این قدر بایست تا علف زیر پایت سبز شود» هم از این ضرب المثل‌هاست»... این فکرها را از ذهنم عبور می‌دادم و هر از گاهی به کف کفشم که به آسفالت داغ خیابان چسبیده بود نگاهی می‌انداختم که ببینم چیزی سبز شده است یا خیر؟! اما این که می‌گویند اگر فکرت درگیر باشد متوجه گذشت زمان و البته گرسنگی و تشنگی نمی‌شوی کاملا صحت دارد، هنوز در همین افکار بودم که یک خودروی شاسی بلند جلوی پایم ترمز گرفت، اول فکر کردم راننده می‌خواهد آدرس بپرسد ولی طولی نکشید که باد خنک کولر خودرو صورتم را نوازش کرد، لطف آن آقای شهروند که نمی‌دانم که بود دم افطاری بدجور چسبید!

گزارش پیش روی شما با روایت چند نما از حال و هوای این روزهای شهر به یک چرایی می‌پردازد، «چرا»هایی که «چون»هایش دست خود ماست، در این گزارش می‌خواهیم بدانیم چرا ما در ماه مبارک رمضان مهربان‌تر می‌شویم؟ چه می‌شود که یک شهروند برای دیگری در نقش راننده تاکسی ظاهر می‌شود، آن هم یک تاکسی شیک و صلواتی! چه می‌شود که مردم بیشتر مراعات حال یکدیگر را می‌کنند؟ چه چیزی باعث می‌شود حقوق همدیگر را رعایت کنیم؟ پرخاشگر نباشیم، حتی اگر عده‌ای روزه نیستند در 
 ملاء عام اقدام به روزه خواری نمی‌کنند؟ چرا به نسبت مابقی ماه‌های سال، بیش‌تر از گناه دوری می‌کنیم؟ و ...
در این 30 روز بسیاری از افراد جامعه تحت تاثیر برکات ماه رمضان قرار می‌گیرند و برای بازنگری در رفتار و کردارشان می‌کوشند. شاید برای همین است که هر ساله با فرارسیدن ماه مبارک رمضان معمولا شاهد کاهش برخی از جرایم و ناهنجاری‌های اجتماعی هستیم. 
آنچه در ادامه می‌خوانید تغییراتی است که شما در رفتار خودتان احساس کردید؛ چیزی شبیه اصلاحات رمضانی...

می‌شود جور دیگر بود

علیرضا 45 ساله، شغل آزاد/ نزدیک افطار که می‌شود حسابی سردرد می‌گیرم، علاجش هم این است که چشمانم را ببندم و نیم ساعت استراحت کنم. تازه از سر کار برگشته بودم و روی تخت فرو رفته بودم که باز همان سر و صداهای همیشگی بلند شد. داد و بیدادهای زن و شوهر همسایه و جیغ‌هایی که گویی هیچ وقت تمامی ندارد. هر چه چشم‌هایم را بیشتر فشار دادم، هر چه گوش‌هایم را بیشتر گرفتم و از این شانه به آن شانه شدم فایده نداشت، زن همسایه تازه پای فک و فامیل شوهر را وسط کشیده بود و مرد جوان هم ظاهرا به سراغ کاسه بشقاب‌های آشپزخانه رفته بود... دیگر طاقتم طاق شد از اتاق بیرون آمدم تا یکبار برای همیشه سنگم را با این خانواده آشفته وا بکنم، از در اتاق که آمدم بیرون، همسرم را دیدم که داشت بشقاب‌‌های آش را سر سفره افطاری می‌چید، او که متوجه عصبانیت من شده بود، فقط یک جمله گفت: مراقب روزه‌ات باش.
وقتی به اتاق برگشتم دیگر خبری از آن سر و صداها و داد و بی‌دادها نبود، ظاهرا کاسه آش کار خودش را کرده بود. فقط باید افطار را با همان نان و سبزی و خرما اکتفا می‌کردیم!!



وقتی خوبی، خوبی می‌آورد

سمیرا 29 ساله، خانه‌دار/ شاید هیچ چیز برای یک خانم جوان سخت‌تر از این نباشد که پشت سر یک اتوبوس بدود و درست وقتی نزدیک اتوبوس می‌شود، راننده گازش را بگیرد و برود! و تو بمانی و نگاه‌های دیگر مسافرانی که در ایستگاه منتظر آمدن اتوبوس مد نظرشان هستند. دیروز ظهر وقتی به سمت اتوبوس دویدم باز هم این ماجرا تکرار شد! اما راننده که بلافاصله مرا از داخل آینه دیده بود، کمی دورتر از ایستگاه ترمز زد و در را باز کرد تا من هم بتوانم سوار شوم. هر چند فرصت نشد از او تشکر کنم ولی شب که در تلویزیون شنیدم سازمان خون با کاهش ذخایر خونی روبه رو است، تصمیمم را گرفتم، این بهترین راه برای جبران محبتی است که به من شده بود.

سلام به دنیای حقیقی

دانیال 22 ساله، دانشجو/ به نظرم از شیشه هم اعتیادآورتر است، تلفن همراهم را می‌گویم؛ این قدر به او وابسته شده‌ام که لحظه‌ای نمی‌توانم ترکش کنم. وایبر، واتس‌آپ و لاین این روزها سه همدم من شده‌اند، همدم که چه عرض کنم شاید بهتر است بگویم رفیق ناباب. از درس و کار و زندگی آدم را می‌اندازد. حداقل در 10 تا گروه لطیفه عضو هستم و خودم هم یکی دو تا گروه را مدیریت می‌کنم. راستش بعضی اوقات عذاب وجدان هم می‌گیرم وقتی غیبت و تمسخر و توهین جای خودش را با لطیفه‌ها عوض می‌کند، اما الان چند روز است که به هیچ گروهی سر نزدم، بچه‌ها فکر می‌کنند رفته‌ام مسافرت، آخرین جوک‌ها را نشنیدم ولی وقتم را طور دیگری سپری می‌کنم. جالب اینجاست که بعضی روزها کلی وقت هم اضافه می‌آورم! نمی‌دانم این حال خوبم را مدیون داشتن دو سیم کارت هستم یا مدیون این مهمانی الهی؟!

مهمان خوانده شده

مجتبی 35 ساله، کارمند/ از آن کارمندهایی است که با یک کیلو عسل هم نمی‌توانی قورتش بدهی، همیشه دیر می‌آید و زود می‌رود، یا با ارباب رجوع دعوا راه می‌اندازد یا سرش به بازی‌های تلفنش گرم است، وقتی فامیل رئیس هم که باشد کسی جرات تذکر دادن به او را ندارد، اما چند روزی است که حالش خوب شده، با خوشرویی جواب مردم را می‌دهد، وظیفه‌اش را به گردن همکاران نمی‌اندازد، سر وقت می‌آید و سر وقت هم می‌رود! تازه همین امروز در حق یک ارباب رجوع لطفی کرد که اصلا جزو وظایفش نبود! دیدم این تغییر بدون پاسخ نمی‌شود، کارت را از کیفم درآوردم و بهش دادم. کارتی که یک سال برای به دست آوردنش انتظار کشیده بودم. افطاری در حرم امام رضا(ع) آن‌چنان لذتی دارد که حالا حالاها طعمش را فراموش نخواهد کرد.

کاهش 80 درصدي آسيب‌هاي اجتماعي و ارتکاب جرايم

دکتر مجيد ابهري، استاد دانشگاه و آسيب‌شناس اجتماعي/ طبق تحقيق علمي انجام شده، آمار جرايم و آسيب‌هاي اجتماعي در ماه مبارک رمضان تا ۸۰ درصد کاهش مي‌يابد، اين کاهش به دليل فضاي معنوي و روحاني ايجاد شده در اين ماه است. در وقوع ناهنجاري‌هاي رفتاري عوامل متعددي نقش دارد، به عنوان مثال از نظر آسيب‌شناسي اجتماعي شرايط محيطي مثل سرما يا گرما يا شب و روز تاثير قابل ملاحظه‌اي در وقوع جرم و نوع آن دارد. در تابستان و در هواي گرم بزهکاري هايي مانند نزاع و پرخاشگري افزايش مي‌يابد در حالي که در فصل زمستان آمار سرقت بيشتر از فصل تابستان است. عوامل معنوي و مذهبي نیز در گسترش رفتارهاي صحيح اجتماعي نقش مستقیمی دارد، البته براي گروه‌ها يا ملت‌هايي که ديدگاه‌هاي ارزشي و مذهبي ندارند، ممکن است تحليل اين موضوع کمی دشوار باشد، اما حتي در جوامع غربي نيز عوامل معنوي تاثير مستقيمي بر رفتارهاي مردم دارد. به عنوان مثال در روز عيد پاک در کشورهاي اروپايي که اغلب مسيحي هستند، کمک به مستمندان و نيازمندان خيلي بيشتر از روزهاي ديگر است. در کشور ما که تحت تاثير مستقيم و عميق باورها و ارزش هاي ديني است، روزها و مناسبت‌هاي ويژه به خصوص ماه مبارک رمضان، اثر مستقيم بر کاهش جرايم و ناهنجاري‌هاي رفتاري دارد که اصلي‌ترين علت و فلسفه اين فرآيند فضاي معنوي حاکم بر اين ايام است.
نظرات کاربران
کد امنیتی