اندر حکایت ابن جیم و افطاری پر هزینه
حكايت هفته

اندر حکایت ابن جیم و افطاری پر هزینه

نویسنده : محمد حسين وكيلي-ايمان فروزان نيا

ناقلان شکر کلام نقل کرده‌اند و کاتبان زرین قلم بیاورده‌اند که در بلاد جیم، پیری فرزانه می‌زیست به نام ابوجارچی ابن جیم خراسانی. روزی پیرنا در خانه نشسته بود و مشغول تهیه طعام افطار خویش بود. به ناگاه عده‌ای از مریدان بر او وارد شدند و پس از سلام، مشغول خاراندن پاچه استادنا شدند. ابن جیم دانست که مریدان را حاجتی باشد. پس نهیبی زد که: دردتون چیه؟

مریدان گفتند: یا خفن! قصد داریم که جمعی از اصحاب را افطاری بدهیم و کمی پول می‌خواهیم، چون از شما بخشنده‌تر نمی‌شناختیم نزدتان آمدیم تا 20 میلیون ناقابل به ما قرض بدهی.

ابن جیم چون مبلغ را شنید، کف و خون بالا آورد و پرسید مگر می‌خواهید کل بلاد را افطاری بدهید؟! این هزینه بالا از برای چیست؟!

مریدان گفتند: یا استاد؛ یک شرکت تبلیغاتی به ما پیامک فرستاده و مدعی شده که مجلس افطاری با حضور بازیگران سینما برگزار می‌کند و بر اساس یوم هفته و میزان شهرت آن بازیگر از ما پول می‌ستاند. مثلا گفته برای مجلس افطاری با حضور محمدرضا گلزار 18 میلیون باید بسرفیم! ابن جیم تا این کلام بشنید؛ تیغ از میان کشید نیمی از مریدان را در جا نصف کرد؛ بعد گفت: ای کور دلان نمک نشناس؛ مگر استاد شما چه از گلزار کم دارد؟! چشم آبی ندارم؟ که ندارم؛ هیکل ورزشکاری ندارم؟ که ندارم؛ خوشگل نیستم؟ که نیستم! تازه نصف پول افطاری رو هم می‌دم.

مریدان چون این حکمت بشنیدند، از کرده خود بسیار پشیمان شدند و نعره‌ها زدند و جامه‌ها دریدند و سر به بیابان گذاشتند و کلا برنامه افطاری لغو شد!

نظرات کاربران
کد امنیتی
Sara-amd
Sara-amd
٩٣/٠٤/١٢
٠
٠
:| خب كه چى؟!! درضمن چشاى گلزار سبزه!...