اندر حکایت ابوجارچی و خط خطی کردن کارنامه
حكايت هفته

اندر حکایت ابوجارچی و خط خطی کردن کارنامه

نویسنده : مريم غلامزاده-مهديه جوادي

نقل است که روزی ابوجارچی ابن جیم خراسانی در وسط بیابان نشسته بود و مشغول ریاضت دادن تن بود که به ناگاه گرد و خاکی از دور بدید. به خیالش آمد که جنیان باشند، پس دل محکم کرد ولی در کمتر از 3 ثانیه چنان قالب تهی کرد که جا در جا به مثال مرده بر زمین افتاد!

چون گرد و خاک فرونشست مریدان پدیدار شدند. نزدیک ابوجارچی آمدند و پیرنا را بی جان یافتند. پس یکی گفت حال ما سوال خویش از که بپرسیم؟ یکی از مریدان گفت از من بپرس که من 40 سال نزد ابن جیم شاگردی کردم و از علم و حلم او بهره‌ها بردم و خلاصه خیلی شاخم!

پس مریدان وی را گفتند: یا خفن؛ وزیر علوم احمدی‌نژاد درباره بورسیه غیرقانونی 3 هزار نفر گفته: خط خطی کردن کارنامه دیگران کار درستی نیست. حکمت این کلام در چه باشد.

پس آن مرید با فضیلت تاملی کرد و گفت: این کلام درست نباشد، اگر خط خطی کردن کارنامه دیگران کار درستی نیست، پس چرا کارنامه برخی از آقازاده‌ها خط خطی شده و با معدل‌های پایین بورسیه دانشگاه‌های فرنگ شدند.

نقل است با بیان این حکمت، ابن جیم که مرده بود، ناگهان از جای خویش پرید و نعره‌ای زد و جامه‌ها درید و گفت: «حالا دیگه جای من رو می‌گیری؟!» پس شمشیر برکشید و در بیابان به دنبال کتلت کردن مریدان برفت و مریدان نیز دو پای داشتند و دو پای قرض کردند و بند جیم را اجرا کردند.

نظرات کاربران
کد امنیتی