ذهن زيبا
ذهن زيبا

ذهن زيبا

نویسنده : گروه ادب و هنر

در لحظه‌های تزلزل و تنهایی  

وقتی بیایی

دست من از وسعت بر می‌خیزد  

و نگاهم 

بی اندکی قناعت

زمین را می‌گیرد 

سلمان هراتي

1365- 1338 ش

======***======

دکتر سرش را تکان می‌د‌هد

پرستار سرش را تکان می‌دهد

دکتر عرقش را پاک می‌کند

و رشته کوه‌های سبز

بر صفحه‌ مانیتور، کویر می‌شود

گروس عبدالملکیان

1358 ش

======***======

احساس می‌کنم

روحم در آستانه‌ ویرانی‌ست

باری این ‌را پرنده‌ای می‌گفت 

وقتی که در نسیم شناور بود 

وقتی که پشت پنجره باشی

بهار هم مانند روزهای زمستانی است

سهیل محمودی 

1339 ش

======***======

يادهای تو درياست

و من نهنگ گمشده‌ای

كه در پی قویی

در جویی غرق شد 

شمس لنگرودی 

1329 ش

======***======

از تو دور شدم

مثل ابر از دریا

اما هر جا رفتم 

باریدم ... 

رسول یونان

1348 ش

======***======

دو سال است، هرجا می‌روم

پنجره را با خودم می‌برم

دو سال است، دنیا را

دنبالِ تو می‌گردم

دو سال است، این دو چشم

پنجره‌هایی رو به توست

یوسف الصائغ/ برگردان: محسن آزرم

من دلم گرفته

هرچه می‌روم نمی‌رسم

ردّ پای دوست

کوچه‌باغ عشق

سایبان زندگی کجاست؟

محمدرضا عبدالملکیان

1336 ش

نظرات کاربران
کد امنیتی