ذهن‌زيبا

ذهن‌زيبا

نویسنده :

------------***------------

با چادر نماز رويت را مي‌پوشانم

------------***------------

قلبم

تخته سياه تنگ و شلوغي است

که نامت را

گوشه‌ي خلوتي از آن

نوشته‌ام

آه

در ازدحام لحظه‌ تعطيل

دستي به شيطنت

- همه را-

پاک کرده‌است.

سيد ضياءالدين شفيعي

------------***------------

با من برنو به دوش ياغي مشروطه خواه

عشق کاري کرده که تبريز مي سوزد در آه

حامد عسگري

------------***------------

گاه بي دل و دماغ مي‌کند

گاه شور و شوق کار مي‌شود

عشق تو

هر دقيقه اي به شيوه‌اي

در نهانم آشکار مي‌شود

محمدمهدي سيار

------------***------------

زاهد! تو هم برافروز شمع غرور طاعت

رحمت در اين شبستان پروانه‌ گناه است

بيدل

------------***------------

در باغ

زير درخت

عاشق که مي‌شديم

دو پرنده بر درخت عاشق مي‌شدند

افسوس!

ما دو پرنده نبوديم

علي‌محمد مودب

------------***------------

ما همه

سرانجام خم مي‌شويم

بر درگاه امامزاده‌‌اي

و مي‌شکنيم

کنار سنگ مزاري

و عکس يادگاري مي‌گيريم با کسي

به نام کوچک مرگ.

عليرضا قزوه

------------***------------

اي ره عشقت ز مو باريک تر

از رگ گردن به ما نزديک تر

در يکي قطره دو صد درياي راز

قطره دريا ساز و دريا قطره ساز

عماد خراساني

------------***------------

مرگ آمده و به بخت ما پا زده است

خود را به دروغ زندگي جا زده است

يک بي در و پيکر سياه خالي است

انگار مغول به خانه ما زده است

جليل صفربيگي

------------***------------

خنده‌هاي نمکين‌ات دل زخمي را برد

آه لبخند غم انگيز من از ناچاريست

مريم رزاقي

------------***------------

درپرده‌ سوز و ساز هم مي‌خنديم

با داغ درونگداز هم مي‌خنديم

چون لاله‌ نوشکفته‌اي درباران

از گريه پريم و باز هم مي‌خنديم!

حسن حسيني

------------***------------

بر جاده سوار نه؛ که گردي ديگر

اين تازه شروع فصل سردي ديگر

ما منحصرا در شب عشرت مرديم

تاريخ در انتظار مردي ديگر

اميد مهدي‌نژاد

نظرات کاربران
کد امنیتی
تبلیغات
تبلیغات