از دم کردن ماکارونی تا ساخت روبات کنترل ترافیک!
گفت‌وگویی متفاوت با قهرمانان روباتیک جهان

از دم کردن ماکارونی تا ساخت روبات کنترل ترافیک!

نویسنده : مريم شيعه زاده

کمتر کسی گمان می‌کرد، تیم دانش‌آموزی که در مسابقات روباتیک اسفندماه سال گذشته دانشگاه صنعتی شریف مقام سوم را کسب کرد، بتواند با فاصله دو ماه از آن مسابقات، مقام اول مسابقات جهانی دبی را کسب کند. آن هم با حضور 150 تیم از 27 کشور دنیا. کشورهای صاحب نام در حوزه روباتیک ازجمله آلمان، آمریکا، چین و ... . این تیم متشکل از امیررضا سودمندی 19 ساله، محمدحسن گلمکانی و رضا مجددی 17 ساله بود که از این سه نخبه دعوت کردیم برای گپ و گفتی دوستانه به جیم بیایند. 

در ملاقات اول، منتظر چند دانش‌آموز ساکت و سر به زیر با عینک طبی بودیم که ترجیحا چند کتاب قطور هم زیر بغلشان باشد! از همین‌ها که سر کلاس ردیف اول می‌نشینند و ده‌ها سوال از معلم می‌پرسند و اگر کنار دستی‌شان عطسه کند، فورا به او می‌گویند: «هیس! حواسم را پرت نکن» البته مقصر ما و تصورات‌مان نیستیم، مقصر ذهیتی است که اغلب افراد جامعه از «بچه زرنگ»ها، «شاگرد اول»ها یا همان «مخ»های کلاس دارند! خلاصه این بار این نوجوانان برخلاف تصور ما ظاهر شدند. بسیار پر انرژی، فعال و با نشاط

!

روباتی بر بام جهان!

روبات ‌«کنترل ترافیک شهری» که گوی سبقت را از روبات‌های حاضر در مسابقه جهانی ربود، نسبتا شبیه به خودروهای بدون سرنشین است. از رضا می‌خواهم کمی بیشتر توضیح دهد که می‌گوید: «روبات به صورت اتوماتیک و بدون دخالت ما، مسیر را از مبدا تا مقصد اسکن می‌کند و کوتاه‌ترین و بهترین راه را انتخاب می‌کند. در جاهایی که سبقت آزاد است، سبقت می‌گیرد، فاصله‌اش را با حاشیه خیابان و خودروی جلویی رعایت می‌کند، دور میدان‌ها دور می‌زند، علائم راهنمایی و رانندگی را رعایت می‌کند و... و خلاصه همچون یک راننده مشهدی تمام عیار (!) رانندگی می‌کند. در ضمن تمام مراحل ساخت و برنامه‌نویسی این روبات توسط ما سه نفر انجام شد.» 

امیررضا نیز می‌گوید: «مسابقات جهانی دبی سطح بالایی داشت و با فاصله یکی دو ثانیه توانستیم مقام اول را به دست آوریم. در پایان این مسابقات توسط یکی از دانشگاه‌های مطرح استرالیا بورسیه شدیم که این ارزشمندترین هدیه مسابقات بود. البته هنوز تصمیم نگرفته‌ایم که از بورسیه استفاده کنیم یا نه! با دانشگاه‌های مطرح کشور خودمان صحبت کرده‌ام که با شرط‌هایی مثل معدل نهایی قبول کرده‌اند تا بدون کنکور ما را پذیرش کنند.»

 

در حسرت خواب!

خاطرات بچه‌ها در این سفر هم شنیدنی بود. از خراب شدن روبات‌شان در بدو ورود به دبی بگیرید تا نقشه‌هایی که نقش بر آب شد! 

قسمتی از این خاطرات را از زبان محمد بخوانید: «روزی که به دبی رسیدیم متوجه شدیم چند قطعه از روبات در قسمت بار هواپیما به خاطر فشارها خراب شده است. آقای حبیب‌زاده به عنوان مربی همراه ما بودند اما همه کارها به عهده خودمان بود. تیم داوری اگر شک می‌کرد که شخص دیگری در طراحی و برنامه‌ریزی به ما کمک کرده است، حذف می‌شدیم. به علاوه از تیم‌هایی که مقام آورده بودند سوال می‌شد تا مطمئن شوند روبات کار خودشان است. به هر زحمتی بود عیب‌های روبات را پیدا کردیم و تعمیر آن را آغاز کردیم. حدود 48 ساعت به صورت بی وقفه کار کردیم و در این مدت هم با قهوه و نسکافه خودمان را بیدار نگه داشتیم. روز مسابقه حتی چند بار ایستاده خواب‌مان برد، آن روز نمی‌نشستیم چون مطمئن بودیم اگر بنشینیم خواب‌مان می‌برد! خلاصه هرچه برای دو روز اول، تفریح و سیاحت نقشه کشیده بودیم، همه‌اش نقش برآب شد و در این مدت فقط منتظر بودیم فرصتی پیدا کنیم تا استراحت کنیم و بخوابیم، تفریح که جای خود دارد!»

 

یک ماکارونی متفاوت

امیررضا در لا به لای حرف هایش به یک «قابلمه» اشاره می‌کند! قابلمه‌ای که به فندک خودرو نصب می‌شود و می‌توان در آن آشپزی کرد. این قابلمه در جشنواره خوارزمی شرکت داده شده و اکنون به عنوان یک اختراع از او ثبت شده است. صحبت از قابلمه می‌شود که از آشپزی بچه‌ها می‌پرسم و غذاهایی را که می‌توانند درست کنند نام می‌برند. 

 طرز تهیه ماکارونی را خیلی خلاصه بگویید!

 رضا: نیمرو هم غذاست! نمی‌شود نیمرو را بگویم؟ 

 محمد: آب که جوش آمد ماکارونی را می‌ریزیم و بعد آبکش می‌کنیم. بعد هم می‌گذاریم دم بكشد! 

  احتمالا چیزی را فراموش نکردی؟!

 امیررضا (با خنده): سخت نگیرید! یک کنسرو چاشنی ماکارونی هم می‌خریم و می‌زنیم تنگش! ماکارونی سخت است، می خواهید برنج را بگویم؟ 

بعد از این‌که پسرها از آشپزی نا امیدمان می‌کنند به سراغ کارهای خانه می‌رویم که این بار... بازهم نا امیدمان می‌کنند! البته محمد در این زمینه یک سر و گردن بالاتر از بقیه است چرا که صبح‌ها خودش تختش را مرتب می‌کند!

 

کاربرد واریانس و انتگرال در زندگی

معدل رضا 19، امیررضا 17 و معدل محمد 18 بود. از درس و مدرسه که صحبت می‌کنیم بچه‌ها از رشته تحصیلی‌شان راضی هستند و رشته ریاضی و فیزیک و روباتیک را لازم و ملزوم هم می‌دانند. رضا در پاسخ به سوال «درس یا روبات؟» می‌گوید: برای ساخت روبات تئوری را که یاد می‌گیری، به صورت عملی اجرا می‌کنی و نتیجه‌اش را می‌بینی! این به آدم انگيزه می‌دهد! اما واریانس و انتگرال به جز مدرسه، برای ما کاربرد دیگری ندارد! محمد حرف‌های رضا را تایید می‌کند، امیر رضا هم می‌گوید: «ساخت روبات جذاب‌تر است! حتی با همه سختی‌هایش، شب‌های زیادی با بچه‌ها بیدار ماندیم تا ظرف 2 ماه بتوانیم روبات را تکمیل کنیم. اغلب اوقات در پژوهش‌سرا بودیم و می‌شود گفت در این 2 ماه ساخت روبات همه زندگی‌مان شده بود.» 

 

از لواشک سازی تا استقلال

حرف از ورزش که باشد حرف اول و آخر را فوتبال می‌زند. بحث فوتبال هم که باشد در همان ابتدا این سوال مطرح می‌شود که پرسپولیسی هستی یا استقلالی؟ اما این بار از خودمان خلاقيت در كرديم و با سوالی متفاوت به کارمان ادامه دادیم!

 تیم لواشک‌سازی متعلق به کدام شهر است؟ 

 رضا: نوشهر 

 امیررضا (با تعجب): کشکک سازی؟!

 محمد: گمانم تبریز 

البته نگران نباشید! ما سوال کلیشه‌ای استقلالی یا پرسپولیسی را هم پرسیدیم و هر سه بزرگوار استقلالی بودند و ما تنها ماندیم، لذا فورا بحث را عوض کردیم و از رابطه‌شان با تئاتر و سینما پرسیدیم! پدر رضا کارگردان است و به همین دلیل هم رضا و هم دوستانش طرفدار دو آتیشه سینما و تئاتر هستند. 

 رضا: ما معمولا هفته‌ای یک بار به تئاتر یا سینما می‌رویم. آخرین تئاتری هم که دیدیم «من تمامی مردگان بودم» بود. امیررضا می‌خندد و اضافه می‌کند: «سه بار فیلم «چ» را دیدیم و دو بار «خط ویژه» را! از هر فیلمی که خوش‌مان بیاید چند بار می‌رویم!» 

 

آخرین کتاب

امیررضا می‌گوید حتی زمانی که در خانه است و کاری ندارد مدام دور و برش را نگاه می‌کند تا ایده‌های نو برای ساخت پیدا کند، محمد و رضا هم وقت خودشان را با ورزش و بدن‌سازی پر می‌کنند. 

 برای شما «آخرین کتابی که خریدید» سوال تاریخی محسوب می‌شود؟

(هر سه می خندند)

 رضا: آخرین رمان از دولت آبادی بود که قبل از سفر به دبی خریدم.

محمد از این سوال طفره می‌رود.

 امیررضا: کتابی در باره ساخت روبات بود.

از شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی می‌پرسم. هر سه طرفدار پر و پاقرص شبکه‌های اجتماعی هستند و در روز حداقل 45 دقیقه را صرف گشت و گذار در فضای مجازی می‌کنند. 

 

چند میخ؟ چند لامپ؟

بحث می‌رود به سمت کارهای فنی و بچه‌ها از این بحث استقبال می‌کنند:

 با یک سیم چند لامپ را می‌توانیم روشن کنیم؟ 

 رضا: هیچی! چون سیم های فاز و نول نداریم!

 امیررضا: خب سیم را نصف می‌کنیم 

 محمد: شاید سیم کوتاه باشد 

و این ماجرا ادامه داشت که خواستم بی خیال سیم شوند و بگویند: «چرا نجارها مداد را پشت گوش‌شان می‌گذارند؟» رضا می‌گوید: «چون سرعت کارشان بالا برود» محمد صحبت‌هایش را قطع می‌کند و می‌گوید: «خب چرا در جیب پیراهن‌شان نمی‌گذارند؟!» و با این سوال منطقی جلسه در سکوت کامل فرو می‌رود! 

+ به نظرتان یک میز 6 نفره چند میخ لازم دارد؟

 رضا: 20 تا کافیست! 

 امیررضا: 6 پایه دارد، برای هرکدام 4 میخ که می‌شود 24 میخ!

البته چون فصل امتحانات است و از آنجا که نمی‌خواهیم خیلی ذهن بچه‌ها درگیر شود و سر جلسه امتحان تعداد میخ و لامپ و ... حساب کنند، به همین سوالات اکتفا کردیم! 

 

با تشکر از ...

 

بچه‌ها این موفقیت را مدیون حمایت مادی و معنوی خانواده‌های‌شان می‌دانستند و در آخر از مسئولین مدرسه‌های‌شان و  آموزش و پرورش ناحیه 3 و 4 هم تشکر کردند. البته از خانواده آقای رجبی تشکری نکردند!!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٥/٠٩/١٨
روایت‌هایی از هفت‌خان خواستگاری‌های امروزی به بهانه شروع فصل خواستگاری‌ها

از خواستگاری تا ازدواج راه درازی ا‌ست!

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
برای اولین بار رونمایی از راهنمای اصطلاحات جلسه موضوع ویژه

از همش نزن تا خیارشورکنار جوجه!

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨
گپی با قربان محمدپور کارگردان سلام بمبئی که فیلمش رکورد فروش در روز اول اکران را زد

سینمای من جشنواره‌ای نیست، برای مردم است

٩٥/٠٩/١٨
پایان‌نامه

خاموش کردن آتش در مشهد با تی!

٩٥/٠٩/١٨

دشواری نداریم

٩٥/٠٩/١٨

چرخه‌ تبدیل پراید

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

خلاق‌های اینستاگرامی

٩٥/٠٩/١٨