اندر حکایت مریدان دل‌آرام و دلواپس!
حكايت هفته

اندر حکایت مریدان دل‌آرام و دلواپس!

نویسنده : مريم غلامزاده-مهديه جوادي

روزی مریدان ابوجارچی ابن جیم خراسانی نزد استادنا و پیرنا رفتند در حالی که عده‌ای قلم و دفتر به دست در حال محاسبه شیب ملایم بودند و دیگرانی در بحر مکاشفات و تفکرات مبهوت بودند و دهان‌شان باز. پیرنا چون دسته اول مریدان را بدید با خود اندیشید که چه مریدان فرهیخته‌ای دارد و به خود بالید و به مریدان دوم نیز افتخار کرد. مریدان به ابن جیم گفتند: «خب چرا نمی‌پرسی چی شده؟» و ابن جیم گفت: «خب چه شده؟» مریدان دسته اول گفتند: «یا خفن! بذرپاش نماینده مجلس خطاب به هواداران دولت گفته: فکر می‌کنید دل آرامید؟ اما با شیب ملایم دلواپس هستید!» و مریدان دسته دوم گفتند: «کواکبیان دبیر حزب مردم‌سالاری گفته: فلسفه برگزاری همایش «دل‌آرامیم» برای اعلام عدم «دلواپسی» است و در عین حال این بحث به معنای نداشتن دغدغه و نقد نیست.» ابوجارچی مریدان را گرد خویش جمع کرد و گفت حال بشنوید که حجت‌الاسلام‌والمسلمین زائری گفته: «ما چه دلواپس باشیم و چه دل‌آرام، چه بخواهیم بچه‌های‌مان کتاب دینی بخوانند، چه کتابی غیر از آن،‌ فرقی نمی‌کند،‌ چون واقعیت این است که بچه‌های ما اصلا کتاب نمی‌خوانند.» مریدان چون این بشنیدند جملگی خوشحال گشته و با هم فریاد زدند: «هوراا» و هیچ‌کس دلیل این رفتار آنان را ندانست و این بود از کرامات مریدان!

 

نظرات کاربران
کد امنیتی